به نام خدای طبیعت، خدای کوهستانها و نگهبان همه نعمتهای زمین
مریوان سرزمین کوههای استوار، زریبار زیبا و جنگلهای باشکوه بلوط زاگرس است؛ سرزمینی که طبیعت آن تنها یک منظره نیست، بلکه بخشی از هویت، فرهنگ و زندگی مردم آن است.
کاک شریف باجور، مردی که عشق به طبیعت را با جان خود معنا کرد، با این باور زندگی کرد که: «جانم را فدای درختان زاگرس خواهم کرد.»
این جمله تنها یک سخن نیست؛ یک پیام است، پیامی برای همه کسانی که میدانند نجات یک درخت، دفاع از زندگی است و حفاظت از جنگل، حفاظت از آینده انسانهاست.
امروز که جنگلهای بلوط زاگرس با تهدیدهای جدی روبهرو هستند، باید به یاد داشته باشیم که درختان فقط ریشه در خاک ندارند؛ آنها ریشه در تاریخ، فرهنگ و قلب مردمی دارند که قرنها در کنار آنها زندگی کردهاند.
این بیانیه، صدای نگرانی برای طبیعتی است که به امانت از گذشتگان به ما رسیده است؛ صدای کسانی که نمیخواهند فردا نسلهای آینده بپرسند: وقتی بلوطهای زاگرس در خطر بودند، چرا سکوت کردید؟
امروز باید با صدایی بلند و بدون ترس سخن گفت؛ زیرا آنچه در کوهستانها و جنگلهای مریوان در حال رخ دادن است، فقط بریدن چند درخت نیست؛ این یک زخم عمیق بر پیکر طبیعت، تاریخ و آینده این سرزمین است. ما امروز شاهد یک فاجعه خاموش هستیم؛ فاجعهای که آرامآرام اتفاق میافتد، اما آثار آن سالها و حتی نسلها باقی خواهد ماند.
در جنگ تحمیلی، کشورمان ایران روزهای بسیار سختی را تجربه کرد. مردم این سرزمین در برابر دشمن ایستادند، جوانان زیادی جان خود را فدا کردند تا خاک، هویت و آینده این کشور حفظ شود. اما امروز باید پرسید: آیا درست است بعد از آن همه فداکاری، سرمایههای طبیعی همین سرزمین در برابر چشم ما نابود شود؟امروز جنگی دیگر در جریان است؛ جنگی علیه طبیعت، علیه جنگلهای بلوط، علیه کوهستانهایی که قرنها ایستادهاند و علیه حق نسلهایی که هنوز به دنیا نیامدهاند.
این بار صدای انفجار نیست؛ صدای تبر است.
این بار دشمن از مرز وارد نشده؛ درختان توسط کسانی قطع میشوند که از همین خاک و آب استفاده میکنند.
افرادی که به ظاهر خود را ایرانی میدانند اما با رفتار خود به سرزمینشان آسیب میزنند، کوهستانها، مراتع ملی و جنگلهای ارزشمند بلوط را به بهانههای مختلف مانند نبود سرپرست آگاه، ضعف نظارت یا سوءاستفاده از شرایط موجود، تبدیل به باغ و مزرعه شخصی کردهاند.
اما سؤال بزرگ مردم این است: چگونه ممکن است یک کوه تغییر چهره دهد و مسئولان آن را نبینند؟ چگونه ممکن است هزاران هکتار از منابع ملی تصرف شود و کسی پاسخگو نباشد؟
چگونه ممکن است جنگلی که سالها و قرنها شکل گرفته، در چند ماه نابود شود اما هیچ اقدام فوری صورت نگیرد؟
این جنگلها ملک شخصی هیچ فردی نیستند. این مراتع و کوهستانها ارث پدری هیچ گروهی نیستند. اینها سرمایه عمومی مردم ایران هستند؛ سرمایهای که متعلق به امروز و فردای این کشور است.
آقای دادستان محترم؛
شما به عنوان مدعیالعموم و نماینده دفاع از حقوق عمومی مردم، آیا چهره روستاها و کوههای نزدیک لنجآباد را که از داخل شهر نیز بهوضوح دیده میشود، مشاهده نکردهاید؟
آیا ندیدهاید که بخشی از کوهها و مراتع چگونه تغییر کردهاند؟
آیا تخریب به اندازه یک کوه و تصرف هزاران هکتار از منابع ملی موضوع کوچکی است؟
آیا مردم حق ندارند بپرسند چرا پروندهای جدی برای این حجم از تخریب تشکیل نشده است؟
مگر وظیفه دستگاه قضایی فقط زمانی آغاز میشود که خسارت وارد شده باشد؟ آیا جلوگیری از نابودی بیتالمال وظیفه نیست؟
مردم انتظار دارند بدانند چه کسانی پشت این تخریبها هستند، چه کسانی سود بردهاند و چرا با وجود آشکار بودن آثار تخریب، برخورد قاطع دیده نمیشود.
اقای دادستان محترم؛
مردم مریوان بهخوبی درک میکنند که کشور در شرایط حساس و بحرانی قرار دارد. همه میدانند که در چنین روزهایی، حفظ امنیت ملی، آرامش جامعه و دفاع از منافع کشور، مهمترین اولویت مسئولان است. مردم نهتنها این شرایط را درک میکنند، بلکه همواره در کنار کشور و نظام خود ایستادهاند و انتظار ندارند در روزهای بحران، همه ظرفیت دستگاههای اجرایی صرف مسائل دیگر شود. اما آیا این درک و همراهی مردم باید به فرصتی برای قانونشکنان و سودجویان تبدیل شود؟
آیا عدهای باید از مشغول بودن مسئولان به مسائل امنیتی و شرایط ویژه کشور سوءاستفاده کنند و در سکوت، جنگلها، مراتع ملی و کوهستانهای این سرزمین را تصرف و نابود کنند؟
وظیفه دادستان، به عنوان مدعیالعموم، تنها رسیدگی به جرایم پس از وقوع نیست؛ بلکه دفاع از حقوق عمومی، حفاظت از بیتالمال، صیانت از انفال، پیشگیری از تضییع حقوق مردم و ورود قاطع به جرایمی است که منافع عمومی کشور را تهدید میکند. منابع طبیعی، جنگلها و مراتع، ثروت شخصی هیچ فردی نیستند؛ اینها سرمایه ملی و متعلق به همه مردم ایران و نسلهای آیندهاند و قانون، حفاظت از آنها را از وظایف حاکمیت و دستگاه قضایی میداند.
امروز مطالبه مردم این است که با کسانی که از وضعیت بحرانی کشور سوءاستفاده کردهاند، با قاطعیت و بدون هیچگونه اغماض برخورد شود. این افراد نهتنها به طبیعت، بلکه به اعتماد عمومی نیز آسیب زدهاند. هنگامی که کشور درگیر مسائل حساس بوده و همه نگاهها متوجه امنیت و منافع ملی بوده است، آنان به جای همدلی با مردم، به فکر منافع شخصی خود بودهاند و دست به تصرف اراضی ملی، تخریب جنگلهای بلوط و تغییر کاربری منابع طبیعی زدهاند. این رفتار، تنها یک تخلف اداری یا زیستمحیطی نیست؛ سوءاستفاده از شرایط بحرانی کشور برای کسب منفعت شخصی است و نباید بدون پاسخ بماند.
از این افراد نمیتوان به سادگی گذشت. آنان باید شناسایی شوند، اموال و منافع حاصل از این تخلفات مورد بررسی قرار گیرد و در دادگاهی عادلانه، در برابر دولت، ملت و قانون پاسخگو باشند. اگر امروز با این افراد برخورد قاطع صورت نگیرد، این پیام به دیگر متخلفان داده خواهد شد که هر زمان کشور درگیر بحران شد، میتوان با سوءاستفاده از ضعف نظارت، بیتالمال را تصرف و منابع طبیعی را نابود کرد.
امروز مردم از دستگاه قضایی انتظار دارند که با ورود قاطع، نشان دهد هیچ شرایط بحرانی، مجوزی برای تجاوز به حقوق عمومی، انفال و سرمایههای ملی نیست و هیچکس حق ندارد امنیت و گرفتاری کشور را به فرصتی برای ثروتاندوزی از بیتالمال تبدیل کند.
آقای رئیس منابع طبیعی؛
امروز دیگر در قرن بیستویکم زندگی میکنیم؛ قرن فناوری، ماهواره، تصاویر هوایی، سامانههای پایش، رسانهها، فضای مجازی و دسترسی لحظهای به اطلاعات. دیگر مانند گذشته نیست که تخریب جنگلها در دل کوهستان پنهان بماند و کسی از آن باخبر نشود.
بارها مردم، فعالان محیط زیست، رسانهها و فضای مجازی درباره تخریب جنگلها، تصرف مراتع ملی و تغییر کاربری اراضی هشدار دادهاند. تصاویر هوایی و ماهوارهای بهروشنی نشان میدهند که چه مناطقی دستخوش تغییر شدهاند و این تغییرات در مدت کوتاهی رخ داده است.
پس مردم حق دارند بپرسند: اگر این تخریبها را ندیدهاید، پس ابزارهای نظارتی، تصاویر ماهوارهای، گشتهای حفاظتی و گزارشهای مردمی چه کاربردی داشتهاند؟ و اگر دیدهاید، چرا همچنان روند تخریب ادامه یافته است؟
اگر پرونده تشکیل دادهاید، نتیجه آن چه بوده است؟
اگر اخطار دادهاید، چرا متخلفان بدون هراس به کار خود ادامه دادهاند؟
اگر اقدام کردهاید، چرا آثار آن در میدان دیده نمیشود؟
مردم دیگر با چند جمله کلی و چند آمار مبهم قانع نمیشوند. امروز زمان شفافسازی، پاسخگویی و روشن شدن حقیقت است. مردم حق دارند بدانند در برابر این حجم از تخریب چه اقداماتی انجام شده، چه تعداد پرونده تشکیل شده، چه تعداد متخلف به دستگاه قضایی معرفی شدهاند و چرا با وجود همه امکانات و هشدارها، روند نابودی جنگلهای بلوط و مراتع ملی همچنان ادامه دارد.اگر در انجام وظایف قانونی کوتاهی شده است، باید با صداقت به مردم اعلام شود. اگر موانعی وجود داشته، باید شفاف بیان شود. اما اگر تخلفات نادیده گرفته شده یا با آنها با تساهل برخورد شده است، افکار عمومی حق دارد مطالبه کند که علت این بیتفاوتی روشن شود.
جنگلهای بلوط مریوان آنقدر ارزشمند هستند که هیچ توجیهی برای سکوت، تعلل یا بیتفاوتی در برابر نابودی آنها پذیرفتنی نیست. مردم انتظار دارند اداره منابع طبیعی، نه پس از پایان تخریب، بلکه در همان نخستین نشانههای تجاوز به انفال، با قاطعیت وارد عمل شود؛ زیرا حفاظت از منابع طبیعی، حفاظت از آینده این سرزمین است.
این همه تخریب و تصرف غیرانسانی و غیرقانونی چگونه ممکن است اتفاق بیفتد و شما بیخبر باشید؟ اگر بیخبر بودید، سؤال این است که چرا نظارت کافی انجام نشده است؟ اگر خبر داشتید، سؤال بزرگتر این است که چرا اقدام قاطع صورت نگرفت؟ مگر تصاویر هوایی و ماهوارهای در اختیار شما نیست؟ مگر نمیتوان تغییرات جنگل را از طریق تصاویر ماهوارهای بررسی کرد؟ مگر ندیدید جنگلهای بلوط روبهروی شهر مریوان که زمانی منظرهای زیبا و نماد هویت این منطقه بودند، چگونه در مدت کوتاهی تبدیل به باغ شدهاند؟
این اتفاق مربوط به صدها سال پیش نیست.این تخریب در همین روزها و همین ماهها رخ داده است.
درختانی که سالها ایستاده بودند، در مدت کوتاهی سقوط کردند.کوههایی که نسلهای گذشته به عنوان میراث به ما سپردند، امروز زخمی شدهاند. اما چرا کسی پاسخ نمیدهد؟ چرا وقتی طبیعت نابود میشود، مسئولیت بین سازمانها تقسیم میشود اما هیچ فردی پاسخگوی نهایی نیست؟
واقعا چرا اقای مسئول؛ مگر شما هم اهل همین خاک نیستید مگر وقتی مسئولیتی قبول کردی قسم نخوردی خیانت نکنید ؟ واقعا چرا......
خطاب به مدیران انجمنهای مردمنهاد و فعالان محیط زیست؛
این بخش از سخنان من، گلایهای صادقانه و جدی از همه انجمنهای مردمنهاد، فعالان محیط زیست و کسانی است که خود را صدای مردم مریوان و مدافع طبیعت معرفی میکنند.
چرا سکوت کردهاید؟ این سکوت برای مردم قابل درک نیست. وقتی جنگلهای بلوط یکی پس از دیگری نابود میشوند، وقتی مراتع ملی به باغ و زمین شخصی تبدیل میشوند، وقتی کوهستانهای مریوان زخمی میشوند، چرا صدای شما شنیده نمیشود؟
آیا این همه تخریب از چشم شما پنهان مانده است؟ مگر جنگلهای زیبای بلوط لنجآباد، رشهده، میدان پشمرگه و دیگر ارتفاعات اطراف مریوان از روبهروی شهر دیده نمیشوند؟ مگر لازم است کسی شما را به دل کوهستان ببرد تا عمق فاجعه را ببینید؟
مردم هر روز این زخم را میبینند؛ آیا شما هم آن را دیدهاید؟ اگر دیدهاید، چرا سکوت کردهاید؟
اگر ندیدهاید، پس چگونه خود را مدافع محیط زیست میدانید؟
سکوت شما فقط سکوت یک انجمن نیست؛ این سکوت، مردم را نیز به بیتفاوتی عادت میدهد. وقتی مردم میبینند کسانی که سالها خود را مدافع طبیعت معرفی کردهاند، در برابر چنین فاجعهای واکنش جدی نشان نمیدهند، آنها نیز تصور میکنند که موضوع آنقدرها مهم نیست. این سکوت، مطالبهگری را تضعیف میکند و متخلفان را جسورتر میسازد.
فعال محیط زیست بودن فقط حضور در همایشها، مراسمها، نشستها یا سخنرانی در برابر دوربینها نیست. دفاع واقعی از محیط زیست زمانی معنا پیدا میکند که در سختترین روزها، در برابر تخریب آشکار طبیعت، صدای اعتراض بلند شود؛ زمانی که با بیانیه، مطالبهگری، شکایت قانونی، پیگیری مستمر و آگاهسازی مردم از جنگلها دفاع شود، نه فقط با شعار.
امروز این پرسش جدی مطرح است: اگر امروز برای جنگلهای بلوط مریوان سخن نگویید، پس چه روزی سخن خواهید گفت؟ مگر نه اینکه شهید شریف باجور گفت: «من جانم را فدای درختان بلوط خواهم کرد.»
این جمله فقط یک شعار نبود؛ یک عهد، یک باور و یک مسئولیت بود. او جان خود را برای حفاظت از همین طبیعت فدا کرد تا امروز جنگلهای بلوط زنده بمانند. آیا سزاوار است امروز، پس از آن همه ایثار، ما تنها نظارهگر نابودی همان جنگلها باشیم؟
اگر امروز در برابر نابودی این میراث سکوت کنیم، چگونه میتوانیم ادعا کنیم راه کسانی را ادامه میدهیم که برای حفظ این طبیعت از جان خود گذشتند؟سکوت در برابر چنین فاجعهای، فقط سکوت نیست؛ از نگاه مردم، پشت کردن به مسئولیت اجتماعی و نادیده گرفتن حق نسلهای آینده است. آب، خاک، جنگل و مراتع مریوان متعلق به یک اداره یا یک سازمان نیست؛ متعلق به همه مردم است و هرکس در برابر نابودی آن سکوت کند، باید دستکم درباره این سکوت برای افکار عمومی توضیح بدهد.
اگر تاکنون اقدامی انجام دادهاید، مردم حق دارند از آن آگاه شوند. اگر شکایتی به دستگاه قضایی ثبت کردهاید، آن را شفاف اعلام کنید. اگر بیانیهای صادر کردهاید، آن را منتشر کنید. اگر از مسئولان مطالبهگری کردهاید، نتیجه آن را با مردم در میان بگذارید تا مردم از شما حمایت کنند و بدانید مردم مریوان هیچگاه شمارا تنها نخواهد گذاشت اتحاد بهتر دیده میشود.
شفافیت، اعتماد عمومی را تقویت میکند و نشان میدهد که دفاع از محیط زیست فقط یک عنوان یا شعار نیست، بلکه یک مسئولیت واقعی است.
امروز مردم مریوان انتظار دارند انجمنهای مردمی و فعالان محیط زیست در کنار مردم بایستند، با صدایی رسا از جنگلهای بلوط دفاع کنند، از دستگاه قضایی برخورد قاطع با متخلفان را مطالبه کنند و اجازه ندهند تاریخ بنویسد که در روزگار نابودی جنگلهای مریوان، مدافعان طبیعت نیز سکوت را برگزیدند.
مردم از شما سؤال دارند چرا سکوت کردهاید؟
چرا صدای اعتراض شما در برابر این تخریب گسترده بلند نیست؟ چرا عکسهای هوایی و ماهوارهای یک سال گذشته را با وضعیت امروز جنگلهای مریوان و اطراف آن مقایسه نمیکنید؟
چرا اجازه داده میشود سرمایهای که متعلق به همه مردم است، آرامآرام از بین برود؟
امروز اگر یک درخت بلوط قطع شود، فقط یک درخت از بین نمیرود؛ بخشی از چرخه زندگی، بخشی از حافظه طبیعی زمین و بخشی از آینده مردم نابود میشود.
مردم شریف مریوان؛
در کنار مسئولان، مردم نیز مسئولیتی بزرگ بر دوش دارند. هیچ جامعهای تنها با حضور یک اداره یا یک سازمان از طبیعت خود محافظت نمیکند؛ نخستین و مهمترین نگهبان هر سرزمین، مردم آن سرزمین هستند.
مردم عزیز مریوان؛ در انتظار نباشید که فقط اداره منابع طبیعی، محیط زیست یا دستگاههای دولتی وارد عمل شوند. اگر امروز در برابر چشمان شما، مراتع ملی، جنگلهای بلوط، کوهستانها و اموال این کشور تخریب میشوند یا تغییر کاربری مییابند، سکوت و بیتفاوتی به معنای چشمپوشی از حق نسلهای آینده است.
فردا هر یک از ما باید در برابر وجدان خود پاسخ دهیم که وقتی شاهد قطع درختان بلوط، تصرف مراتع ملی و نابودی سرمایههای این سرزمین بودیم، چه کردیم؟ آیا فقط تماشا کردیم؟ آیا از کنار این فاجعه گذشتیم؟ یا احساس مسئولیت کردیم و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان رساندیم؟
سکوت، هیچ جنگلی را نجات نمیدهد. بیتفاوتی، هیچ درختی را دوباره سبز نمیکند. اگر امروز مردم سکوت کنند، فردا چیزی از طبیعت باقی نمیماند که برای آن افسوس بخوریم.
از همه مردم بافرهنگ، دلسوز و شریف مریوان میخواهیم که در برابر هرگونه تصرف اراضی ملی، تغییر کاربری غیرقانونی، قطع درختان بلوط و تخریب جنگلها و مراتع، سکوت نکنند. مطالبهگری حق قانونی هر شهروند است. از مسئولان، مراجع قضایی و دستگاههای مرتبط بخواهید که با متخلفان برخورد قانونی، عادلانه و قاطع انجام دهند و کسانی را که به بیتالمال و منابع طبیعی تجاوز کردهاند، شناسایی و بر اساس قانون محاکمه کنند.
بیایید همه با هم در برابر قانونشکنی، تجاوز به بیتالمال و نابودی سرمایههای ملی یکصدا باشیم؛ فرقی نمیکند این تجاوز به مراتع ملی باشد، به جنگلهای بلوط باشد یا به هر بخش دیگری از اموال عمومی مردم. بیتالمال متعلق به همه ملت مریوان است و حفظ آن وظیفه همگانی است.
مردم آگاه مریوان، اجازه ندهید عدهای سودجو، فرهنگ، تاریخ و طبیعت این دیار را قربانی منافع شخصی خود کنند. از مسئولان بخواهید که بدون تبعیض، قانون را اجرا کنند، متخلفان را پاسخگو سازند و اجازه ندهند شرایط بحرانی کشور به فرصتی برای تاراج منابع طبیعی تبدیل شود.
امروز زمان سکوت نیست؛ زمان مسئولیتپذیری، مطالبهگری قانونی و دفاع از حق مردم و طبیعت است. اگر امروز همه ما در کنار یکدیگر از جنگلها، مراتع و انفال اموال این سرزمین دفاع کنیم، فردا فرزندانمان به جای سرزنش، از ما به نیکی یاد خواهند کرد.
مریوان و مردم آن هرگز فراموش نمیکنند که چه کسانی برای این طبیعت جان دادند.
شهید شریف باجور و شهید امید کهنهپوشی و دیگر شهیدان حکیمی نیا و پژوهی فقط نامهایی در تاریخ نیستند؛ آنها نماد عشق به طبیعت و مسئولیتپذیری هستند.
آنها زندگی خود را فدای جنگلهایی کردند که امروز برخی افراد برای منفعت کوتاهمدت در حال نابودی آن هستند.
آیا شایسته است بعد از فداکاری چنین انسانهایی، اجازه دهیم جنگلهای بلوط قربانی سودجویی شوند؟ آیا نباید راه و آرمان این عزیزان را ادامه دهیم؟ آیا نباید از مسئولان پرسید چرا اجازه دادهاند کار به اینجا برسد؟
خطاب به متخلفان، متصرفان غیرقانونی اراضی ملی و کسانی که جنگلهای بلوط را نابود میکنند
خطاب من به کسانی است که برای سود کوتاهمدت، دست به تخریب جنگلها، مراتع و منابع طبیعی میزنند.
آیا لحظهای با خود اندیشیدهاید که هر نهال بلوط، در یک شب به درختی تنومند تبدیل نشده است؟ آیا میدانید سالها و گاه دههها زمان لازم است تا یک نهال بلوط ریشه بدواند، در برابر سرما، گرما، خشکسالی و طوفان مقاومت کند و به درختی استوار تبدیل شود؟
اما شما ممکن است در یک شب، با چند ضربه تبر یا اره، درختانی را از میان ببرید که حاصل سالها و نسلها رشد طبیعت بودهاند. نابودی یک درخت کهنسال، تنها از بین بردن چند شاخه و چند تنه نیست؛ از بین بردن بخشی از میراث طبیعی، تاریخی و زیستمحیطی این سرزمین است.
آیا میدانید همین جنگلهای بلوط، ریههای زنده این منطقه هستند؟ همین درختان هوای شهرها و روستاها را پاکتر میکنند، از فرسایش خاک جلوگیری میکنند، به حفظ منابع آب کمک میکنند و در کاهش گرد و غبار نقش مهمی دارند. اگر این جنگلها آسیب ببینند، آثار آن تنها متوجه یک روستا یا یک منطقه نخواهد بود؛ همه مردم از پیامدهای آن متأثر خواهند شد.
آیا ارزش دارد که برای چند کیلو انگور یا منفعتی که شاید تنها چند سال دوام داشته باشد، درختانی نابود شوند که طبیعت برای پرورش آنها سالهای طولانی زمان صرف کرده است؟
این جنگلها سالها مایه روزی بسیاری از کشاورزان و خانوادهها بودهاند. محصولاتی مانند گزو و مازو، که از جنگلهای بلوط به دست میآید، برای بسیاری از مردم منطقه منبع درآمد و بخشی از اقتصاد محلی بوده است. با نابودی این جنگلها، تنها چند درخت از بین نمیرود؛ فرصتهای معیشتی، تعادل طبیعت و بخشی از سرمایه نسلهای آینده نیز از میان میرود.
شاید بتوان یک نهال تازه کاشت، اما آیا میتوان درختی که دهها یا صدها سال عمر داشته را در چند سال بازگرداند؟ آیا میتوان زمان از دسترفته را جبران کرد؟ آیا میتوان همان اکوسیستم، همان سایه، همان تنوع زیستی و همان ارزش طبیعی را دوباره آفرید؟
از خود بپرسید: وقتی فرزندان این سرزمین در سالهای آینده از ما بپرسند چرا جنگلهای بلوط مریوان کوچکتر شد، چرا کوهها برهنه شدند و چرا طبیعتی که به امانت به ما رسیده بود آسیب دید، چه پاسخی خواهیم داشت؟
اگر کسی آگاهانه به منابع طبیعی و اراضی ملی تجاوز کند یا آنها را تخریب کند، باید در برابر قانون پاسخگو باشد. حفظ بیتالمال، جنگلها و مراتع تنها وظیفه دولت نیست؛ حقی است که به همه مردم تعلق دارد و قانون برای پاسداری از آن وضع شده است.
هنوز هم دیر نشده است. هرکس در این مسیر گام برداشته، میتواند به جای ادامه تخریب، به حفظ و احیای طبیعت کمک کند. اما اگر تخلفی صورت گرفته باشد، رسیدگی قانونی و پاسخگویی در برابر حقوق عمومی، مطالبهای مشروع و ضروری است.
به یاد داشته باشیم که سودهای زودگذر میگذرند، اما آثار تخریب طبیعت ممکن است برای نسلها باقی بماند. جنگلهای بلوط فقط درخت نیستند؛ آنها حافظ آب، خاک، هوا، فرهنگ و آینده این سرزمیناند. حفظ آنها، حفظ زندگی است.
آیا میدانید چه چیزی را از بین میبرید؟ این درختان فقط چوب نیستند.این درختان شناسنامه تاریخ این سرزمین هستند.اینها حاصل میلیونها سال شکلگیری طبیعت هستند.یک درخت بلوط را نمیتوان با پول خرید و جایگزین کرد.
زمانی که یک درخت صدساله قطع میشود، فقط یک تنه درخت سقوط نمیکند؛ بخشی از تاریخ طبیعی منطقه از بین میرود.برای چند میلیون تومان انگور، نباید میراث چند میلیون ساله طبیعت نابود شود.
ضربههای تبر به درختان بلوط باید صدای هشدار برای همه باشد.اما چرا این صدا برای بعضی مسئولان شنیده نمیشود؟ چرا فریاد طبیعت بیپاسخ مانده است؟ چرا وقتی درختان قربانی میشوند، انسانها سکوت میکنند؟ این جنگلها و مراتع بیتالمال هستند.حق یک شخص، یک خانواده یا یک گروه نیستند.هرکس آنها را نابود کند، در برابر مردم و قانون باید پاسخگو باشد.
ما خواستار آن هستیم که افراد متصرف و تخریبکننده منابع طبیعی شناسایی شوند. عاملان قطع جنگلها و تغییر کاربریها بدون ملاحظه و تبعیض محاکمه شوند. مسئولانی که در انجام وظایف نظارتی کوتاهی کردهاند، پاسخگو باشند. ابعاد واقعی تخریب جنگلهای مریوان و اطراف آن به صورت شفاف به مردم اعلام شود. اجازه داده نشود هیچ فردی دوباره به خود اجازه دهد سرمایه ملی مردم را نابود کند.
امروز شاید بتوان یک درخت را دوباره کاشت، اما نمیتوان سالهایی را که برای رشد آن گذشته، بازگرداند. نمیتوان خاطره جنگلی را که نابود شده، دوباره ساخت.نمیتوان سکوت امروز را از تاریخ پاک کرد.زمان آن رسیده است که مسئولان پاسخ دهند، مردم آگاهتر شوند و قانون با قدرت اجرا شود. جنگلهای بلوط مریوان فقط چند هکتار زمین نیستند؛ آنها نفس این سرزمین هستند. اگر امروز از آنها دفاع نکنیم، فردا فرزندان ما از ما خواهند پرسید وقتی طبیعت در حال نابودی بود، شما کجا بودید؟
و اما درختانی که امروز قطع شدهاند، دیگر باز نخواهند گشت. شاید بتوان نهالی تازه کاشت، اما هیچکس نمیتواند درختان کهنسالی را که سالها و نسلها برای رشدشان زمان صرف شده، به این زودی جایگزین کند. اما از خودِ این تخریب، خطرناکتر، سکوت، بیتفاوتی و گذشت از متخلفان است. گذشت در برابر کسانی که به بیتالمال و منابع طبیعی تجاوز کردهاند، بزرگترین خیانت به مردم، به نسلهای آینده و به ایران است. آیا میدانید زریبار، این نگین زیبای مریوان و سرمایه زندگی هزاران نفر، آرامآرام با تهدیدهای جدی روبهرو است؟ یکی از عوامل مؤثر در این روند، کاهش پوشش جنگلی و از بین رفتن درختان کوههای اطراف آن است. این جنگلها فقط منظرهای زیبا نیستند؛ حافظ آب، خاک، اقلیم و تعادل طبیعی منطقهاند. اگر این زنجیره از هم گسسته شود، زریبار نیز بیش از پیش آسیب خواهد دید و خسارت آن تنها متوجه امروز نخواهد بود، بلکه نسلهای آینده نیز بهای آن را خواهند پرداخت.
آیا میدانید اگر مسئولان امروز با قاطعیت وارد این معضل نشوند، فردا با فاجعهای بزرگتر روبهرو خواهیم شد؟ اگر امروز از انفال و منابع طبیعی دفاع نکنیم، فردا انفال دیگری شکل خواهد گرفت؛ انفال جنگلها، مراتع، کوهستانها و محیط زیست. آن روز دیگر فرصت سرزنش یکدیگر نیست؛ زیرا همه ما در برابر تاریخ، وجدان و آیندگان مسئول خواهیم بود.
ما ملتی هستیم که در سختترین روزهای جنگ، حافظ این آب و خاک بودیم و هنوز هم هستیم. این حقیقت را تاریخ و مردم جهان بارها روایت کردهاند. بله، مردان و زنانی که در راه دفاع از ایران به شهادت رسیدند، دیگر به میان ما بازنمیگردند؛ اما فرزندان همین سرزمین، کودکانِ پرورشیافته در دامان شیرزنان این ملت، ادامهدهنده راه آنان هستند و مسئولیت حفظ این سرزمین را بر دوش خواهند داشت.
مدارس ویرانشده دوباره ساخته شدند، ادارات بازسازی شدند، خانهها از نو بنا شدند و شهرهایی مانند حلبچه و قلعهجی، با همه زخمهایشان، دوباره جان گرفتند. اما انفال جنگل و محیط زیست، زخمی از جنسی دیگر است. اگر هم بتوان بخشی از آن را جبران کرد، دهها سال و شاید قرنها زمان لازم باشد تا طبیعت دوباره به جایگاه پیشین خود بازگردد. بعضی خسارتها را میتوان با پول ساخت، اما جنگلهای کهنسال را نه.
اجازه ندهید تاریخ بنویسد که نسل ما جنگلهای بلوط مریوان را از دست داد، در حالی که همه میدیدند و سکوت کردند.
از نماینده محترم مردم مریوان در مجلس شورای اسلامی، از دادستان محترم، از فرماندار محترم، از اداره منابع طبیعی، از دستگاههای نظارتی و از همه مسئولان ذیربط صمیمانه اما قاطعانه درخواست میکنیم که پیش از آنکه دیر شود، به این موضوع ورود کنند، از ادامه تخریبها جلوگیری کنند، متخلفان را بر اساس قانون شناسایی و با آنان برخورد کنند و اجازه ندهند سرمایههای طبیعی این سرزمین بیش از این نابود شود.
امروز زمان تصمیم است؛ تصمیم میان سکوت یا مسئولیت، میان بیتفاوتی یا دفاع از ایران.
اگر امروز از جنگلهای بلوط، مراتع ملی و انفال این سرزمین دفاع نکنیم، فردا دیگر چیزی برای تحویل به فرزندانمان باقی نخواهد ماند.