rojanpress.ir | خبرنگار را تجلیل نکنیم نجاتش دهیم!

خبرنگار را تجلیل نکنیم نجاتش دهیم!

روز خبرنگار باید فرصتی باشد برای پرسیدن یک سؤال ساده اما بنیادی؛ اینکه خبرنگاری در ایران امروز در چه وضعیتی قرار دارد و آیا رسانه ایرانی برای رقابت در میدان پیچیده و پرشتاب اطلاع‌رسانی جهان، واقعاً آماده است؟ این پرسش نه علیه خبرنگار است و نه علیه رسانه؛ برعکس، دفاع از حرفه‌ای است که بدون آن، جامعه در تاریکی تصمیم می‌گیرد.

خبر دیگر بیان رویداد نیست نشان دادن خود رویداد است؟
تا همین چند سال پیش، تعریف علمی خبر بیان رویدادها بود. حادثه‌ای روی می داد و خبرنگار سوالات پیرامونی آن را جمع‌آوری می‌کرد، روایت می‌نوشت و رسانه آن را منتشر می‌کرد. امروز اما این معادله و این تعریف، تغییر کرده است.
مخاطب فقط نمی‌پرسد «چه اتفاقی افتاده بلکه توقع دارد خود رویداد را ببیند!
دوربین تلفن همراه، پخش زنده، ویدئوی کوتاه، داده‌های باز، تصاویر ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، این توقع را در مخاطب ایجاد کرده که رسانه، در سریعترین زمان، زویداد را راستی‌آزمایی کند و به او نشان دهد. فاصله میان «وقوع رویداد» و «انتشار خبر» امروزه به حداقل رسیده است. بنابراین مزیت رسانه حرفه‌ای دیگر صرفاً سرعت انتشار نیست؛ اعتبار، راستی‌آزمایی، زمینه‌سازی و توانایی ارائه تصویری زنده و مستقل از رویداد است.
گزارش ۲۰۲۵ مؤسسه رویترز نشان می‌دهد مصرف خبر ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی در بازارهای مورد بررسی از ۵۲ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۶۵ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده و مصرف هر نوع ویدئوی خبری به ۷۵ درصد افزایش یافته است. هم‌زمان، اعتماد کلی به اخبار در این کشورها حدود ۴۰ درصد باقی مانده است؛ یعنی در عصر انفجار اطلاعات، مسئله اصلی فقط تولید خبر نیست، بلکه تولید خبری است که مخاطب بتواند به آن اعتماد کند.
هوش مصنوعی نیز این معادله را پیچیده‌تر کرده است. گزارش ۲۰۲۵ رویترز نشان می‌دهد استفاده هفتگی مردم از ابزارهای هوش مصنوعی در کشورهای بررسی‌شده به ۳۴ درصد رسیده و ۲۲ درصد نیز گفته‌اند در هفته گذشته از ChatGPT استفاده کرده‌اند. در عین حال، مردم انتظار دارند هوش مصنوعی خبر را ارزان‌تر و به‌روزتر کنند، اما درباره شفافیت، دقت و اعتمادپذیری آن نگرانی دارند. پس خبرنگار امروز اگر فقط «خبر را سریع‌تر از دیروز» بنویسد، الزاماً خبرنگار موفقی نیست. خبرنگار امروز باید بتواند رویداد را ببیند، ثبت کند، بررسی کند، راستی‌آزمایی کند، تحلیل کند و در صورت لزوم با تصویر، صدا، داده و سند به مخاطب نشان دهد. در این میدان، سرعت مهم است؛ اما سرعت بدون صحت، خطاست. 
مشکل دوم، خود خبرنگار است. نمی‌توان از خبرنگار انتظار داشت در برابر رسانه‌های بزرگ منطقه‌ای و جهانی رقابت کند، اما برای ابتدایی‌ترین الزامات حرفه‌ای او برنامه‌ای نداشته باشیم.
خبرنگاری که قرارداد روشن ندارد، دستمزد کافی نمی‌گیرد، بیمه‌اش با مشکل مواجه است، امکان آموزش مستمر ندارد، ابزار مناسب گزارشگری در اختیارش نیست و آینده شغلی‌اش مبهم است، چگونه باید تمام توان خود را صرف تولید خبر کند؟
نخستین پیمایش منتشرشده درباره دستمزد و وضعیت کاری روزنامه‌نگاران در ایران، که در سال ۱۴۰۴ از سوی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران و با مشارکت ۱۶۵ روزنامه‌نگار از ۲۹ رسانه انجام شد، اگرچه به دلیل شیوه نمونه‌گیری قابلیت تعمیم به کل جامعه روزنامه‌نگاری ایران را ندارد، اما نشانه‌ای جدی از وضعیت موجود است: ۶۵ درصد پاسخ‌دهندگان درآمدی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان داشتند، نزدیک به یک‌پنجم کمتر از ۱۰ میلیون تومان درآمد داشتند و بیش از نیمی از آنان احساس امنیت شغلی نمی‌کردند. همچنین حدود ۷۴ درصد میزان رضایت خود از دستمزد را «کم» یا «خیلی کم» ارزیابی کرده بودند. این اعداد فقط مسئله معیشت نیستند؛ مسئله کیفیت خبرند. وقتی خبرنگار مجبور است برای تأمین زندگی خود چند شغل داشته باشد، طبیعی است که زمان کمتری برای تحقیق، حضور در میدان، مطالعه، راستی‌آزمایی و تولید گزارش‌های عمیق دارد. بماند پدیده "خرید خبر" توسط خبرگزاری‌ها چه بلایی سر کیفیت خبر در ایران درآورده است.
امنیت روزنامه‌نگار نیز تنها به معنای در امان ماندن از خشونت فیزیکی نیست. سازمان بین‌المللی کار در گزارش تازه خود درباره «کار شایسته و امنیت روزنامه‌نگاران» تأکید کرده که امنیت خبرنگاران با حقوق بنیادین کار، شرایط شغلی، حمایت اجتماعی و حقوق کار پیوند مستقیم دارد. از این منظر، بیمه، قرارداد، دستمزد منصفانه، آموزش، تجهیزات و امنیت حرفه‌ای، امکانات تجملی خبرنگار نیستند بلکه زیرساخت تولید خبر و بهینه سازی و یه‌روزرسانی رسانه‌اند.
در شاخص آزادی مطبوعات ۲۰۲۶ گزارشگران بدون مرز، ایران در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفته است؛ این شاخص علاوه بر آزادی سیاسی و حقوقی، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی رسانه‌ها را نیز بررسی می‌کند. با چنین وضعیتی، انتظار رقابت با رسانه‌هایی که شبکه جهانی خبرنگاران، دفاتر منطقه‌ای، تجهیزات فنی، تیم‌های راستی‌آزمایی، متخصصان داده و منابع مالی قابل توجه دارند، بدون اصلاح زیرساخت داخلی رسانه، بیشتر به آرزو شبیه است تا سیاست رسانه‌ای.

استقلال سیاسی بدون استقلال خبری، ناقص است
اگر قدرت یک نظام سیاسی را تا اندازه‌ای توانایی آن در تأثیرگذاری بر روایت رویدادها بدانیم، آنگاه استقلال خبری بخشی از استقلال ملی است؛ کشوری که در باره رویدادهای جهان روایت خود را تولید نکند و برای فهم آنچه در اطرافش می‌گذرد، دائماً منتظر گزارش خبرگزاری‌ها و رسانه‌های خارجی بماند، در میدان روایت دست پایین را خواهد داشت. این به معنای بی‌نیازی از رویترز، آسوشیتدپرس، بی‌بی‌سی یا دیگر منابع بین‌المللی نیست. رسانه حرفه‌ای باید همه منابع را ببیند؛ اما نباید چشم و گوش خود را به یک منبع اجاره بدهد و تولید خود را داشته باشد.
مشکل زمانی آغاز می‌شود که خبرنگار ایرانی به جای رفتن سراغ منبع، تماس با شاهد، دسترسی به سند، تحلیل داده و اعزام خبرنگار، خبر آماده رسانه دیگری را با تغییر چند واژه منتشر کند. در چنین شرایطی رسانه دیگر «تولیدکننده خبر» نیست؛ توزیع‌کننده خبر دیگران است و ابزاری برای تحقق سیاست‌های دیگران.
این ضعف را باید جدی گرفت. پژوهش‌های مربوط به پوشش خبری ایران نیز نشان داده‌اند که در شرایط محدودیت دسترسی و فشار بر رسانه‌های داخلی، خبرنگاران و رسانه‌ها ناچار به استفاده از روش‌های غیرمتعارف برای گردآوری و راستی‌آزمایی اطلاعات می‌شوند.
از سوی دیگر، داده‌های پیمایش گمان درباره مصرف رسانه‌ای ایرانیان در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی به یکی از منابع اصلی دریافت خبر تبدیل شده‌اند؛ ۶۸.۲ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند برای اطلاع از ایران و جهان «اغلب» از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. در مقابل، استفاده از روزنامه‌های چاپی تنها ۲.۵ درصد گزارش شده است. این اعداد یک پیام روشن دارند و ان اینکه اگر رسانه داخلی خبر تولید نکند، مخاطب خبر را از جای دیگری خواهد گرفت و اگر رسانه داخلی روایت دقیق، سریع و مستند تولید نکند، میدان روایت را به کسانی واگذار کرده‌ایم که لزوماً منافع و دغدغه‌های جامعه ایرانی را نمایندگی نمی‌کنند.
استقلال خبری یعنی بتوانیم خبر خودمان را در چارچوب منافع ملی داشته باشیم؛ نه اینکه روایت دیگران را بازنشر کنیم.

دانشگاه؛ کارخانه مدرک یا مدرسه خبرنگاری؟
مشکل دیگر از جایی آغاز می‌شود که دانشگاه و بازار کار رسانه‌ای از یکدیگر جدا می‌شوند. در ایران تعداد رشته‌ها و دوره‌های دانشگاهی مرتبط با رسانه و روزنامه‌نگاری کم نیست؛ اما سؤال مهم این است که فارغ‌التحصیل این رشته‌ها پس از چهار سال تحصیل دقیقاً چه مهارتی دارد؟ آیا می‌تواند یک خبر را از صفر تا صد تولید کند؟ آیا می‌تواند لید بنویسد؟ آیا می‌تواند منبع معتبر را از منبع جعلی تشخیص دهد؟ آیا می‌تواند یک ادعا را راستی‌آزمایی کند؟ آیا می‌تواند با داده کار کند؟ آیا می‌تواند با دوربین و تلفن همراه یک گزارش تصویری استاندارد تولید کند؟
آیا با اصول امنیت دیجیتال، جست‌وجوی پیشرفته، داده‌کاوی، هوش مصنوعی و اخلاق حرفه‌ای آشناست؟ و مهم‌تر از همه اینکه آیا می‌تواند یک رویداد را بفهمد یا فقط آن را بازنویسی می‌کند؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها منفی باشد، مشکل فقط متوجه دانشجو نیست؛ ساختار آموزش عالی و مدیریت رسانه نیز باید پاسخگو باشد. دانشگاه باید با اتاق خبر ارتباط واقعی داشته باشد. دانشجوی ارتباطات باید پیش از فارغ‌التحصیلی حداقل یک بار در یک تحریریه واقعی، میدان گزارش، اتاق خبر دیجیتال و پروژه تحقیقی کار کرده باشد. مدرک روزنامه‌نگاری بدون مهارت روزنامه‌نگاری، همان قدر بی‌فایده است که مدرک پزشکی بدون کار بالینی.

روز خبرنگار؛ جشن یا فرصت اصلاح؟
اگر قرار است روز خبرنگار فقط به مراسم تجلیل، لوح تقدیر، عکس یادگاری و سخنرانی مدیران تبدیل شود، بهتر است نام آن را «روز روابط عمومی رسانه‌ای» بگذاریم. روز خبرنگار باید روز طرح مسئله باشد.
در این روز باید استاد دانشگاه، مدیر رسانه، خبرنگار باسابقه، خبرنگار جوان، صاحب‌نظر اقتصادی، متخصص فناوری و مسئول دولتی دور یک میز بنشینند و درباره آینده رسانه حرف بزنند؛ نه اینکه فقط تبریک بگویند! و ارزش این روز را با اهدای یک کارت هدیه به نازلتربن حد پایین بیاورند.
باید پرسید چرا خبرنگار باتجربه از رسانه خارج می‌شود؟
چرا درآمد خبرنگاری با هزینه زندگی تناسب ندارد؟
چرا بسیاری از رسانه‌ها امکان آموزش مستمر نیروی خود را ندارند؟
چرا خبرنگار شهرستانی هنوز در تأمین ساده‌ترین تجهیزات حرفه‌ای مشکل دارد؟
چرا رسانه‌ها به جای سرمایه‌گذاری روی خبرنگار، گاهی به تولید محتوای ارزان و بازنویسی خبر دیگران روی آورده‌اند؟
چرا دانشگاه و تحریریه ارتباط سازمان‌یافته ندارند؟
چرا برای خبرنگاری داده‌محور، تصویری، تحقیقی و دیجیتال برنامه مشخصی نداریم؟ و چرا سیاست رسانه‌ای کشور به جای ساختن رسانه قدرتمند، بر بی اراده ساختن سازمان‌های خبری استوار است؟ رسانه روابط عمومی دولت نیست. دولت حق دارد عملکرد خود را توضیح دهد، اما اگر رسانه به تریبون دائمی گزارش عملکرد دولت، دستگاه اجرایی یا هر نهاد قدرت دیگری تبدیل شود، نخستین چیزی که از دست می‌رود اعتماد است. رسانه اگر «قدرت نقد» نداشته باشد به یک تریبون بی صدا و بی مخاطب تبدیل میشود.
مخاطب امروز به وفور ابزار مقایسه در اختیار دارد. یک خبر را از چند رسانه می‌بیند، فیلم رویداد را در شبکه اجتماعی پیدا می‌کند، روایت شاهدان را می‌خواند و حتی با ابزارهای هوش مصنوعی اطلاعات را کنار هم می‌گذارد. بنابراین رسانه دیگر نمی‌تواند از مخاطب انتظار داشته باشد چون ما گفته‌ایم، پس درست است. خبرنگار باید نشان دهد و ثابت کند که خبرش چرا درست است.

از خبرنگار چه می‌خواهیم و در برابرش چه می‌دهیم؟
اگر از خبرنگار انتظار خبر دقیق، سریع، مستقل، تحقیقی و حرفه‌ای داریم، باید در مقابل، زیرساخت حرفه‌ای برای او ایجاد کنیم و رسیدن به نسخه اصلاحی هم چندان پیچیده نیست
اول؛ یک نظام شفاف و قابل سنجش برای قرارداد، دستمزد و بیمه خبرنگاران ایجاد شود.
دوم؛ رسانه‌ها موظف یا دست‌کم تشویق شوند بخشی از بودجه خود را به آموزش حرفه‌ای اختصاص دهند.
سوم؛ آموزش روزنامه‌نگاری از حفظ نظریه‌ها به سمت مهارت‌های عملی، داده‌کاوی، راستی‌آزمایی، گزارش تصویری، پادکست، موبایل‌ژورنالیسم، امنیت دیجیتال و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی حرکت کند.
چهارم؛ خبرنگاران شهرستان‌ها و رسانه‌های محلی از امکانات فنی و آموزشی برخوردار شوند. رسانه ملی و خبرگزاری‌های بزرگ نمی‌توانند جای چشم و گوش رسانه‌ای همه شهرها و روستاهای کشور را بگیرند.
پنجم؛ رسانه‌ها به سمت ایجاد تیم‌های راستی‌آزمایی و داده‌محور بروند.
ششم؛ رابطه دانشگاه و رسانه از شکل تشریفاتی خارج شود و کارآموزی واقعی، پروژه مشترک و ارزیابی مهارتی جایگزین بخشی از آموزش نظری شود.
هفتم؛ رسانه مستقل از منابع قدرت و ثروت، باید امکان نقد همه نهادها را داشته باشد؛ دولت، بخش خصوصی، شوراها، شهرداری‌ها، احزاب و حتی خود رسانه‌ها.
و سرانجام، هشتم؛ برای تولید خبر بین‌المللی باید سرمایه‌گذاری کرد. کشور نمی‌تواند در سیاست خارجی ادعای نقش‌آفرینی داشته باشد، اما در میدان تولید روایت جهانی عمدتاً مصرف‌کننده محتوای دیگران باقی بماند.

در نهایت، دفاع از خبرنگار دفاع از یک صنف نیست. جامعه‌ای که خبرنگار ضعیف داشته باشد، دستگاه اداری ضعیف‌تر، اقتصاد کم‌شفاف‌تر و سیاست غیرپاسخگوتر خواهد داشت.
خبرنگار چشم جامعه است؛ اما چشم اگر بیدار نباشد، ابزار دیدن نداشته باشد و دائماً از ترس بسته بماند، دیدن واقعی اتفاق نمی‌افتد. ۱۷ مرداد را باید از «روز تبریک خبرنگار» به «روز مطالبه رسانه حرفه‌ای» تبدیل کرد.
خبرنگار به جای لوح تقدیر، بیش از هر چیز امنیت شغلی، دستمزد شایسته، بیمه، آموزش، ابزار کار و حق پرسیدن می‌خواهد. رسانه نیز بیش از مراسم تجلیل، سرمایه، استقلال، نیروی حرفه‌ای و امکان نقد می‌خواهد و از همه مهمتر، جامعه بیش از هر دو، خبر درست می‌خواهد.
در عصر انفجار اطلاعات، آینده از آن رسانه‌ای نیست که درشت‌گویی کند و بلندتر فریاد بزند؛ آینده از آن رسانه‌ای است که زودتر به واقعیت برسد، دقیق‌تر آن را بررسی کند و صادقانه‌تر به مردم نشان دهد. این جمله شاید درخور روز خبرنگار باشد؛ خبرنگار را تجلیل نکنیم نجاتش دهیم.
16 مرداد 1405, 13:12
بازگشت