rojanpress.ir | مردی که ماند و ساخت

مردی که ماند و ساخت

سلیمان اللهمرادی: جامعه، میدان پیاپی آمدن‌ها و رفتن‌ها، رویش‌ها و رانش‌هاست؛ اما در میانه این گردش بی‌وقفه، آنچه در حافظه جمعی ماندگار می‌شود، نه هیاهوی گذرا، بلکه کیفیت اثر و نسبت انسان با خیر عمومی است. در فرهنگ عامه و در داوری تاریخ، این نیکی و بدیِ برآمده از عمل است که می‌ماند. بسیاری تنها با آفرینش یک اثر، نام خویش را در حافظه زمان ثبت می‌کنند؛ برخی بیش از آنچه کرده‌اند، از خود سخن می‌گویند، و البته اطلاع‌رسانی درباره کار و کوشش، حقی طبیعی و پذیرفتنی است؛ با این همه، گروهی دیگر بی‌آنکه در پی جلوه‌گری باشند، در سکوت و استقامت کار می‌کنند و آثارشان به‌تدریج، بی‌نیاز از تبلیغ، جای خود را در وجدان فرهنگی جامعه می‌گشاید. در برابر، کسانی نیز هستند که سهمی جز ایستادن در مقام تماشا و نقدِ کار دیگران برای خود تعریف نکرده‌اند.
مزیت این جهان اجتماعی در آن است که همگان، به‌نحوی، در کارند؛ یکی در کار ویرانی و دیگری در کار ساختن؛ یکی در پی تخریب سرمایه‌های مادی و معنوی، و دیگری در اندیشه برپا داشتن بنایی ماندگار در عرصه زبان، ادبیات، موسیقی، فرهنگ، دانش یا خدمت اجتماعی. آنان که با خرد، حکمت و مسئولیت‌پذیری راه را بر جامعه روشن می‌کنند، خود می‌سوزند تا چراغ اندیشه خاموش نماند و نسل‌های نو از آسیب و گسست در امان بمانند. چنان‌که شیخ اجل گفته است: «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز/ مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.»
با این مقدمه، سراغ محمدرئوف توکلی می‌رویم؛ نویسنده، مورخ و بنیان‌گذار انتشارات توکلی در ایران؛ مردی که لحظه‌لحظه زندگی خویش را وقف ثبت تاریخ، نشر کتاب و پاسداشت فرهنگ مکتوب کرد.
اهمیت کار او تنها در کثرت آثار یا استمرار فعالیت فرهنگی‌اش خلاصه نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز در نسبت او با زمانه‌ای دشوار معنا می‌یابد؛ زمانه‌ای که با تلاطم‌های سیاسی، جنگ داخلی و سپس جنگ تحمیلی هشت‌ساله، عرصه را بر فرهنگ، اندیشه و ادبیات کُردی تنگ کرده بود و بسیاری از امکان‌ها را به محاق برده بود. در چنین شرایطی، او نه‌تنها سنگر فرهنگ و نشر را ترک نکرد، بلکه با صبر، تدبیر و پشتکار، به یکی از ستون‌های اصلی تولید و انتشار کتاب‌های کردی در ایران تبدیل شد.
فارغ از آثار مستقلی که خود پدید آورد، «انتشارات توکلی» در عمل به مرجعی معتبر برای کتاب و اندیشه کردی تبدیل شد؛ پناهگاهی فرهنگی برای نویسندگان، پژوهشگران و دغدغه‌مندان هویت و زبان کردی در روزگاری آشفته و پراضطراب. او، به‌معنایی دقیق، پرچم فرهنگ کُرد را برافراشت و برج و باروی بنای کتاب کردی را چنان استوار ساخت که حضور پیگیر و اثرگذار او، علی‌رغم همه محدودیت‌ها و تنگناها، تحسین عالی‌ترین مقام رسمی ایران را نیز برانگیخت.
اهالی فرهنگ و کتاب، هنوز حضور ایشان را در نوزدهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و بازدید رهبر شهید انقلاب اسلامی از غرفه او به یاد دارند؛ همان دیداری که در آن، آیت‌الله خامنه‌ای، سخنان تأییدآمیزی درباره ماموستا هژار و ترجمه قانون ابن‌سینا بیان کردند؛ سخنانی که در آن مقطع، برای زبان و ادبیات کردی در ایران، واجد اهمیتی نمادین و تاریخی بود و به‌منزله گشوده شدن افقی تازه تلقی می‌شد. برای منِ روزنامه‌نگار نیز آن لحظه، صرفاً یک واقعه خبری نبود، بلکه نقطه عزیمتی بود برای پی‌گیری و بازتاب گسترده‌تر ظرفیت‌های مغفول‌مانده ادبیات کردی. اگر پس از آن، ده‌ها مقاله در باره ماموستا هژار و غنای ادبیات کردی منتشر شد، بی‌تردید بخشی از زمینه و بهانه آن را همان رخداد و همان حضور معنادار فراهم کرد.
حتی می‌توان فراتر رفت و گفت جرقه توجه نهادی و دانشگاهی به مجموعه آثار استاد هژار در دانشگاه کردستان، با کوشش کاک ماجد مردوخ روحانی و مرکز کردستان‌شناسی دانشگاه، در فضایی زده شد که آن تأیید و آن مشروعیت‌بخشی فرهنگی به ایجادش یاری رساند. از دل همان فضا بود که امکان برگزاری نشست‌های علمی، ورود استادان و پژوهشگران به جهان فکری هژار و توجه روشمندتر به زبان و ادبیات کردی فراهم شد. به بیان دیگر، آن رخداد، تنها یک تحسین رسمی نبود، بلکه در شکستن بخشی از انسداد فرهنگی زمانه و در دادن جسارت به نخبگان و دانشگاهیان برای ورود به این حوزه، نقشی مؤثر ایفا کرد.
از دیگر ابعاد درخور توجه خدمات محمدرئوف توکلی، باید به هوشمندی او در انتخاب موضوعات، عناوین و سوژه‌های نشر اشاره کرد؛ انتخاب‌هایی که اغلب متناسب با نیازهای روز و خلأهای واقعی جامعه فرهنگی کُرد انجام می‌گرفت. این دقت در تشخیص ضرورت‌های فکری و فرهنگی، وجهی دیگر از شخصیت او را آشکار می‌کند؛‌ شخصیتی که تنها ناشر یا نویسنده نبود، بلکه ناظری هوشمند بر نیازهای زمانه خویش و کنشگری مسئول در قبال سرنوشت فرهنگی جامعه‌اش بود.
زنده یاد محمدرئوف توکلی از آن سنخ مردانی است که حضورشان تنها در شمار آثار و فعالیت‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه در تأثیری سنجیده می‌شود که بر مسیر یک فرهنگ بر جای می‌گذارند. او، به‌راستی، از چهره‌های ماندگار بانه و کردستان است؛ مردی که چون کوه آربابا، استوار، سرافراز و قابل اتکا، ایستاد و نامش بر تارک تاریخ فرهنگی این سرزمین می‌درخشد.
گفتنی‌ها درباره او بسیار بیش از این است و شرح تمام ابعاد خدماتش مجالی دیگر می‌طلبد.  
نامش مانا و یادش گرامی باد.
منبع: روزنامه روژان شماره 1144
22 اردیبهشت 1405, 13:10
بازگشت