rojanpress.ir | پتانسیل های صنعتی کردستان قسمت پنجم- سنندج

پتانسیل های صنعتی کردستان قسمت پنجم- سنندج

سنندج اگر قرار است «صنعتی» شود، باید از همان ابتدا بداند صنعتی‌شدن به معنی ساخت چند واحد بزرگ و سرمایه‌بر نیست؛ صنعتی‌شدن یعنی ساختن زنجیره‌های ارزش که منابع، مهارت‌ها و مزیت‌های منطقه‌ای را به محصول استاندارد و قابل‌فروش تبدیل کند و ارزش افزوده را در شهر نگه دارد. بنابراین سؤال اصلی این است که چه «چیزهایی» باید در سنندج ساخته شود تا تولید، توزیع، کیفیت و فروش به هم متصل شوند و سرمایه‌گذاری با ریسک کمتر و بازده بالاتر شکل بگیرد. در سنندج معمولاً صنایع کوچک و متوسطِ تکمیل‌محور (نه صنایع بسیار انرژی‌بر و آب‌بر) بازدهی بیشتری دارند، چون هم اشتغال‌زایی‌شان بالاتر است و هم سریع‌تر به جریان نقدی می‌رسند.
اولین چیزی که سنندج باید بسازد، «هاب لجستیک، بسته‌بندی و کنترل کیفیت» است؛ یعنی یک پایانه مشترک که انبار استاندارد، سردخانه و لجستیک سرد، سورتینگ و درجه‌بندی، خطوط بسته‌بندی، آزمایشگاه‌های مرجع بهداشتی و کیفی، و خدمات برچسب‌گذاری و رهگیری محصول را یکجا ارائه دهد. بدون این حلقه، حتی اگر کارخانه هم ساخته شود، محصول یا فله‌ای فروخته می‌شود یا در نگهداری و حمل‌ونقل کیفیتش افت می‌کند و بازارش را از دست می‌دهد. این هاب در عمل مثل «زیرساخت مادر» عمل می‌کند: ده‌ها تولیدکننده کوچک و چند کارخانه متوسط را به استاندارد، شبکه توزیع، و بازارهای بیرون استان وصل می‌کند و هزینه‌های ثابت را برای همه پایین می‌آورد؛ دقیقاً همان نقطه‌ای که بازده سرمایه‌گذاری را بالا می‌کشد.
بر بستر همین هاب، سنندج باید چند کارخانه پربازده در صنایع غذایی و تبدیلی بسازد؛ صنایعی که معمولاً CAPEX متوسط و دوره بازگشت کوتاه‌تری دارند. مهم‌ترین گزینه‌ها عبارت‌اند از: واحد تولید کنسانتره و پوره میوه و سبزی (برای تثبیت و ماندگار کردن محصول و جلوگیری از ضایعات)، خطوط خشک‌کردن صنعتی و بسته‌بندی گیاهان دارویی و دمنوش (با استاندارد بهداشتی و بسته‌بندی رقابتی)، واحد فرآوری و بسته‌بندی حبوبات و غلات با درجه‌بندی و کنترل آلودگی، و واحد تولید محصولات نیمه‌آماده سالم برای بازار شهری (مثل اقلام آماده‌پخت و آماده‌مصرف). یک حلقه مکمل و بسیار اقتصادی هم «کارخانه خوراک دام و طیور استاندارد» است که با فرمولاسیون و کنترل کیفیت، هم هزینه تولید دامداری‌ها را کاهش می‌دهد و هم زنجیره پروتئین منطقه را پایدارتر می‌کند؛ این یعنی اشتغال غیرمستقیم و رشد تقاضا برای خدمات حمل‌ونقل، بسته‌بندی و تعمیرات.
دومین دسته پروژه‌هایی که سنندج باید برای صنعتی‌شدن بسازد، «صنایع سبک مبتنی بر مهارت» است؛ به‌خصوص زنجیره پوشاک. تجربه شهرهای موفق نشان می‌دهد پوشاک زمانی صنعتی می‌شود که از تولید پراکنده کارگاهی عبور کند و چند حلقه تکمیلی کنار هم ساخته شود: کارخانه‌های برش و دوخت صنعتی، واحدهای چاپ و گلدوزی ماشینی، شست‌وشو و تکمیل (فینیشینگ) برای یکنواختی کیفیت، و یک مرکز طراحی الگو و توسعه محصول. ارزش افزوده پوشاک بیشتر از پارچه، در طراحی، سایزبندی، کنترل کیفیت دوخت و تحویل به‌موقع است؛ پس سنندج باید «مرکز مشترک کنترل کیفیت و نمونه‌دوزی» و «مرکز آموزش اپراتوری صنعتی» بسازد تا واحدها بتوانند تولید قراردادی (Contract Manufacturing) برای برندهای داخلی بگیرند. این مدل هم اشتغال‌زایی بالایی دارد و هم با سرمایه‌گذاری مرحله‌ای قابل توسعه است.
سومین محور ساخت در سنندج، «خوشه چرم و محصولات چرمیِ پاک» است؛ اما فقط زمانی پربازده می‌شود که از ابتدا زیرساخت محیط‌زیستی و کیفیت همراهش ساخته شود. یعنی همزمان باید دباغی نیمه‌صنعتی کم‌آلاینده، تصفیه‌خانه مرکزی پساب در شهرک صنعتی، و کارگاه‌های صنعتی تولید کیف، کفش و اکسسوری با قالب‌سازی و کنترل کیفیت ساخته شود. اگر تصفیه‌خانه و مدیریت پساب وجود نداشته باشد، هزینه‌های اجتماعی و محدودیت‌های محیط‌زیستی می‌تواند کل صنعت را زمین‌گیر کند؛ اما اگر استاندارد رعایت شود، محصولات چرمی حاشیه سود بالاتری دارند، چون قابلیت برندینگ، بسته‌بندی شکیل و فروش خرده‌فروشی با قیمت بالاتر را پیدا می‌کنند. برای بالا بردن بازده، سنندج باید «مرکز قالب‌سازی و نمونه‌سازی» و «کارگاه‌های مشترک برش دقیق» هم بسازد تا خطا، ضایعات و برگشتی کم شود.
چهارمین چیزی که سنندج برای صنعتی‌شدن باید بسازد، «مرکز قطعه‌سازی و خدمات فلزی» است؛ یک مجموعه پشتیبان که با ماشین‌کاری دقیق (CNC و ابزارهای اندازه‌گیری)، جوشکاری صنعتی، ساخت سازه‌های سبک و تجهیزات کوچک تولیدی، آزمایشگاه مواد، و تیم‌های تعمیرات سیار کار کند. این مرکز دو اثر مستقیم بر بازده دارد: اول اینکه هزینه خواب خط تولید و تعمیرات را برای همه واحدهای صنعتی پایین می‌آورد و بهره‌وری را بالا می‌برد؛ دوم اینکه خودش می‌تواند تولیدکننده باشد: تجهیزات استیل و بهداشتی برای صنایع غذایی، قطعات و اتصالات برای ساختمان، و ادوات و قطعات یدکی برای کشاورزی. به زبان توسعه صنعتی، اگر سنندج «صنعتِ پشتیبان» نسازد، صنایع اصلی هم رشد پایدار نمی‌کنند، چون همیشه وابسته به تأمین قطعه و خدمات از بیرون می‌مانند.
پنجمین حوزه‌ای که سنندج باید برای آن سرمایه‌گذاری صنعتی کند، «مصالح ساختمانیِ نو و کم‌انرژی» است، نه کارخانه‌های سنتی و پرمصرف. گزینه‌های پربازده شامل تولید بلوک و پانل سبک، عایق‌های حرارتی و صوتی، پنجره‌های دوجداره و یراق‌آلات استاندارد، و همچنین خط بازیافت نخاله‌های ساختمانی برای تولید مصالح ثانویه است. مزیت این حوزه در سنندج این است که هزینه حمل این کالاها بالاست، بنابراین تولید نزدیک به بازار مصرف (شهر و شهرهای اطراف) رقابتی می‌شود؛ به شرطی که کیفیت، دوام و استاندارد انرژی جدی گرفته شود تا محصول از رقابت صرفاً قیمتی خارج گردد و وارد پروژه‌های بزرگ و رسمی شود.
اما یک نکته تعیین‌کننده این است که صنعتی‌شدن فقط با «کارخانه» رخ نمی‌دهد؛ سنندج باید چند «سازه نهادی و زیرساخت نرم» هم بسازد تا نرخ شکست پروژه‌ها کم شود: مرکز خدمات یکپارچه سرمایه‌گذاری برای مجوزها و انشعابات، زیرساخت‌های مشترک شهرک‌های صنعتی (برق پایدار، اینترنت صنعتی، ایمنی و آتش‌نشانی، تصفیه‌خانه و مدیریت پسماند)، و سازوکارهای مالی مثل صندوق ضمانت، لیزینگ تجهیزات و خرید تضمینی خدمات آزمایشگاهی/کیفی برای واحدهای کوچک. در کنار این‌ها، ساخت نیروگاه‌های خورشیدی کوچک روی سقف شهرک‌ها، واحدهای بازیافت پلاستیک و کاغذ برای تأمین مواد اولیه ثانویه، و سامانه مدیریت آب و پساب صنعتی، «تاب‌آوری» صنعت را بالا می‌برد و جلوی بحران‌های محیط‌زیستی و هزینه‌های ناگهانی را می‌گیرد.
جمع‌بندی اینکه اگر سنندج می‌خواهد صنعتی شود، باید همزمان «هاب کیفیت و لجستیک»، «کارخانه‌های پربازده صنایع غذایی»، «زنجیره پوشاک صنعتی»، «خوشه چرمِ پاک با تصفیه‌خانه»، «مرکز قطعه‌سازی و خدمات فلزی»، و «صنایع نوین مصالح ساختمانی» را بسازد و در کنار آن آموزش، آزمایشگاه، طراحی و زیرساخت‌های مشترک را جدی بگیرد. صنعتی‌شدنِ پربازده در سنندج از مسیر اتصال حلقه‌ها می‌گذرد: تولید بدون کیفیت و بازار، صنعت نیست؛ و کارخانه بدون خدمات پشتیبان، پایدار نمی‌ماند.

منبع: روزنامه روژان l شماره  ۱۱۱۷  l  شنبه ۴ بهمن ماه ۱۴۰۴
بازنشر با ذکر منبع بلامانع است
5 بهمن 1404, 10:23
بازگشت