ما همگی در سیارهای زندگی میکنیم که به اندوخته آسیبپذیر هوا، خاک و آب وابسته است و برای ایمنی خود، ناگزیریم آن را در امنیت و صلح، مصون از نابودی نگهداریم. و این هم فقط با مراقبت و کار، و به بیان دیگر با عشقی که به این سیاره خاکی یعنی زمین آسیبپذیر خود میورزیم امکانپذیر خواهد بود. این ستاره خاکی ما که قریب ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع میباشد، حدود ۳۶۰ میلیون کیلومتر آن را اقیانوسها و دریاها پوشانده و فقط حدود ۱۴۸ میلیون کیلومتر مربع آن خشکی است. این درحالیست که جمعیت جهان در حال حاضر در هر ۳۵ سال دو برابر میشود و با این نرخ افزایش در سال 2025 میلادی جمعیت آن به بالای ۷ میلیارد نفر رسید. دشواری زندگی آینده، در روی زمین منحصر به افزایش عده آدمیان نیست، هر فرد به مقداری مواد کانی و انرژی نیاز دارد که باید از منابع طبیعی تأمین گردد اما نیاز به انرژی، براساس آنچه دیده میشود در همین مدت عملاً هفت برابر شده و تکنولوژی افسارگسیخته منابع طبیعی را چنان مرفهانه خرج میکند که این منابع به زودی یکی بعد از دیگری ته میکشند. محیط زندگی توسط انسانهای مصرفی چنان آلوده شده است که نه تنها فرایندهای طبیعی قادر به ترمیم آن نیست، بلکه موازنه پویای بین چهار رکن بیوسفر را به هم زده است؛ اینها همه هشداری است برای همه تا هرکس خود را مسئول سالمسازی گوشهای از محیط زندگی بداند و در این راه همکاری کند و در این میان جمعیت یک واقعیت هشدار دهنده است! کنترل فرایندهای تکنولوژیک ناکافی است و این کنترل باید با شناخت بیوسفر و اصول زندگی در حالت تعادل باشد. در این برنامه ریزی باید به سرنوشت کل محیط زیست آدمی در مدت طولانی به اندازه هدفهای اقتصادی کوتاه مدت توجه شود.
مشکلات ناشی از رشد جمعیت، عدم کنترل تکنولوژی و عدم کنترل استفاده از زمین همه و همه تاحدودی زاییده جهل مداوم درباره کره خاکی ما است. اگرچه علم در بعضی از زمینهها پیروزیهای بزرگ کسب کرده و به کمک فنآوری امکان آن را یافته که آدمی چند ماشین را در سطح کره ماه پیاده کند یا اتم را بشکافد اما در زمینههای دیگر دانش ما کم است. شناخت طرز کار دقیق اجتماعات پیچیده گیاهی و حیوانی را به تازگی آغاز کردهایم. از این گذشته بیشتر آگاهی که ملتی کسب میکند، عموماً در دسترس دیگر ملتها قرار نمیگیرد، کسب بعضی از انواع آگاهیها مثل اندازهگیری اثرات فعالیت آدمی به ترتیب اتمسفر یا آّب اقیانوس به عهده یک ملت بخصوص نیست و یک ملت بدون همکاری همه ملتهای دیگر نمیتواند به کسب آنها توفیق یابد؛ برای نمونه دریای خزر میان کشورهای ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان مشترک است، نبودن یک عزم عمومی میان این کشورها آن را به دریای آلودهای تبدیل کرده است که هیچ کشوری مسئولیت آن را متعلق به خود نداند.
متأسفانه خود انسانها امروزه برای بدست آوردن محصول بیشتر از زمینهای بزرگتر تمایل روزافزون دارند، اختصاص زمین بیشتر برای «کشت تک محصول» عدم توازن مصنوعی میآفریند و باعث فرسایش و فقر بیش از حد زمین گشته است (برای نمونه در فاصله شهرهای بوکان میاندوآب در حاشیه رودخانه مشهور «تهتههو»(سیمینه رود) به علت درآمد بالای آن، زمینهای کشاورزی بیش از ۵۰ سال به کشت چغندر قند اختصاص داده شد و حالا بازدهی زمینها از بین رفته و فرصت ترمیم به زمینها داده نشده است) از طرف دیگر اگر آدمی از ارزشهای زیستی انواع موجودات آگاهی میداشت ارزش روانشناختی این نکته خیلی مهم میبود. کشف آنتی بیوتیکها وابسته به وجود کپک پنیسلیوم از طبیعت بود و شناخت عامل RH در خون از بررسی نوعی میمون (رزوس) حاصل شده است؛ همگی نشان میدهد زندگی در این کره خاکی در ارتباط و تعامل با همدیگر است.
نگاه تاریخی به مسایل زیست محیطی
اضمحلال بسیاری از تمدنهای قدیمی ناشی از شکست آنها در کار استفاده از زمین بوده است از جمله؛ شور شدن سطح خاکها باعث نابودی تمدنهای سند و بین النهرین گردید و بعضی از تمدنهای بزرگ قدیمی هم براساس تولید اضافی غله، با استفاده از تکنیک آبیاری در کشاورزی به وجود آمدهاند که به «تمدنهای آبی» مشهور شدهاند که رومیها در این کار مشهور بودند. در پرو هم «اینکاها» نظام آبیاری استادانهای ابداع کردهاند تا به امروز که انسانها تمایل زیادی به شهرنشینی دارند و این تشدید شهری شدن به صورت مصیبتی درآمده است که تشدید آلودگی شهرها و گسترش آن به خارج از شهر عواقب مهم آن است.
اما این فکر که چگونه زندگی کنیم و از جنگل و طبیعت چنان بهرهبرداری شود که همیشه مورد استفاده باشد با کندی بسیار به ذهن آدمی راه یافت.
در اروپا زودتر سراغ آن را گرفتند و در فرانسه و بریتانیا در قرن هفدهم این فکر بوجود آمد. به سال ۱۶۶۴ «جان اولین» بنیانگذار انجمن پادشاهی لندن کتابی تحت عنوان (جنگل یا مقالهای در باب درختان جنگلی) انتشار داد و اندیشه احداث جنگل؛ عنوان یک علم را پیشنهاد نمود و «کولبر» وزیر لوئی چهاردهم در سال ۱۶۶۹ فرمان احداث جنگل فرانسه را صادر کرد و جنگلبانی به صورت یک شغل درآمد.
این تلاش و کوششها بدان معنی نیست که مواهب صنعت و تکنولوژی و کشاورزی جدید را رها کنیم؛ بلکه بدان معنی است که جریان کار را چنان تغییر دهیم که آثار نامطلوب، کنترل و یا از بین برده شوند.
لازم است اضافه گردد یکی از بیسروصداترین آثار عملیات تخریب کشاورزی جدید، از میان رفتن تنوع وراثتی در گیاهان و حیوانات اهلی و اجداد وحشی آنها است که در برابر حمله بیماریهای گوناگون یا آفتها بسیار آسیب پذیر هستند و آسیب وارده به محیط زیست آدمی واکنش خاص خود را به دنبال دارد که به زیان و تنزل قدرت باروری و انحطاط کیفیت محیط میانجامد.
اثر آدمی بر محیط در چند دهه اخیر در جامعه ایران ویران کننده بوده است، نابودی ناگهانی درختان و آتش سوزی، خشکسالیهای چندسال اخیر و گردبادهای شنی که امروزه در مرکز ایران میتازد، لذا جنبش به معنای واقعی حفظ و احیای محیط طبیعی به حمایت گسترده فرهنگی و کلان کشوری در ابعاد مختلف نیاز دارد. چنانکه به همین منوال بدون مسئولیت زیست محیطی به پیش رویم انقراضی در پیش داریم بدون جانشینی و گرایشی خواهد بود به سوی فقر جهانی که در گذشته نبوده است. حاصل اینکه تلاشی گسترده برای حفاظت و احیای محیط طبیعی مبرهن و ضروری است که صورتهای گوناگون میتواند داشته باشد. کنترل جمعیت، احداث پارکها و منابع ملی، اداره خردمندانه حیوانات و گیاهان وحشی، بررسی وسایل کشت و احیاء مجدد ناحیههایی که در گذشته ویران شدهاند، استفاده اصولی از زمین که باید برای مقاصد عالیتر به کار رود، گسترش صلح و امنیت جهانی و آماده کردن خاک و روان مردم برای جذب اطلاعات بهتر، برای نگهداری بهتر زمین، حداقل رفاه زندگی برای همگی، یا به قولی حداقل معاش برای حداکثر عمدهی انسانها. آن برنامههای بین المللی که غرض از آنها فراهم آوردن شالوده محکمتری برای استفاده اساسی و حفظ محیطزیست است جان تازهای گرفته که مردم را ملزم به انجام آن کنند و منابع حاصله بسیار کمتر از تباهی فراینده محیط زیست آدمی بودهاند. اما اقتصاد و سیاست بیشتر با نتیجهای سروکار دارد که در مدتی کوتاه حاصل میشود. کاملاً بدیهی است که مراجع ذیصلاح کشور کارایی لازم در کنترل کاربردی و نحوه استفاده اراضی کشاورزی را ندارند.
فقط در سال ۱۳۸۲ ه.ش سطح شهرهای ایران هزاران هکتار از اراضی کشاورزی و مراتع ملی کاربری خود را توسط جنگلبانی، شهرداری و شوراها از دست دادهاند و به کاربری مسکونی تبدیل شدند و اغلب به تعاونیهای مسکونی تحویل داده شدند که متأسفانه در بسیاری از شهرها عملاً این تعاونیها کذایی بودند و وارد چرخه دلال بازی گشتند.
اگر شالوده صلح برای امنیت بر زیست محیطی و حفظ منابع طبیعی تمام دنیا بنا شود کمتر از یک صدم مقداری که ملتها اکنون صرف آمادهسازی خود برای جنگ میکنند، پول لازم خواهد بود.
در اینجا لازم است باید کاری کرد که وضع بدتر نشود و دولتها لازم است که فعالیتهای امروز را برای شکل دادن به فردای بهتر اداره کنند. و فراتر از آسایش امروز بینیدیشیم. هیچ یک از ما آگاهانه چنین چیزی را به عنوان هدف دنبال نمیکنیم و نمیپذیریم ولی بشریت عملاً در بسیاری از نقاط جهان چنان رفتار میکند که گویی دارای چنین هدفی است، وجود صدها میلیون مردم گرسنه در آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا گواه آن است، در واقع چه این هدف پذیرفته شود، چه نشود توجه به کیفیت زندگی، به جای توجه به افزونی جمعیت و تولید اقتصاد، تنها فرصتی که برای دوام تمدن انسانی باقی میماند که در آن افراد برای ظاهر ساختن استعدادهای انسانی خود فرصت کافی خواهند داشت.
اگر تصمیمهای جدی نگیریم، فرصتها در نتیجه کوتاهی پایان خواهند پذیرفت، محیط زیست مستهلک خواهد گردید و این نه به معنی مصرف کم منابع طبیعی، یا طرد کامل تکنولوژی است، بلکه حفاظت در ارتباط تناتنگ با تکنولوژی بوده و هدفهای توسعه اقتصادی و حفاظت به کمک عالیترین تکنولوژی مسیر است و بیشتر مردم جهان فقط از طریق پیشرفت میتوانند نیازمندیهای کافی بدست آورند و درک مفهوم «کیفیت محیط» را آغاز نمایند که برنامه گسترده آگاه سازی و اقدام بین المللی توام با مسئولیت را نیازمند است. تأسیس سازمان ملل متحد و شعبههای تخصصی آن گویای آن است که جهان خواستار اقدام دسته جمعی برای حل مسائلی است که با آن روبرو است، شاید این سازمان چندان هم موفق نبوده است. اما همه بر این مسئله توافق دارند که اگر سازمان ملل متحد از بین برود، سازمان دیگری بسیار شبیه به آن فوراً برای حفظ و بهبود زندگی آدمی و بنا کردن شالودهای برای استفاده معقول و حفظ منابع و بهبود ارتباط جهانی میان آدمی و محیط در چهارچوب علوم طبیعی و اجتماعی به جای آن تاسیس شود. بدیهی است میان تنظیم یک برنامه و اجرای آن راه درازی وجود دارد لذا ملتها و دولتها باید هزینهها و تلاشهای لازم را برای احیا و حفظ منابع طبیعی قبول کنند، امروزه فشارهای واقعی ناشی از تخریب محیط طبیعی باید ما را متقاعد گرداند که راهی جز مشارکت در طرحهای جدید نداریم و باید در شیوه و مقدار مصرف و افکار خود تجدیدنظر کنیم که هدف نهایی آن حفظ و بهبود زندگی آدمی است.
* این مقاله منتخب نخستین جشنواره کوه نوشتهها، بنیاد محمدیفر، «انجمن کوهنوردان ایران» در تهران ۲۰/۰۹/۱۳۹۳ گردید.