سالهاست واژه کوڵبەری آنقدر در ادبیات رسانهای، سیاسی و حتی گفتوگوهای روزمره تکرار شده که گویی به بخشی از هویت و فرهنگ مردم کُرد و مرزنشین تبدیل شده است؛ در حالی که چنین برداشتی نه درست است و نه شایسته.کۆڵبەری به معنای کار، تولید، کارآفرینی یا فعالیت اقتصادی سالم نیست؛ بلکه به معنای حمل بار بر دوش انسان در مسیرهای سخت، کوهستانی، برفی، صعبالعبور و گاه مینگذاریشده است. این وضعیت، محصول توسعهنیافتگی، فقر، بیکاری و نبود فرصتهای شغلی مناسب است، نه یک فرهنگ، نه یک سنت و نه یک افتخار.
هیچ ملتی نباید با محرومیت و رنج شناخته شود. همانگونه که نباید فقر، بیکاری یا مهاجرت اجباری را جزئی از هویت یک ملت دانست، کوڵبەری نیز نباید به عنوان نماد مردم کُرد معرفی شود. متأسفانه خود ما نیز با تکرار بیوقفه این واژه، به رسمیت یافتن آن کمک کردهایم و ناخواسته آن را به یکی از شناسههای منطقه تبدیل کردهایم.
آنچه مردم مرزنشین به آن نیاز دارند، نه قانونی شدن کوڵبەری، بلکه ایجاد اشتغال پایدار، سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها، رونق تولید، تجارت رسمی و فرصتهای برابر اقتصادی است. هرچه وابستگی یک منطقه به کوڵبەری بیشتر شود، انگیزه برای توسعه اقتصادی واقعی نیز کمتر خواهد شد.
از سوی دیگر، کوڵبەری سالهاست به ابزاری برای بهرهبرداری سیاسی تبدیل شده است. در موسم انتخابات، وعدههای فراوان درباره ساماندهی یا رسمیتبخشی به آن داده میشود، اما پس از پایان انتخابات، مشکلات مردم همچنان باقی میماند. تا زمانی که به کوڵبەری به چشم یک شغل نگاه شود، مطالبه اصلی مردم یعنی حق برخورداری از توسعه، اشتغال و زندگی شرافتمندانه به حاشیه رانده خواهد شد.
در دنیای امروز، حمل بار بر دوش انسان در مسیرهای خطرناک، نماد عقبماندگی است، نه پیشرفت. شأن و کرامت انسان بالاتر از آن است که برای تأمین معاش، جان خود را هر روز در دل کوه، سرما، مین و خطر به خطر بیندازد.
باید به جای ترویج واژهای که یادآور رنج و محرومیت است، خواستار توسعه، اشتغال، سرمایهگذاری و عدالت باشیم. مردم کُرد سزاوار آناند که با فرهنگ، تاریخ، دانش، هنر، تلاش، مهماننوازی و توانمندیهایشان شناخته شوند، نه با واژهای که روایتگر فقر و ناچار بودن است. کوڵبەری نه هویت مردم کُرد است و نه شغلی که بتوان به آن افتخار کرد؛ بلکه زخمی است که باید با توسعه و عدالت درمان شود، نه با عادیسازی و تکرار آن.