rojanpress.ir | پشتوانه بی‌صدا، ستون عدالت؛ به مناسبت هفته قوه قضائیه

پشتوانه بی‌صدا، ستون عدالت؛ به مناسبت هفته قوه قضائیه

هفته قوه قضائیه؛ یک مناسبت تقویمی نیست، یک مسئولیت ملی است.
در هفته قوه قضائیه، بنده حقیر لازم دیدم به لحاظ اهمیت موضوع به عنوان عضوی کوچک از خانواده قوه قضاییه (دادگستری) مقاله‌ای را صرفا جهت تلنگر و یادآوری در این خصوص نگارش کنم.
جامعه باید ایستاده و با احترام، سر تعظیم فرود آورد در برابر زن‌ها و مردانی که زیر فشار هزاران پرونده، در اتاق‌های ساده و بی‌سروصدا، از عدالت این سرزمین پاسداری می‌کنند؛ همان‌هایی که قاضی‌اند اما هرگز قضاوت نمی‌شوند، و کارمندانی که در سخت‌ترین شرایط کاری، ایستاده‌اند تا مردم به حق‌شان برسند.
قضات و کارمندان دادگستری، برخلاف بسیاری از کارکنان ادارات دیگر، نه ساعت کاری مشخص دارند، نه تعطیلی کامل می‌شناسند، نه اضافه‌کاری واقعی دریافت می‌کنند. در حالی که با سنگین‌ترین مسئولیت اجتماعی روبه‌رو هستند، حقوقی دریافت می‌کنند که حتی کفاف هزینه‌های ابتدایی زندگی را نمی‌دهد. با این‌حال، نه فساد در کارشان است، نه کم‌کاری، نه مطالبه‌گری پر سروصدا.
آن‌ها فقط کار می‌کنند؛ شب و روز، در بی‌تابی ارباب‌رجوع، در حجم خیره‌کننده پرونده‌ها، در دل درگیری‌های خانوادگی، کیفری و حقوقی، بدون حاشیه.
قوه قضائیه ستون ایستادگی جامعه است. اگر امنیت هست، اگر آرامش نسبی در روابط مردم دیده می‌شود، اگر امیدی به احقاق حق باقی‌ مانده، همه مدیون کاروانی از انسان‌های متعهد در دستگاه قضایی است؛ کارمندانی که هیچ‌گاه تصویرشان روی جلد نیامده و قضاتی که کمتر کسی از شب‌های بی‌خوابی‌شان خبر دارد.
در این هفته، بگذارید صدای این پشتوانه بی‌صدا باشیم؛ برایشان بنویسیم، از آن‌ها بگوییم، و به جامعه یادآور شویم: باید بلند فریاد زیاد که بدون قوه قضائیه، هیچ نظامی دوام نمی‌آورد.
مضافاً در هفته قوه قضائیه، وظیفه داریم نه با کلمات تکراری، بلکه با درکی عمیق و صادقانه، از کسانی بگوییم که ستون‌های عدالت این سرزمین را، بی‌ادعا و بی‌توقع، بر دوش کشیده‌اند. آن‌ها که نه بر صدر نشسته‌اند، نه در صدر اخبارند، اما اگر نباشند، عدالت از هم فرو می‌پاشد و جامعه دچار گسست می‌شود.
قوه قضائیه تنها یک نهاد نیست، بلکه دژ امنیت مدنی، ضامن حقوق مردم، و مرز میان ظلم و عدل است. اما پشت این عظمت نهادی، چهره‌هایی نشسته‌اند که سال‌هاست در اتاق‌هایی ساده، پر از پرونده‌های رنگ‌ورورفته، شبانه‌روز در حال مبارزه با بی‌نظمی، تجاوز به حقوق شهروندی، و ناهنجاری‌های اجتماعی‌اند.
قضاتی که با تمام توان، باید هم عادل باشند، هم دقیق، هم انسانی و هم سخت‌گیر. تصمیمی که می‌گیرند سرنوشت انسان‌ها را تغییر می‌دهد. اما آن‌ها با وجود این حجم از فشار روانی و اجتماعی، حقوقی می‌گیرند که بعضاً از کارمندان برخی نهادهای کم‌مسئولیت‌تر نیز کمتر است. این تضاد، اما آنان را دلسرد نکرده؛ چون آنان به ایمان حقوقی خود وفادار مانده‌اند.
کارمندان دادگستری؛ بی‌ادعاترین حافظان عدالت
در کنار قضات، هزاران کارمند دادگستری نیز ایستاده‌اند؛ همان‌هایی که از صبح تا غروب، در دل ازدحام پرونده‌ها، پاسخگو، پیگیر، دقیق و پرتلاش‌اند. بدون تعطیلی واقعی، بدون مرخصی آرام، بدون ساعت کاری رسمی. بار عظیم رسیدگی قضایی بدون حضور آنان ممکن نیست. آن‌ها قلب تپنده دفاتر، بایگانی‌ها، دبیرخانه‌ها و سیستم‌های ثبت و اجرای احکام‌اند.
در مقایسه با سایر دستگاه‌های دولتی، کارکنان دادگستری نه از امکانات اداری مناسب بهره‌مندند، نه حمایت‌های رفاهی مؤثری دارند و نه از امنیت شغلی بالایی برخوردارند. آن‌ها باور دارند که مأموریتی دارند بالاتر از مادیات: که همان اجرای عدالت است.
قوه قضائیه در کردستان؛ عدالت با طعم شرافت
در این میان، باید ایستاده از قضات و کارمندان شریف استان کردستان، به‌ویژه شهرستان نجیب سنندج یاد کرد. جایی که علی‌رغم کمبودها و محرومیت‌ها، بدنه قضایی یکی از سالم‌ترین، دقیق‌ترین و شریف‌ترین مجموعه‌های کشور را تشکیل داده است.
و چقدر باید گفت از پاک‌دستی و عدالت‌خواهی قضات و کارکنان استان کردستان، به‌ویژه در شهرستان سنندج ، جایی که قضات آن، نه‌تنها بر صندلی قانون، بلکه بر وجدان انسانی تکیه می‌زنند و کارمندانی که در دل محرومیت، چنان قانون را اجرا می‌کنند که گویی در پایتخت یک کشور توسعه‌یافته نشسته‌اند.
قضات کردستان، نه در حرف، بلکه در عمل، نشان داده‌اند که می‌توان بدون رانت، بدون حاشیه، بدون هیاهو، عدالت را با عزت جاری کرد. کارکنان دادگستری کردستان، به معنای واقعی کلمه نمونه‌ای از اخلاق، وفاداری به قانون و مردم‌اند؛ آن‌ها کار می‌کنند چون مردم به آن‌ها چشم دوخته‌اند و امنیت شهروندان را به کار آن‌ها گره زده‌اند.
قوه قضائیه در کردستان نه‌تنها به اجرای قانون متعهد است، بلکه به آبروی انسانی، به کرامت ارباب‌رجوع و به حفظ سرمایه اجتماعی وفادار مانده است. این کار بزرگ را باید ایستاده ستود.
از فداکاری تا ایثار؛ نظام قضایی ایران نیازمند توجه ملی و ویژه است.
کارکنان و قضات دستگاه قضایی، با این حجم از فداکاری، در ازای کمترین حقوق‌ها و سخت‌ترین فشارهای روحی، استوار مانده‌اند.
آیا وقت آن نرسیده است که نظام حکمرانی ایران، قوه قضائیه را نه به‌عنوان یک نهاد در سایه، بلکه به‌عنوان یکی از پایه‌های اصلی امنیت کشور ببیند؟
آیا زمان آن نرسیده که در نظام بودجه‌ریزی کشور، قوه قضائیه دارای بودجه مستقل، افزایش‌یافته و جدا از وابستگی به دولت باشد؟
یکی از ریشه‌ای‌ترین مسائل نظام قضایی در ایران، وابستگی ساختاری بودجه قوه قضائیه به دولت اجرایی کشور است؛ موضوعی که در ظاهر فنی به نظر می‌رسد اما در عمق، یکی از عوامل محدودکننده استقلال عملی و کارآمدی قضات و بدنه قضایی به شمار می‌رود.
در اغلب کشورهای توسعه‌یافته، نظیر آلمان، سوئیس، کانادا و ژاپن، قوه قضائیه دارای بودجه اختصاصی است که نه‌تنها توسط دولت تعیین نمی‌شود، بلکه در یک سازوکار مستقلِ نظارتی-تخصصی تصویب می‌گردد. چنین مدلی باعث شده است که:
• قضات بدون دغدغه مالی، تنها براساس شواهد و قانون تصمیم بگیرند.
• منابع انسانی با انگیزه و نخبه به این دستگاه جذب شوند.
• برنامه‌ریزی بلندمدت در نظام عدالت امکان‌پذیر باشد.
• استقلال قضا به‌عنوان یک اصل عملی، نه صرفاً شعاری، تحقق یابد.
پیشنهاد نوآورانه بنده بعنوان عضو این خانواده این است که در نظام حقوقی ایران، بودجه قوه قضائیه از زیرمجموعه بودجه دولت جدا شود و در قالب «سازمان بودجه مستقل قوه قضائیه» با حضور نهادهای ناظر و متخصص (همچون دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور، و اساتید حقوق عمومی و اقتصاد) تصویب شود.
چرا این تغییر ضروری است؟
زیرا امروز قوه قضائیه تنها «یک نهاد حاکمیتی» نیست، بلکه «ضامن بقای مشروعیت نظام» و «محور عدالت اجتماعی» است.
تحول در این نهاد، مساوی با تحکیم بنیادهای اجتماعی، افزایش امید مردم به آینده، و کاهش فاصله دولت-ملت خواهد بود.
اگر قوه قضائیه را ستون عدالت بدانیم، باید این ستون را با بودجه مستقل، الگوبرداری حرفه‌ای و جسارت تحول، استوارتر کنیم .
کشورهای توسعه‌یافته سال‌هاست این استقلال را درک کرده‌اند. الگوبرداری از نظام‌های حقوقی موفق، از جمله آلمان، فرانسه، کانادا و کره جنوبی، باید در دستورکار قرار گیرد.
عدالت بدون استقلال اقتصادی، عدالت پایداری نخواهد بود.
اگر امروز امنیت نسبی داریم، اگر حقوق افراد در دعاوی مدنی، خانوادگی، کیفری و مالی محترم شمرده می‌شود، اگر امیدی به احقاق حق وجود دارد، همه مدیون قوه‌ای هستیم که بی‌هیاهو و بی‌ادعا، امنیت را از دل قانون می‌زاید.
نتیجه‌گیری
قوه قضائیه ستون پایداری نظم، قانون و اعتماد در هر جامعه‌ای است. هرچند چالش‌ها و فشارهای ساختاری فراوان است، اما با اتکاء به نخبگان جوان، سرمایه‌گذاری در عدالت فناورانه، و ارتقاء جایگاه اجتماعی قضات و کارکنان اداری، می‌توان آینده‌ای روشن‌تر برای این نهاد حیاتی ترسیم کرد. هفته قوه قضائیه نه‌تنها فرصت بزرگداشت تلاش‌گران گمنام عدالت است، بلکه لحظه‌ای برای آغاز تحول، بازنگری و بازآفرینی اعتماد عمومی به عدالت است.
قوه قضائیه را باید دید، شناخت و تقویت کرد.
قضات و کارمندان دادگستری را باید تکریم نمود، به‌ویژه آنان که در مناطق محروم، مانند کردستان، با کمترین امکانات، بیشترین عدالت را ارائه می‌دهند.
و در پایان ما به آینده‌ای نیاز داریم که در آن، قوه قضائیه:
• از نظر بودجه کاملا مستقل و قدرتمند باشد،
• نخبه‌ترین نیروها را جذب کند،
• از تجربه‌های جهانی بهره ببرد،
• و در نهایت، اعتماد ملی را با اقتدار نگه دارد.
هفته قوه قضائیه، هفته‌ یادآوری یک واقعیت است:
اگر قوه قضائیه نباشد، هیچ‌کس در امان نخواهد بود.
ایمیل نویسنده: S.kayhanasadi@gmail.com
6 تیر 1404, 18:24
بازگشت