rojanpress.ir | توسعه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی در مناطق مرزی/ دکتر یوسف خانی

توسعه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی در مناطق مرزی/ دکتر یوسف خانی

چکیده: گذار از معیشت‌های غیررسمی و پرمخاطره به ساختارهای اقتصادی پایدار، مستلزم رویکردی چندوجهی است که در آن توسعه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی به‌عنوان زیربنای اصلی تحول قرار می‌گیرد. گزارش اخیر جناب آقای دکتر انور سقزی، مشاور ساماندهی کارگران فصلی و غیررسمی کشور، با تمرکز بر تبدیل فعالیت‌های مرزی به زنجیره ارزش تجاری سازمان‌یافته، گامی راهبردی در این مسیر محسوب می‌شود. با این‌حال، آنچه در این چشم‌انداز نیازمند تأکید و بسط بیشتر است، نقش محوری آموزش به‌عنوان پیش‌نیاز اساسی برای توانمندسازی نیروی انسانی، نهادینه سازی فرهنگ عمومی توسعه، و ایجاد ظرفیت‌های پایدار اجتماعی و اقتصادی در مناطق مرزی به‌ویژه در شمال‌غرب ایران و کردستان عراق است. این مقاله با رویکردی علمی-آموزشی، ضمن بررسی ابعاد مختلف طرح مذکور، بر ضرورت تلفیق راهبردهای آموزشی با برنامه‌های ساماندهی اقتصادی تأکید کرده و نشان می‌دهد که بدون سرمایه‌گذاری هدفمند بر توسعه فردی و اجتماعی از طریق آموزش، هرگونه تحول ساختاری در مناطق مرزی با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود. نتایج این تحلیل حاکی از آن است که آموزش، حلقه گمشده در زنجیره ارزش پیشنهادی است و می‌تواند زمینه‌ساز توانمندسازی کولبران و بازاریان مرزی، ارتقای بهره‌وری، کاهش آسیب‌های اجتماعی و در نهایت تحقق توسعه پایدار شود.

مقدمه
مناطق مرزی ایران به‌ویژه استان کردستان و شهرستانهای مریوان، سروآباد و بانه، با ظرفیت‌های اقتصادی عظیم و در عین حال چالش‌های ساختاری فراوانی مواجه هستند. کولبری به‌عنوان یکی از مهمترین معیشت های غیررسمی در این مناطق، علیرغم نقش معیشتی برای خانواده‌های مرزنشین، با مخاطرات جانی، نبود پوشش بیمه‌ای و عدم شناسایی رسمی همراه است. گزارش جناب آقای دکتر انور سقزی، دبیر کارگروه ساماندهی کارگران فصلی و غیررسمی استان کردستان، با ارائه چشم‌اندازی از تبدیل این فعالیت‌های پراکنده به یک زنجیره ارزش تجاری و سازمان‌یافته، گامی اساسی در جهت ساماندهی اقتصادی مناطق مرزی محسوب می‌شود.
با این حال، آنچه در این گزارش و اقدامات اجرایی مرتبط با آن، نیازمند بررسی عمیق‌تر و رویکردی تکمیلی است، بُعد توسعه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی از طریق آموزش است. تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان داده است که آموزش، پیش‌شرط اصلی توسعه‌یافتگی و حرکت در مسیر اقتصاد دانش‌بنیان است. در مناطق مرزی که با چالش‌هایی نظیر نبود زیرساخت‌های صنعتی، وابستگی شدید به مرز و کاهش قدرت خرید مردم دست‌وپنجه نرم می‌کنند، آموزش می‌تواند به‌عنوان محرک اصلی تحول، ضمن توانمندسازی نیروی انسانی، زمینه را برای ایجاد اشتغال پایدار، افزایش بهره‌وری و کاهش آسیب‌های اجتماعی فراهم آورد.

1. تحلیل ابعاد اقتصادی-اجتماعی گزارش
گزارش دکتر سقزی با دقت به چالش‌های موجود در مناطق مرزی پرداخته و راهکارهایی نظیر رسمی سازی مرزها، تسهیل قوانین واردات برای بازاریان خرد، ایجاد صنایع کوچک و متوسط، و تخصیص تسهیلات بانکی کم بهره را ارائه می‌دهد. وی به درستی بر این نکته تأکید دارد که سیاست‌گذاری‌ها باید به سمت ایجاد صنایع جایگزین، توسعه گردشگری و تقویت زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی سوق داده شود.
با این حال، بُعد توسعه سرمایه‌های انسانی به‌عنوان یکی از ارکان اصلی این تحول، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که رویکردهای اقتصادی بدون توجه به توانمندسازی نیروی انسانی از طریق ارتقای مهارت‌ها، دانش و شایستگی‌های فردی، نمی‌توانند به نتایج پایدار دست یابند. آموزش نه‌ تنها بهره‌وری نیروی کار را افزایش می‌دهد، بلکه از طریق رویکرد قابلیتی، به ارتقای فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز کمک می‌کند.

2. آموزش به مثابه زیرساخت توسعه در مناطق مرزی
آموزش به‌ عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه سرمایه انسانی، نقشی کلیدی در تحول مناطق مرزی ایفا می‌کند. از یک‌ سو، آموزش صحیح قابلیت نیروی انسانی را ارتقاء می‌بخشد و نیروی کار را برای استفاده بهتر از فناوری‌های جدید آماده می‌سازد. از سوی دیگر، تقویت سرمایه انسانی باعث رشد فزاینده در سرمایه‌های دیگر از جمله سرمایه اجتماعی، دانشی و فکری می‌شود .
در مناطق مرزی، به‌ویژه میان کولبران و بازاریان خرد، آموزش می‌تواند به‌عنوان ابزاری توانمندساز عمل کند و آنان را از وضعیت معیشت تک‌بعدی و غیررسمی به سمت فعالیت‌های مولد و سازمان‌یافته هدایت نماید. این آموزش‌ها باید شامل:
1. آموزش‌های مهارتی و فنی: توانمندسازی کولبران برای ورود به مشاغل جدید، صنایع تبدیلی و فعالیت‌های گردشگری.
2. آموزش‌های کارآفرینی: ایجاد روحیه کارآفرینی و توانایی شناسایی فرصت‌های اقتصادی جدید.
3. آموزش‌های مالی و بازرگانی: ارتقای دانش بازاریان مرزی در زمینه قوانین واردات و صادرات، مدیریت مالی و بهره‌گیری از تسهیلات قانونی.
4. آموزش‌های فرهنگی و اجتماعی: ارتقای فرهنگ عمومی توسعه و تقویت سرمایه اجتماعی از طریق افزایش آگاهی و مشارکت مردمی.

3. آموزش، حلقه مفقوده زنجیره ارزش
دکتر سقزی بر ساختارمند کردن فعالیت‌های مرزی و تبدیل آنها به یک زنجیره ارزش تأکید دارد. زنجیره ارزش مجموعه‌ای از فرآیندها و فعالیت‌هایی است که به محصول یا خدمات ارزش افزوده می‌بخشد و شامل مراحل لجستیک، عملیات تولید، بازاریابی و فروش و خدمات پس از فروش است . با این حال، آنچه که در این زنجیره کمتر به آن توجه شده است، جایگاه آموزش به‌عنوان یک فعالیت پشتیبان و زیرساختی است.
در مدل کلاسیک زنجیره ارزش پورتر، منابع انسانی به‌عنوان یکی از فعالیت‌های پشتیبانی، نقش کلیدی در ایجاد مزیت رقابتی ایفا می‌کند. در مناطق مرزی، این فعالیت پشتیبانی باید به آموزش هدفمند نیروی انسانی اختصاص یابد تا ضمن افزایش بهره‌وری، زمینه‌ساز نوآوری و خلاقیت در فعالیت‌های اقتصادی شود. بدون توجه به این حلقه، زنجیره ارزش پیشنهادی با نیروی انسانی ناتوان و فاقد مهارتهای لازم، با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد.

4. چالش‌های موجود و ضرورت رویکرد آموزشی
نبود زیرساختهای صنعتی، وابستگی شدید به مرز و نوسانات قوانین تجاری، از جمله چالش‌هایی هستند که دکتر سقزی به درستی به آنها اشاره کرده است . با این حال، یکی از مهمترین چالش‌هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، ضعف سرمایه انسانی و نبود آموزشهای لازم برای ورود به عرصه‌های جدید اقتصادی است. این ضعف، خود عاملی برای تداوم فعالیت‌های غیررسمی و پرمخاطره مانند کولبری محسوب میشود.
آموزش به‌عنوان راهبردی توسعه‌محور، می‌تواند ضمن توانمندسازی نیروی انسانی، به کاهش آسیب‌های اجتماعی، افزایش اعتماد به نفس و ارتقای مشارکت عمومی در فرآیند توسعه کمک کند. این رویکرد، با نگاه علمی و قانونی به ساماندهی مشاغل فصلی و غیررسمی، زمینه را برای تحقق جامعه‌ای پویا و خودبنیاد فراهم می‌آورد.

5. چشم‌انداز توسعه یکپارچه و خودبنیاد
برای دستیابی به توسعه پایدار و یکپارچه در مناطق مرزی، ضروری است که راهبردهای آموزشی در کنار راهبردهای اقتصادی قرار گیرند. این رویکرد یکپارچه، شامل موارد زیر است:
توانمندسازی نیروی انسانی: ایجاد مهارت‌های جدید و ارتقای توانمندی‌های کولبران و بازاریان برای ورود به فعالیتهای مولد.
نهادینه‌سازی فرهنگ توسعه: ارتقای آگاهی و نگرش افراد نسبت به توسعه، مشارکت و مسئولیت پذیری.
ایجاد سرمایه اجتماعی: تقویت اعتماد، همکاری و انسجام اجتماعی از طریق آموزش و توانمندسازی.
ارتقای بهره‌وری: افزایش کارایی و اثربخشی فعالیت‌های اقتصادی از طریق آموزش و ارتقای دانش فنی و مدیریتی.
نتیجه‌گیری: گزارش دکتر انور سقزی با تأکید بر ساماندهی مشاغل فصلی و غیررسمی و تبدیل آنها به یک زنجیره ارزش تجاری، گامی مهم در جهت توسعه مناطق مرزی محسوب می‌شود. با این حال، برای دستیابی به موفقیت پایدار، ضروری است که آموزش به‌عنوان زیربنای اساسی توسعه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی در این برنامه‌ها لحاظ شود.
توسعه مناطق مرزی به‌ویژه در شمالغرب ایران و کردستان عراق، نیازمند رویکردی چندوجهی است که در آن توانمندسازی نیروی انسانی از طریق آموزش‌های مهارتی، کارآفرینی، مالی و فرهنگی در کنار تسهیل قوانین تجاری، ایجاد زیرساخت‌های صنعتی و حمایت مالی قرار گیرد. بدون توجه به این بُعد از توسعه، هرگونه تحول ساختاری با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد و امکان حل بهتر مشکلات برای همیشه، آنگونه که مورد نظر است، فراهم نخواهد شد.

پیشنهاد میشود کارگروه ساماندهی کارگران فصلی و غیررسمی، با مشارکت نهادهای آموزشی و پژوهشی، برنامه‌های جامعی برای توانمندسازی آموزشی کولبران و بازاریان مرزی طراحی و اجرا نماید. همچنین، گنجاندن آموزش به‌عنوان یکی از فعالیت‌های اصلی زنجیره ارزش در مناطق مرزی، می‌تواند نقش کلیدی در بهبود بهره‌وری و ایجاد مزیت رقابتی ایفا نماید. با چنین رویکردی، می‌توان به آیندهای امیدوار بود که در آن مناطق مرزی نه‌ تنها از چالش‌های فعلی رهایی
 یابند، بلکه به قطب‌های پویای توسعه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند.
4 تیر 1405, 20:41
بازگشت