rojanpress.ir | فریاد خاموش انگور سیاه پایگلان

فریاد خاموش انگور سیاه پایگلان

گاهی برای درک یک بحران اقتصادی، به آمار و نمودار نیاز نیست؛ کافی است به باغی برویم که خوشه‌های انگور سیاهش بر شاخه‌ها مانده‌اند و باغداری را ببینیم که پس از یک سال تلاش، میان برداشت محصول با زیان و رهاکردن آن در باغ گرفتار شده است.
امروز وضعیت انگور سیاه پایگلان، از توابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد، تنها مسئله فروش یک محصول کشاورزی نیست؛ بلکه مسئله معیشت خانواده‌ها، اشتغال روستایی، حفظ سرمایه‌های تولیدی و آینده اقتصادی منطقه است. پایگلان، به‌عنوان یکی از کانون‌های مهم تولید انگور سیاه در کردستان، ظرفیت ارزشمندی برای توسعه کشاورزی و صنایع تبدیلی دارد؛ اما ضعف زیرساخت‌ها و ناهماهنگی میان تولید و بازار، این ظرفیت را با بحرانی جدی مواجه کرده است.

آمار نگران‌کننده از وضعیت باغداران
بنا بر اطلاعات آماری اعلام‌شده از سوی جناب آقای سلام کریمی، دهیار محترم پایگلان، این روستا حدود  ۷۰۰ هکتار باغ انگور سیاه دیمی دارد. به گفته ایشان، حدود ۳۰ درصد محصول به فروش رسیده و بخش قابل‌توجهی از محصول باقی‌مانده نیز با شرایطی دشوار روبه‌رو شده است.
بر اساس همین گزارش، حدود ۳۰۰ تن انگور با قیمت‌هایی در حدود کیلویی ۶ تا ۸ هزار تومان، در برخی موارد، به نمایندگان کارخانه‌ها و شرکت‌های خریدار تحویل شده است. همچنین بیش از ۴۰۰ تن محصول خراب شده یا در باغ‌ها از بین رفته و حدود ۴۰۰ تن دیگر نیز، به گفته دهیار، به دلیل آفت سفیدک‌زدگی، قابلیت برداشت و عرضه به بازار یا کارخانه را نداشته است.
این ارقام، برآوردهای اعلام‌شده از سوی دهیار محترم‌اند و برای تعیین دقیق میزان تولید، خسارت و محصول ازدست‌رفته، به بررسی کارشناسی و تطبیق آمار نیاز دارند؛ بااین‌حال، همین اطلاعات اولیه نیز ابعاد نگران‌کننده مسئله را نشان می‌دهد.
وقتی محصولی حاصل یک سال زحمت، هزینه و امید، با چنین قیمت‌هایی معامله می‌شود یا در باغ باقی می‌ماند، زیان تنها متوجه باغدار نیست؛ قدرت خرید خانوار، اشتغال فصلی و گردش مالی اقتصاد روستا نیز آسیب می‌بیند.

چرا انگور سیاه پایگلان به این وضعیت رسیده است؟
این بحران را نمی‌توان صرفاً به نبود مشتری یا افت قیمت نسبت داد. مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، زیرساختی و اقلیمی در شکل‌گیری آن نقش دارند:
نخست، تمرکز عرضه در دوره‌ای کوتاه:
 ورود حجم زیادی از محصول به بازار در زمانی محدود، بدون تناسب با ظرفیت تقاضا، حمل‌ونقل و نگهداری، فشار کاهشی بر قیمت ایجاد می‌کند.
دوم، کمبود زیرساخت‌های نگهداری و فرآوری: نبود دسترسی کافی به سردخانه، مراکز درجه‌بندی و بسته‌بندی و واحدهای فرآوری، قدرت انتخاب باغدار را محدود و او را به فروش فوری وابسته می‌کند.
سوم، افزایش هزینه‌ها: علاوه بر هزینه‌های هرس کردن، از بین بردن علف‌های هرز، سم پاشی، نگهداری و ... از ابتدای سال، هزینه تهیه جعبه، کارگر، برداشت، بسته‌بندی و حمل‌ونقل، درآمد خالص باغدار را کاهش می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که گاهی فروش محصول حتی هزینه‌های برداشت و جابه‌جایی را پوشش نمی‌دهد.
چهارم، ضعف شبکه بازاریابی: محدودبودن ارتباط با خریداران عمده، صنایع غذایی و بازارهای خارج از استان، وابستگی به واسطه‌های محدود و کاهش قدرت چانه‌زنی تولیدکنندگان را به دنبال دارد.
پنجم، عوامل اقلیمی و زیستی: سرما و بارندگی زودهنگام و بروز پدیده جهانی ال‌نی‌نو، محدودشدن زمان برداشت و آفات و بیماری‌های گیاهی، می‌توانند خسارت را تشدید کنند. تعیین سهم هر عامل، به بررسی کارشناسی نیاز دارد.
این وضعیت نشان می‌دهد که مشکل اصلی، فاصله میان توان تولید منطقه و توانایی زنجیره اقتصادی برای رساندن محصول به مصرف‌کننده است.

چه باید کرد؟ راهکارهایی از اقدام فوری تا توسعه پایدار
۱. تشکیل کارگروه اضطراری نجات انگور
فرمانداری سروآباد، دهیاری، شورای روستا، جهاد کشاورزی، تعاون روستایی، نمایندگان باغداران و فعالان اقتصادی باید با تعیین مسئول اجرایی و برنامه زمان‌بندی، برای مدیریت بحران اقدام کنند. نخستین وظیفه این کارگروه، تهیه آمار دقیق محصول باقی‌مانده، خسارت، کیفیت و هزینه‌های تولید است.
۲. توسعه فوری شبکه فروش
باید فهرستی از خریداران عمده، میدان‌های میوه و تره‌بار، شرکت‌های پخش و صنایع غذایی در استان‌های مختلف تهیه شود. فروش گروهی، مذاکره مستقیم، تجمیع محموله‌ها و حمل مشترک می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد و قدرت مذاکره باغداران را افزایش دهد.
۳. استفاده از ظرفیت‌های موجود نگهداری و فرآوری
پیش از احداث تأسیسات جدید، ظرفیت خالی سردخانه‌ها و کارخانه‌های دارای مجوز در منطقه و استان‌های نزدیک بررسی شود. انعقاد قرارداد با واحدهای فرآوری برای خرید محصول سالم و مناسب، می‌تواند بخشی از فشار فروش فوری را کاهش دهد.
۴. تبدیل محصول خام به فرآورده‌های ارزشمند
تولید مویز و کشمش سیاه، شیره انگور، آب‌انگور و سایر محصولات غذایی می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کند. البته هر طرح باید بر اساس هزینه واقعی تولید، بازده فرآوری، استانداردهای بهداشتی و بازار فروش ارزیابی شود. فرآوری قراردادی در واحدهای موجود، می‌تواند گام نخست کم‌ریسک‌تری نسبت به احداث فوری کارخانه باشد.
۵. تشکیل تعاونی تخصصی بازاریابی
یک تشکل حرفه‌ای از باغداران می‌تواند مسئولیت تجمیع عرضه، درجه‌بندی، خرید گروهی جعبه، مذاکره با خریداران، عقد قرارداد و انتشار شفاف اطلاعات قیمت را بر عهده بگیرد. چنین تشکلی باید مدیر اجرایی، حسابداری روشن و عملکرد قابل‌اندازه‌گیری داشته باشد.
۶. ایجاد برند «انگور سیاه پایگلان»
با استانداردسازی کیفیت، بسته‌بندی مناسب و ایجاد شبکه توزیع، می‌توان زمینه معرفی این محصول به بازارهای ملی و در آینده، بازارهای صادراتی را فراهم کرد. البته برند‌سازی بدون کیفیت پایدار، قیمت رقابتی و مشتری واقعی، به‌تنهایی راه‌حل بحران نخواهد بود.
۷. برنامه‌ریزی پیش از فصل برداشت آینده
پیش‌بینی تولید، پایش آفات، بررسی شرایط اقلیمی، آموزش باغداران، شناسایی خریداران و عقد قراردادهای اولیه باید پیش از رسیدن محصول انجام شود. هدف آن است که باغدار پیش از برداشت، تصویر روشن‌تری از بازار، هزینه‌ها و مسیر فروش داشته باشد.

مسئولیت مشترک برای نجات یک ظرفیت اقتصادی
از دستگاه‌های اجرایی انتظار می‌رود حمایت از باغداران را به برنامه‌ای مشخص، دارای بودجه، زمان‌بندی و شاخص ارزیابی تبدیل کنند. از سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی نیز انتظار می‌رود ظرفیت انگور سیاه پایگلان را نه صرفاً به‌عنوان محصولی فصلی، بلکه به‌عنوان فرصتی برای ایجاد ارزش افزوده و اشتغال پایدار بررسی کنند.
در عین حال، باغداران با همکاری سازمان‌یافته و مشارکت در شبکه‌های فروش می‌توانند قدرت اقتصادی بیشتری به دست آورند. دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی نیز می‌توانند در مطالعه بازار، فناوری نگهداری، کنترل آفات و طراحی مدل‌های اقتصادی فرآوری نقش‌آفرین باشند.

 سخن پایانی
بحران انگور سیاه پایگلان هشداری جدی است: تولید محصول باکیفیت، بدون بازار مناسب، زیرساخت نگهداری، فرآوری و مدیریت حرفه‌ای زنجیره ارزش، الزاماً به رفاه اقتصادی منجر نمی‌شود.
باغدار صرفاً تولیدکننده یک کالا نیست؛ او حافظ سرمایه‌ای زنده، بخشی از هویت کشاورزی منطقه و یکی از پایه‌های اقتصاد روستایی است. نباید اجازه داد حاصل یک سال تلاش او، به دلیل ضعف در بازاریابی و زیرساخت، به ضایعات یا کالایی کم‌ارزش تبدیل شود.
پایگلان به همدلی نیاز دارد، اما همدلی به‌تنهایی کافی نیست؛ این منطقه به برنامه، دانش اقتصادی، سرمایه‌گذاری هدفمند و اقدام مشترک نیاز دارد.
نجات انگور سیاه پایگلان، فقط نجات یک محصول نیست؛ دفاع از معیشت باغداران، حفظ امید در روستا و سرمایه‌گذاری برای آینده اقتصادی ژاورود و کردستان است.

دکتر یوسف خانی
مشاور استراتژیک کسب‌وکار و توسعه اقتصادی- ۱۴۰۵/۸/۴
5 آبان 1405, 19:59
بازگشت