rojanpress.ir | آشفتگی آمریکا در پرونده سوریه و عراق!

آشفتگی آمریکا در پرونده سوریه و عراق!

یک روز پس از اینکه وزیر امور خارجه آمریکا از پایان مأموریت «تام باراک» در منصب فرستاده ویژه سوریه خبر داد رئیس‌جمهور آمریکا، او را به‌عنوان فرستاده ویژه خود در سوریه و عراق منصوب کرد. مارکو روبیو نهم خرداد در صفحه کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: علی‌رغم اینکه مأموریت باراک در این منصب پایان یافته است، اما او همچنان به ایفای نقش رهبری در پرونده‌های سوریه و عراق ادامه خواهد داد؛ اما روز بعد دهم خرداد «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: با کمال خرسندی اعلام می‌کنم که تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه، که عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته است، به‌عنوان فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری در سوریه و عراق منصوب خواهد شد و ما همکاری راهبردی خود را با هر دو دولت پیش خواهیم برد.» ترامپ افزود: تام با حمایت کامل وزارت امور خارجه، سفیر ایالات متحده در ترکیه باقی خواهد ماند.
تناقض آشکار میان اعلامیه وزیر خارجه ایالات متحده مبنی بر پایان مأموریت «تام باراک» در سوریه و توئیت بلافاصله دونالد ترامپ در توسعه حوزه مأموریت او در سه کشور سوریه، عراق و ترکیه، بیش از آنکه یک ناهماهنگی اداری ساده باشد، پرده از شکاف عمیق در ساختار تصمیم‌گیری دولت آمریکا برمی‌دارد.
دولتی که وزیر خارجه‌اش یک پیام رسمی صادر می‌کند و رئیس‌جمهورش ساعاتی بعد آن را نقض می‌کند، دچار فقدان هماهنگی است. چنین وضعیتی در دنیای دیپلماسی، «قدرت بازدارندگی» آمریکا را فرسایش می‌دهد. وقتی کشورهای منطقه (ترکیه، عراق، سوریه) نمی‌دانند صدای رسمی واشنگتن از زبان وزیر خارجه شنیده می‌شود یا از حساب کاربری توئیتر رئیس‌جمهور، ناچارند به «سیاست صبر و انتظار» روی بیاورند که خودِ این امر، مانع از پیشبرد هرگونه استراتژی بلندمدتی می‌شود.
ترامپ از همان دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش نشان داد که «وزارت خارجه» را نه مرکز تصمیم‌گیری، بلکه صرفاً بازوی اجراییِ تشریفاتی می‌داند.
ترامپ با ابقای تام باراک (که مهره‌ی وفادار و شخصی اوست)، عملاً مارکو روبیو را در حاشیه قرار می‌دهد تا نشان دهد نبض خاورمیانه در دستِ خودِ اوست، نه در دستِ دستگاه دیپلماسی کلاسیک.
این وضعیت، می تواند آینه‌ای از «آشفتگی در اجرا» و «تدبیر در خودمحوری» ترامپ تلقی شود. ترامپ به دنبال رسیدن به توافق‌های سریع و شخصی است، اما بهای این کار را با بی‌ثبات کردن کلِ دستگاه دیپلماسی ایالات متحده می‌پردازد. این سبک نه یک «نقشه راه»، بلکه یک «قمارِ مداوم» است که در آن، هر لحظه احتمال دارد مهره‌های بازی بر اثر اختلافات درونیِ واشنگتن جابجا شوند. در نهایت، این مدل مدیریت، بیش از آنکه به نفع «ثبات خاورمیانه» باشد، ابزاری برای تثبیتِ «اقتدارِ شخصی» ترامپ در ساختار قدرت آمریکاست.
11 خرداد 1405, 10:39
بازگشت