rojanpress.ir | حافظ از منظر شعرای کُرد

حافظ از منظر شعرای کُرد

حافظ شاعر پر آوازه ایران، که او را داننده راز، لسان‌الغیب و کلامش را سحرِ حلال نامیده‌اند، از دیرباز تاکنون در میان شاعران کُرد مقام و منزلت و جایگاه ویژه‌ای یافته است. در کردستان کمتر کتابخانه شخصی یافت می‌شود که در آن چندین نسخه از دیوان حافظ نباشد.
در قدیم رسم بر این بود هرگاه فردی به نوعی از بیماری مبتلا می‌شد و یا قصد انجام کار مهمی داشت نزد سادات و شیوخ منطقه می‌رفت و از آنها درخواست می‌کرد که به دیوان حافظ تفأل کنند که آیا شخص بیمار رو به بهبود خواهد رفت؟! آن کار خیر که قصد انجامش دارند ختم به خیر خواهد شد یا خیر؟!
این همه اهتمام به شعر حافظ از سوی مردم کردستان بطور عام و شعرا و عرفای منطقه بطور اخص شاید به این دلیل باشد که حافظ تنها کسی است که تعارض‌ها را آشتی داده و طبایع مخالف را در کنار هم نشانده، بی‌دین و دیندار، عارف و عامی، ستمگر و ستمکش، مرد و نامرد همگی دست به سوی او دراز کرده و از وی تسلی گرفته‌اند.
البته اندیشه عرفانی حافظ و اینکه حافظِ کلِ قرآن کریم با چهارده روایت بوده، او را به حدی برجسته کرده که شعرای کُرد با افتخار رو به دیوان خواجه شیراز نهاده و غزلیات دلنشین او را تضمین کرده‌اند.
تأثیرپذیری شعرای نامی کُرد از حافظ را می‌توان در عناوین ذیل دسته‌بندی کرد:
1. تضمین و اقتباس: علت این تأثیر گذاری این است که حافظ و سعدی دردهای مشترک انسان را به خوبی دیده‌اند که اشعارشان ضرب المثل شده. برخی خود را حافظ کُرد نامیده‌اند مثلاً مشکین کرمانشاهی:
حافز کوردی زوانم شیعرمه بورهانمه
شار کرماشان برا، کەم لە شیرازم نیە
2. ترجمه اشعار حافظ به زبان کُردی
3. منعکس کردن اندیشه‌های حافظ در غزلیات کُردی
4. خلق آثار طنز با استقبال از غزلیات حافظ
نگارنده تا آنجا که اطلاع دارم این عده از شعرای نامی کُرد عناوین مختلف از حافظ تأثیر پذیرفته و گوهر اندیشه‌ها و غزلیات این شاعر شهیر را با جان و دل خریدار بوده‌اند: نالی، حاج قادر کویی، مەلای جزیری، مەلا مستەفا بێسارانی، شیخ رضا طالبانی، عبدالله گوران، محوی، وفایی، قانع، ناری، حقیقی، شیرازی، مجیدی، دباغی، امانی، صالحی صاحب، عبدالرحمن شرفکندی (هه‌ژار)، ئاوات، یزدانبخش، بیخود، سید محمدطاهر هاشمی و...
اگر بخواهیم نمونه اشعار این شاعران نامی را یکایک ذکر کنیم مثنوی هفتادمن کاغذ شود، لذا من باب ضرب المثل معروف: «مشت نمونه خروار است»، دو نمونه از این تأثیرپذیری‌ها را در اینجا عیناً نقل می‌کنیم.
در آغاز ترجمه این غزل شیرین از حافظ شیرین سخن به زبان کُردی از شادروان «ماموستا ملا محمد امامی»، از رووحانیون نامدار منطقه سقز که چند سال پیش پس از عمری مجاهدت، تدریس و تألیف چهره در نقاب خاک کشید، البته بسیاری از شعرای کُرد دیوان حافظ را به زبان کُردی ترجمه کرده‌اند از جمله ماموستا ملا عمر صالحی صاحب و مرحوم عباس حقیقی اما ترجمه استاد امامی که ترجمه بالمعنی است بسیار شیوا و بلیغ است و اصول ترجمه در آن بخوبی رعایت شده است؛
ترسم که اشک درغم ما پرده در شود/ وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر/ آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه/ کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان/ باشد کزان میان یکی کارگر شود
ای جان، حدیث ما بر دلدار بازگو/ لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من/ آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب/ یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی/ مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست/ سرها بر آستانه او خاکِ در شود
این سرکشی که در سِر سرو بلند توست/ کی با تو دستِ کوته ما در کمر شود
{حافظ! چون نافه سر زلفش به دستِ توست
دم درکش ارنه باد صبا پرده دَر شود}
اینک ترجمه این غزل شیوا به زبان کُردی از شادروان امامی طاب‌ثراه:
له فرمێسکم دەترسم گەر پەژارەم خۆرەتاوی کا
نهێنی سەر بە مۆری دڵ وەکوو بڵقی سەراوی کا
دەڵێن خۆڕاگری بەردیش دەکاته لەعل و پیرۆزه
دەڵێم ده‌یکا بە خوێنی دڵ کە جەرگم هێلەساوی کا
له مەيخانان دەڵێم بیکەم ئه‌من هاواری بێ دادی
پەژارەی من مەگەر خڵتەی شەرابی وێ تەواوی کا
به گشت لادا ئه‌من تیری نزاوتووکم دەهاوێژم
یەکێ لەو تیرە وێڵانه که به‌ڵکوو بێـت و ڕاوی کا
وەره گیانه مەبەستی من بەرە بۆ ئەو پەری‌زادە
به‌ڵام وریا به سروه‌ی با نەبیستێـت و له قاوی کا
ئەوینی تۆ هه‌وێنی زەردی ڕوومه‌تمه وەکوو لیره
لەودمی لوتفی ئه‌و خاکیش ده‌بێته زێڕ که چاوی کا
حەسوودی دوژمنى هاوێشته ناوچاڵی وڕى و گێژى
خودا نەیهێنێ ئەو ڕۆژەی هه‌تیوچە بەیت و باوی کا
گه‌لێکى پێدەوێ بێجگە له جوانى بۆ که‌سێکى وا
پەسەندى پیاوى زانا بێ و بەیانی ڕه‌سم و ناوی کا
له لووتکەی به‌رزى ئه‌و کۆشک و سەرای وەصڵی دڵارامه
گه‌لێ سەر وا له سەر خاكى دەری کەوتوون ڕەچاوى کا
وەرە (حافز) کە بسکی خاوی دولبەر وا لە دەس تۆدا
قوڕ و قەپ کە، نەوەک شەو باخەبەر بێت و بڵاوی کا....
اینهم استقبال مرحوم استاد عبدالرحمن شرفکندی (هه‌ژار) از یک غزل زیبای حافظ در قالب طنز که آمیخته با غزل: (الا یا ایها الساقی) است. شایان ذکر است غزل نخستین دیوان حافظ بیشتر از سایر غزلهایش مورد توجه شاعران کُرد بوده و اکثر شعرای کُرد چه در قالب طنز و چه در قالب جدی علاقمند به تضمین و یا ترجمه آن بوده‌اند، از جمله مرحوم (رسول شیرازی) از فرهنگیان شهرستان سقز که ترجمه خوبی از این غزل دارد:
لە نیسکێنە و لە ساوەر پڕ کرا زگها هەتا ملها
برنج هەرزان ببوو ئەووەڵ (ولی افتاد مشکلها)
کە دیزەی کەشکەکی هێنا و سەری لادا کە بانووی ماڵ
زتاب قوڵتی هەڵمینش (چە خون افتاد در دلها)
مەلا و شێخ هەرچی فەرموویان لە باسی خواردنا ڕاستە
(کە سائل بیخبر نبود ز راە و رسم منزلها)
پەتاتەخۆرەکان، با یەک گرین و چاری زگمان کەین
(کجا دانند حال ما پڵاوخۆران و زگ زلها)
چ مه‌ولوودێکه کردی مامه حاجی، هێشتا هه‌ر برسیم
(جرس فریاد می‌دارد که بربندید منجل‌ها)
له سه‌ر دۆڵمه زگیشت هەڵدڕن سنگ بێنه پێش (حافز) !!
(مَتَى مَا تَلْقَ مَنْ تَهْوَى دَعِ الدُّنْيا وا مَهْلَها)
از نظر اندیشه نیز نمی‌توان تأثیرپذیری مشاهیر کُرد از (حافظ) را نادیده گرفت. برای مثال (نالی) شاعر پرآوازه کُرد که او را (حافظ کُرد) نیز نامیده‌اند در این بیت شعر گوید:
(قیمه‌تی ما چی دوصەد کیسەیی ساغه و نیمه
غه‌یری یه‌ک کیسه‌یی صەد پارە له گیرفانمدا)
این عیناً برگرفته از این شعر حافظ است که گوید:
(شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام
بار عشق و مفلسی صعب است و می‌باید کشید)
شاعر کبیر کُرد (ملا مصطفی بیسارانی) نیز در اشعار خود به شیوه گفتمان (هورامی) از مقام معنوی حافظ می‌گوید و به داستان معروف (شاخ نبات) اشاره دارد که همچون امدادات غیبی به سراغ حافظ آمده و او را در سلک صاحدلان قرار داده است.
کوتاه سخن اینکه حافظ شاعر یگانه است و به گفته (محمدعلی اسلامی ندوشن): (اشعار حکمت‌آمیزش چنان در دل هر طایفه نشسته که اکثر فرق مختلفه او را هم‌مسلک خویش دانسته‌اند.)
3 آبان 1405, 12:01
بازگشت