به قلم: سید کیهان اسدی/ پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
سنندج در آتش بیتدبیری؛ بحرانهای تو در تو در سایه خاموشی، تشنگی، گرانی و فاجعه آبیدر
آتش آبیدر شاید بخشی از کوه را سوزاند، اما میتواند وجدان عمومی و اراده جمعی را برافروزد. وقت آن رسیده که دولت، مردم و نهادها با نگاهی نو و با ارادهای مشترک، آیندهای شایسته برای کردستان بسازند.
سنندج در آتش بیتدبیری؛ بحرانهای تو در تو در سایه خاموشی، تشنگی، گرانی و فاجعه آبیدر
بررسی حقوقی، تحلیلی و اجتماعی از وضعیت بحرانی کردستان و راه نجات آن
مقدمه: وقتی مردم تنها میمانند
سنندج، این شهر کهنباور و صبور، این روزها زیر فشار طاقتفرسای بحرانهای چندلایهای به زانو درآمده است. قطعی مکرر آب و برق، در اوج گرمای تابستان و همزمان با انفجار قیمتها، روزگار را بر مردم تنگ کرده است. اما این تمام ماجرا نیست؛ آتشسوزی دلخراش در کوه آبیدر و شهادت سه شهروند فداکار، نماد ناتوانی ساختاری در مدیریت بحرانهاست.
در این مقاله، سعی دارم صرفاً به ذکر درد نپردازم؛ بلکه قصد دارم با نگاهی ژرف به علل و ریشههای بحران، راه نجاتی ارائه دهم که هم مسئولیت دولت و نهادها را مشخص کند و هم نقش مردم در خروج از این وضعیت را ترسیم نمایم. و البته یه بخش ویژه از منظر حقوقی هم در این مقاله به نگارش درآوردهام.
بخش اول: وضعیت بحرانی؛ قطعی برق و آب، فاجعه زیستمحیطی و انفجار گرانی
۱. خاموشی و بیآبی در فصل داغترین نیازها
• برق نه تنها یک خدمت بلکه ستون فقرات زندگی امروز است. با قطعی آن
• کولر و یخچالها از کار میافتند
• داروهای بیماران فاسد میشود
• کودکان و سالمندان در خطر گرمازدگی هستند
• آب، عنصر حیات، وقتی ناپدید میشود، بهداشت، آرامش و حتی کرامت انسانی خدشهدار میشود.
قطعی همزمان برق و آب در چنین شرایطی، نه یک حادثه، بلکه فاجعهای انسانی است.
۲. فاجعه محیطزیستی در آبیدر؛ قربانیان ناتوانی سیستماتیک
کوه آبیدر، نماد هویت سنندج، در آتشسوزی گستردهای سوخت. اما آنچه تلختر بود، جان باختن سه مرد شریف و ایثارگر بود که جان خود را در نبود تجهیزات و هماهنگی، فدای مردم و طبیعت کردند.
چه شد که این سه شهروند، به جای تیم تخصصی آتشنشانی و نیروهای امداد، جلوی آتش ایستادند؟
۳. گرانی افسارگسیخته؛ فشاری همزمان با بحران زیستی
در حالتی که آب و برق نیست، بازار هم بیثبات است:
• قیمت آب معدنی، ژنراتور، مواد غذایی فاسدشدنی و حتی دارو افزایش یافته
• کسبوکارها از قطعی برق آسیب جدی دیدهاند
• خانوادهها توان تحمل همزمان بحران معیشتی و خدماتی را از دست دادهاند
بخش دوم: آسیبشناسی دقیق؛ چرا کردستان اینچنین رها شده است؟
۱. نبود طرح جامع مدیریت بحران
هیچ نقشه عملیاتی مشخصی برای واکنش به بحرانها وجود ندارد:
• سیستمهای پیشبینی خاموشی، خشکسالی یا آتشسوزی ناکارآمد یا غیرشفاف هستند
• فرمانداریها و شهرداریها فاقد ساختار واکنش سریع هستند
۲. ضعف زیرساختهای حیاتی
• شبکه انتقال آب و برق فرسوده است
• ایستگاههای پمپاژ، تصفیهخانهها و پستهای برق قدیمیاند
• سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها یا انجام نشده یا نابرابر بوده است
۳. بیعدالتی منطقهای در تخصیص منابع
کردستان در توزیع منابع ملی همواره در حاشیه قرار گرفته:
• عدم اجرای عدالت در برنامههای عمرانی ملی
• نادیده گرفتن نیازهای واقعی استانهای مرزی
۴. نبود همگرایی بین مردم، نهادها و دولت
• مشارکت عمومی در بحرانها ساختاری ندارد
• اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت آسیب دیده است
• رسانهها و نهادهای مدنی، منزوی شدهاند
بخش سوم: مسئولیتها؛ چه کسی باید پاسخ دهد؟
وظایف دولت و نهادهای حاکمیتی
1. اطلاعرسانی شفاف و بدون توجیه
• هرگونه قطعی باید با اطلاع قبلی، دلایل مشخص، و جدول زمانبندی باشد و در ساعاتی باشد که آسیب آن کمتر باشد
2. سرمایهگذاری اضطراری برای نوسازی شبکهها
• تخصیص فوری بودجه ویژه به کردستان جهت تقویت زیرساختهای برق، آب، امداد و محیطزیست
3. تشکیل «ستاد ملی بازسازی اعتماد عمومی»
• با مشارکت نمایندگان مردم، رسانهها، دانشگاهیان، فعالان مدنی
4. حمایت از خانوادههای آسیبدیده و شهدای آبیدر
• اعطای نشان ملی ایثار و بیمه بازماندگان؛ تأسیس بنیاد یادمان شهدای بحران
5. مدیریت یکپارچه بحران با نگاه منطقهمحور
• نه از مرکز، بلکه با محوریت نخبگان محلی، علمی و مردمی
وظایف مردم و نهادهای اجتماعی
1. پرهیز از تخریب و تخطئه، اما پیگیر مطالبهگری شفاف
• مسئولیتخواهی از طریق شوراها، رسانههای محلی، تشکلهای صنفی و مدنی
2. تشکیل گروههای داوطلب بحرانیار و تیمهای مردمی امداد
• آموزش عمومی مقابله با بحران در مدارس، مساجد، و محلات
3. ارتقای دانش عمومی درباره مصرف آب و برق
• ترویج فرهنگ مصرف مسئولانه در جامعه، خانواده و ادارات
4. همبستگی اجتماعی در حمایت از خانوادههای داغدیده
• جمعآوری کمک، همدلی، تقویت حس مسئولیت جمعی
بخش چهارم: راهحلهای عملیاتی و مرحلهای
راهحلهای فوری:
• اعلام وضعیت فوقالعاده زیربنایی در سنندج و تشکیل ستاد منطقهای با اختیارات ویژه
• وارد کردن نیروهای امدادی حرفهای و تجهیزات از استانهای همجوار
• تهیه ژنراتورهای عمومی برای مراکز درمانی و مناطق آسیبپذیر
راهحلهای میانمدت:
• تدوین طرح جامع امنیت آب و برق با اولویت مناطق مرزی
• ساخت مخازن ذخیره آب برای تابستانهای خشک و طرحهای تولید انرژی خورشیدی محلی
• تاسیس «مرکز پیشگیری و واکنش به بحران» در سنندج
راهحلهای بلندمدت:
• بازنگری در سیاست تمرکزگرایی و واگذاری مدیریت منابع به استانها
• تقویت زیرساختهای آموزش بحران، محیطزیست و حقوق شهروندی
• طراحی «برنامه توسعه پایدار کردستان» با مشارکت نخبگان، مهاجران بازگشته و سرمایهگذاران داخلی
بخش پنجم ( ویژه ) حقوقی : سنندج و بحرانهای حقوق شهروندی؛ مسئولیت دولت و حقوق مردم
بحرانهای جاری در سنندج از منظر حقوقی صرفاً «حوادث طبیعی» تلقی نمیشوند، بلکه واجد ماهیتی حقوقی هستند که بهشدت با حقوق اساسی شهروندان، اصول حاکمیت قانون، مسئولیت دولتها، و استانداردهای حقوق بشردوستانه داخلی گره خوردهاند. در این بخش، موضوع از منظر حقوق عمومی داخلی و اسناد بینالمللی بررسی می کنم .
۱. حق دسترسی به آب، برق و خدمات عمومی؛ یک حق بنیادین انسانی و شهروندی
طبق اصل ۳ و ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
• دولت موظف به تأمین خدمات عمومی از جمله آب، برق، بهداشت و آموزش برای همه مردم بهصورت عادلانه است.
• حق بهرهمندی از آب سالم، برق پایدار و محیطزیست ایمن، بخشی از حقوق بنیادین شهروندی است.
همچنین بر اساس ماده ۱۱ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (مصوب مجمع عمومی سازمان ملل):
«حق بر استاندارد مناسب زندگی، شامل غذا، پوشاک، مسکن، آب آشامیدنی، بهداشت و امنیت محیطی» بر عهده دولتهاست.
بنابراین، قطعی مکرر و بیبرنامه آب و برق بهویژه در شرایط گرمای شدید، تهدیدی برای حق حیات، سلامت و کرامت انسانی تلقی میشود و نیازمند پاسخگویی حقوقی است.
۲. فاجعه آتشسوزی آبیدر و شهادت سه شهروند؛ تعهد دولت در زمینه حفاظت از جان مردم
بر اساس اصول ۲۲، ۴۰ و ۵۰ قانون اساسی، امنیت جانی، مالی، و اجتماعی شهروندان وظیفهی بیقید و شرط دولت است.
• نبود تجهیزات، تأخیر در امدادرسانی، ضعف آمادگی نهادهای ذیربط در آبیدر، همگی میتواند در زمره کوتاهی در انجام وظیفه قانونی دولت و منجر به مسئولیت مدنی و حتی کیفری نهادهای مربوطه قرار گیرد.
• طبق اصل «مسئولیت دولت در قبال خسارات ناشی از عملکرد نامطلوب خدمات عمومی»، خانوادههای جانباختگان حق دارند پیگیری حقوقی و مطالبه خسارت و جبران مادی و معنوی نمایند.
۳. نقض اصل شفافیت و پاسخگویی؛ آسیب به اعتماد عمومی
بر پایه اصل ۱۷۵ قانون اساسی و اصل “حکمرانی شفاف” در نظامهای مردمسالار، مردم حق دارند از وضعیت واقعی بحرانها، دلایل آن و تدابیر دولت باخبر باشند.
• نبود شفافسازی و گزارش رسمی درخصوص قطعیها و حادثه آبیدر، نقض حقوق شهروندی در حوزه دسترسی به اطلاعات عمومی محسوب میشود.
• دولت موظف است کمیته حقیقتیاب مستقل تشکیل داده و گزارش عمومی درباره دلایل حادثه و تدابیر آتی منتشر کند.
۴. مسئولیت حقوقی دولت در برابر آسیبدیدگان؛ جبران، بازسازی، اصلاح ساختار
دولت در حقوق عمومی، نهتنها مسئول اجرای خدمات عمومی است، بلکه در برابر پیامدهای ناشی از سوءمدیریت، تأخیر در واکنش، و نقض حقوق شهروندان، موظف به جبران و اصلاح است.
• جبران خسارات کسبوکارها، منازل، تجهیزات و جانباختگان
• بازسازی اعتماد عمومی از طریق اقدام حقوقی مؤثر
• اصلاح ساختار نهادهای محلی ناکارآمد و ارتقاء پاسخگویی
۵. پیشگیری از تکرار فاجعه؛ وظیفه حقوقی و اخلاقی حاکمیت
بر اساس نظریههای نوین حکمرانی، دولتها موظف به:
• پیشبینی خطرات بالقوه
• تهیه برنامه عملیاتی بحران
• آموزش عمومی برای مقابله با حوادث
این موارد در چارچوب «حق مردم به زندگی در محیطی امن» تفسیر میشود.
پیشنهادات حقوقی مشخص:
1. تصویب فوری «لایحه حقوق بحران» با محوریت خدمات زیرساختی و محیطزیست
2. تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل برای حادثه آبیدر با اختیارات قضایی
3. ارائه گزارش سالانه عملکرد نهادهای خدماتی به مردم کردستان
4. پیگیری حقوقی توسط نهادهای مدنی و وکلای مردمی برای احقاق حقوق خانوادههای شهدا
5. الزام شهرداریها به تدوین و انتشار نقشه راه مدیریت بحران شهری با پشتوانه حقوقی
نتیجهگیری حقوقی؛
بحرانهای سنندج فقط چالشهای خدماتی یا طبیعی نیستند، بلکه در بطن خود، بازتابی از کاسته شدن پیوسته حقوق شهروندی، ضعف نظام پاسخگویی، و غیبت شفافیت حکمرانی هستند. بازگشت به عدالت، حقوق مردم و حاکمیت قانون، تنها راه پیشگیری از تکرار چنین فجایعی است. حاکمیت باید بداند که مردم کردستان، نه فقط خدمات، بلکه کرامت و حق زیستن با dignity ( کرامت انسانی ) را مطالبه می کنند . و همیشه صادقانه کنار حاکمیت خواهند ماند و در توان خود تلاش و کمک می کنند .
نتیجهگیری کلی : از بحران به بیداری جمعی برسیم
آنچه در سنندج رخ داد، نه یک حادثه عادی، بلکه هشداری تاریخی بود. اگر امروز به بحران پاسخ ندهیم، فردا شاهد فاجعهای فراگیر خواهیم بود. مردم کردستان سزاوار آرامش، خدمات پایدار، و عدالت در توسعهاند.
آتش آبیدر شاید بخشی از کوه را سوزاند، اما میتواند وجدان عمومی و اراده جمعی را برافروزد. وقت آن رسیده که دولت، مردم و نهادها با نگاهی نو و با ارادهای مشترک، آیندهای شایسته برای کردستان بسازند.
اما این بحرانها میتوانند آغازگر یک بیداری اجتماعی، مدیریتی و راهبردی باشند؛ اگر مردم و مسئولان با شجاعت، صداقت و همدلی برای تغییر وارد عمل شوند. کردستان سزاوار آرامش، امنیت و توسعه پایدار است، نه خاموشی، تشنگی و غم . یقین دارم تمام این مشکلات و بحران ها با توکل و ایمان راسخ به خدای مهربان و تدبیر دقیق حل خواهند شد. انشاالله