وکیل و فعال محیطزیست و عضو انجمن مردمی شنهی نهوژین کوردستان، همراه با چیاکو یوسفینژاد ورزشکار و قهرمان و خبات امینی فعال و دوستدار محیط زیست، در حال مهار آتشسوزی کوه آبیدر، جان خود را فدای طبیعت کردند.
هــزارن بار ما را سـوخت حریق حـادثه تا مرز خاکـستر
ولی ما نسل سیمرغیم که از خاکستر خود می گشاید پر
آبیدر، سترگ چون شیرمردان و شیرزنان کورد، مأمن و پناهگاه اهالی سنندج است آنجا که برای دلتنگی به تاقهدار میرویم و برای صعود به پناهگاه و برای تفرج به هفت آسیاب و امیریه و اما امروز، خاکستر غم بر دامنههایش نشسته است. شعلههایی که چند ساعت در طبیعت پیچید، سه عمر را با خود برد. اما آنچه آتش با خود نسوخت، خاطرهی ایستادگی، فداکاری و عشق به طبیعت و زمین بود.
سنندج شاهد حادثه تلخی بود که نه فقط قلب مردم کردستان، که دل تمام ایران را لرزاند. حمید مرادی، وکیل و فعال محیطزیست و عضو انجمن مردمی شنهی نهوژین کوردستان، همراه با چیاکو یوسفینژاد ورزشکار و قهرمان و خبات امینی فعال و دوستدار محیط زیست، در حال مهار آتشسوزی کوه آبیدر، جان خود را فدای طبیعت کردند. آنها نماد شرافت و مسئولیت اجتماعی در دورانی بودند که زمین بیش از همیشه به مراقبت نیاز دارد. اما مگر فاجعه تنها همین است؟ نه. دردناکتر آن است که این اولین بار نیست که چنین جانهایی میسوزند؛ و اگر نجنبیـم، آخرین بار هم نخواهد بود.
تاریخ سوختهای که باز تکرار شد
آتشسوزی در جنگلها، کوهها و مناطق طبیعی ایران، قصهای قدیمی اما همیشه زنده است. در دنیا، آتشهای مهیب کالیفرنیا، آمازون، استرالیا و یونان، با تمام تجهیزات و نیروهای سازمانیافته، باز هم کشته میدهند و بر اساس آمارهای محققان استرالیائی سالانه ۳۳ هزار نفر در آتشسوزی جنگلهای جهان میمیرند. اما در ایران، قربانیان اغلب مردمی هستند که با دستهای خالی و دلی پر از دغدغه، به دل شعلهها میزنند.
در پنج سال گذشته، مرگ فعالان محیط زیست در کوهها و جنگلهای زاگرس بارها تکرار شده:
1399، پاوه: مختار خندانی، بلال امینی و یاسین کریمی سه جان باخته مهار آتش مره خیل
۱۳۹۹، کهگیلویه و بویراحمد: سه تن از نیروهای داوطلب قربانی شعلهها شدند.
۱۴۰۰، ایلام و لرستان: چندین مجروح و فوتی ثبت شد.
و اکنون ۱۴۰۴، کوه آبیدر سنندج و سه جانفدای راه سبز کردستان.
مرگ این عزیزان تنها نتیجه یک حادثه طبیعی نیست؛ بلکه بازتابی است از نبود ساختارهای پاسخگو، عوامل انسانی، تجهیزات اولیه، آموزش عمومی و همکاری میان نهادهای مسئول.
در میانه این اندوه عظیم، تمام کردستان به احترام ایثار این عزیزان ایستاد:
• اعزام فوری بالگرد برای انتقال مصدومان از کوه آبیدر توسط فوریت های پزشکی با سه سورتی پرواز، اقدامی نجاتبخش و سریع بود که جانهای دو تن از آسیبدیده گان و مجروحان را به زندگی بازگرداند.
• همراهی شایسته فعالان جامعه مدنی، انجمن های دوستدار محیط زیست و ورزشکاران و هنرمندان در تشییع و خاکسپاری عزیزان از دست رفته و نیز مراسم ترحیم و دلداری به خانواده های داغدیده نشان از یکدلی برای کوردستان غمیگن بود.
• در همان شب نخست حادثه، دیدار و عیادت استاندار از مجروحان در بیمارستان کوثر سنندج و صدور دستورات لازم، پیام همدلی و همراهی به جامعه داد.
• فرماندهی عملیات درمان و مراقبت های پزشکی مستقیماً به عهده رئیس دانشگاه علوم پزشکی کردستان نهاده شد و بیمارستان کوثر به ارائه خدمات ویژه و فوری به حادثه دیدگان در بخش BICU (بخش مراقبت های ویژه سوختگی)، فرایند درمان با اولویت کامل انجام شد و همکاری شایسته ای با فعالان مدنی داشتند.
• استاندار کردستان با اعلام دو روز عزای عمومی، سوگ مردم را رسمی و قابل احترام ساخت که در نوع خود بی نظیر و قابل تقدیر است.
• دستور رسمی استاندار به حضور کارکنان دولت در مراسم خاکسپاری نشان از قدردانی از فداکاری جانباختگان داشت.
• پیام تسلیت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نیز رئیس سازمان مدیریت بحران کشور به خانواده داغ دیدگان، ایثار این عزیزان را در سطح ملی ستود.
• درخواست نماینده سنندج در مجلس برای اعطای درجه ایثار و شهادت به جانباختگان آتش سوزی آبیدر اقدامی درخور و شایسته بود.
• حضور استاندار کردستان در منزل خانوادههای داغدیده، نشان از قدرشناسی و همدردی اولین استاندار کورد اهل سنت با صاحبان مصیبت داشت.
• حضور در مراسم خاکسپاری و همچنین چندین بار عیادت از مجروحین حادثه توسط فرماندار سنندج نشان از همدلی دولتمردان در این حادثه داشت.
• رئیس کل دادگستری هم با دستور ویژه به تشکیل پرونده قضایی در شعبه ویژه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان اقدام و دستورات قضایی و انتظامی جهت شناسایی و برخورد با مقصرین احتمالی این حادثه صادر نموده اند.
• عیادت معاون درمان وزیر بهداشت از حادثه دیدگان در بیمارستان کوثر
• و هر آنچه در یدِ قدرت فعالان مدنی و دولتمردان بود در طبق اخلاص نهاده شد.
نقش نهادهای مدنی و مردم: کردستان تنها نبود
مردم سنندج و فعالان مدنی کوردستان(از تمام استانهای همجوار)، بار دیگر نشان دادند که در بحرانها، پیشقدم و همدلاند. آنان دریافته اند که «ژینگه» محل زیستن است و حریم و حرمت دارد که حتی جان فدایش می کنند. شبکههای اجتماعی به سرعت پر شد از پستهایی برای همبستگی، اطلاعرسانی، و انتقاد از کمبود تجهیزات و آموزش مقابله با حریق. این همگرایی اجتماعی، نمادی از جامعهای زنده و مسئول است.
فاجعهای که میتوانست رخ ندهد
اگر تجهیزات اولیه، آموزش مردمی، نیروهای تخصصی و تقسیمکار میان نهادها وجود داشت؛ شاید امروز در سوگ این عزیزان نبودیم. اگر همان امکاناتی که برای نجات مجروحان فراهم شد، پیشتر برای پیشگیری از بحرانها مهیا شده بود، شاید جانهایی نجات پیدا میکردند.
اما هنوز هم دیر نیست. مرگ حمید، چیاکو و خبات، باید زندهکننده مسئولیت ما باشد. نه تنها مسئولیت دولت، که مسئولیت رسانه ها و فضای مجازی و جامعه مدنی، سیستم آموزشی و حتی فرهنگ عمومی.
برای آنکه کردستان داغ دیگری نبیند، چه باید کرد؟
۱. ایجاد سامانه واکنش سریع مردمی و دولتی با تشکیل تیمهای داوطلب آموزشدیده در شهرها و روستاهای نزدیک به منابع طبیعی و تجهیز این گروهها به وسایل ایمنی، لباس ضدحریق، ابزار ساده خاموشسازی و ارتباطی.(هرچند 65 دستگاه دمنده امسال تحویل گروههای داوطلب گردیده است اما وسعت زاگرس دهها برابر این تجهیزات می خواهد)
۲. ایجاد پایگاه مدیریت بحران طبیعت در استان کردستان و راهاندازی مرکزی با بودجه استانی برای پاسخگویی فوری به آتشسوزیهای جنگلها و مراتع.
۳. فرهنگ سازی حفاظت از طبیعت در جامعه با آموزش کودکان و خانواده ها و همکاری جامعه مدنی و فعالان فضای مجازی(ما چند بنر در سطح شهرمان برای حفاظت از محیط زیست و طبیعت نصب کرده ایم؟)
۴. مکانیزهکردن عملیات اطفاء حریق در کردستان با خریداری خودروها و تجهیزات سبک و مناسب کوهستان و قرارداد با بالگردهای امدادی در فصل گرم سال.
۵. حمایت حقوقی و بیمهای از داوطلبان و خانوادههای قربانیان و پیگیری نمایندگان مجلس و استاندار در به رسمیت شناختن مقام شهدای محیطزیست(هر چند این عزیزن برای مردم کردستان شهیدند و هماره ماندگار) و نیز پرداخت حقوق و بیمه به خانوادههای داوطلبان جانباخته.
6. پیگیری جدی قضایی توسط معاونت حقوق عامه دادگستری کردستان در خصوص این حادثه و شناسایی عوامل و علل بروز این فاجعه و گزارش اقدامات انجام شده به مردم جهت آرامش بخشیدن به جامعه و همچنین نظارت بر اجرای قوانین حفاظت و حراست از منابع طبیعی به منظور پیشگیری از حوادث مرتبط
سخن آخر
کوه آبیدر، دیگر مثل قبل نخواهد بود. بر فراز آن، داغی بر دل شهر نشسته. اما اگر بخواهیم، میتوانیم شعلههایی که جان گرفتند را به نوری تبدیل کنیم که راه آینده را روشن کند. یاد حمید مرادی، چیاکو یوسفینژاد و خبات امینی هماره بر تارک آبیدر سنندج خواهد نشست و نامشان، الهامبخش مسئولیت ما.
آدرس کوتاه خبر: