rojanpress.ir | درس‌هایی از قرآن کریم/ آنچه نمی‌دانیم؛ خیر است یا شر

درس‌هایی از قرآن کریم/ آنچه نمی‌دانیم؛ خیر است یا شر

«وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ، وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ
چه حقیقت شگرفی در این آیه‌ها نهفته است؛ حقیقتی که تنها در باره یک حادثه یا یک انتخاب سخن نمی‌گوید، بلکه تصویری عمیق از محدودیت انسان در برابر آینده ترسیم می‌کند.
انسان، آینده را نمی‌بیند؛ تنها لحظه‌ای از آن را زندگی می‌کند. از همین رو، بسیاری از چیزهایی که امروز آرزویشان را دارد، ممکن است فردا برایش رنج‌آفرین باشند و بسیاری از اتفاقاتی که امروز از آنها می‌گریزد، شاید در آینده دریچه‌ای به سوی رشد، آرامش یا فرصتی تازه باشند.
از نگاه روان‌شناسی نیز انسان معمولاً بر اساس اطلاعات موجود در لحظه تصمیم می‌گیرد. ذهن ما دوست دارد آینده را پیش‌بینی کند، اما پیش‌بینی با دانستن تفاوت دارد. ما نتیجه یک شکست را «بد» می‌نامیم، چون فقط درد امروز آن را می‌بینیم؛ در حالی که شاید هنوز فصل‌های بعدی داستان نوشته نشده باشد.
پس چرا آرزو می‌کنیم؟ زیرا آرزو کردن، به معنای دانستن آینده نیست؛ به معنای امید داشتن به آینده است.
انسان اگر آرزو نکند، حرکت نمی‌کند. آرزو موتور تلاش است، اما نباید به توهمِ مالکیت آینده تبدیل شود. می‌توان آرزو کرد، تلاش کرد و در عین حال پذیرفت که نتیجه همیشه در اختیار ما نیست.
و چرا ناامید می‌شویم؟ زیرا گاهی میان «آنچه می‌خواستیم» و «آنچه اتفاق افتاد» فاصله‌ای ایجاد می‌شود و ما این فاصله را شکست می‌نامیم؛ اما شاید شکست، تنها نامی باشد که انسانِ ناآگاه به حادثه‌ای می‌دهد که هنوز معنای کاملش را نفهمیده است.
ناامیدی زمانی عمیق‌تر می‌شود که انسان تصور کند چون امروز چیزی را از دست داده، آینده نیز همان را از او گرفته است. در حالی که آینده هنوز نیامده است.
و اما غرور؛ شاید غرور نیز از همان توهم سرچشمه بگیرد. وقتی انسان به موفقیتی می‌رسد، گاهی چنان می‌پندارد که این موفقیت را برای همیشه در اختیار خواهد داشت؛ فراموش می‌کند همان‌گونه که نمی‌توانست شکست‌های آینده را پیش‌بینی کند، تضمینی برای ماندگاری پیروزی امروز نیز ندارد.
بنابراین این آیه هم برای روزهای سخت انسان آرامش دارد و هم برای روزهای موفقیت او هشدار. به انسانِ شکست‌خورده می‌گوید: این پایان راه نیست؛ تو هنوز همه داستان را نمی‌دانی.
و به انسانِ پیروز می‌گوید: این پیروزی نیز تمام حقیقت نیست؛ تو هنوز همه آینده را نمی‌دانی.
از منظر اجتماعی نیز جامعه‌ای که این حقیقت را بفهمد، کمتر یکدیگر را با نتیجه‌های زودگذر قضاوت می‌کند. کسی که امروز شکست خورده، الزاماً انسان شکست‌خورده‌ای نیست؛ همان‌گونه که کسی که امروز بر قله ایستاده، الزاماً تا همیشه در قله نخواهد ماند.
شاید یکی از بزرگ‌ترین درس‌های این آیه، دعوت انسان به تواضع در برابر آینده باشد.
نه آن‌قدر امیدوار باش که گمان کنی هرچه می‌خواهی حتماً باید اتفاق بیفتد، و نه آن‌قدر ناامید که تصور کنی هرچه امروز برخلاف خواسته توست، حتماً بد است.
آرزو کن، اما اسیر آرزو نشو. تلاش کن، اما نتیجه را ملک مطلق خود ندان. از شکست بیاموز، اما خودت را شکست‌خورده ننام. از موفقیت لذت ببر، اما مغرور نشو.
و هنگامی که زندگی چیزی را از تو گرفت، پیش از آنکه آن را «شر» بنامی، کمی صبر کن؛ شاید معنای آن را هنوز نمی‌دانی زیرا انسان، فقط یک صفحه از کتاب زندگی را می‌خواند؛ اما خداوند تمام کتاب را می‌داند.
و شاید آرامش حقیقی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ من آینده را نمی‌دانم، اما می‌توانم امروز را درست زندگی کنم.
آرزو، برای حرکت است؛ امید، برای ادامه دادن. تواضع، برای روزهای پیروزی و صبر، برای روزهایی که هنوز معنای خود را آشکار نکرده‌اند.
در نهایت، انسان عاقل کسی نیست که ادعا کند می‌داند چه چیزی در آینده به سود یا زیان اوست؛ بلکه کسی است که با وجود ندانستن، امیدوارانه تلاش می‌کند، متواضعانه انتخاب می‌کند و در برابر ناشناخته‌های زندگی، ظرفیت پذیرش و یادگیری خود را از دست نمی‌دهد.
7 آبان 1405, 12:02
بازگشت