مردم کردستان این روزها مانند کوه آبیدر در سرمای زمستان، میان گرانی کالاهای اساسی و بیبرنامگی مدیریتی ایستادهاند. از ماست و شیر گرفته تا دلار و طلا، زندگی در مسیرهای یخزدهی دشواری پیش میرود و امید به فردا، مچون خورشیدی محبوس در پس ابرها، کمجان و پنهان مانده است.
بازارهای محلی و خیابانهای شهرهای کردستان، صحنههای شبیه دامنههای برفی کوههای آبیدر دارند؛ دستفروشان و کسبهای که روزی نماد تلاش و امید بودند، حالا در سرمای بیثباتی اقتصادی و نبود حمایت مدیریتی، با اضطراب و خستگی ایستادهاند. کسبوکارهای کوچک و متوسط، ستون اقتصاد استان، زیر فشار تورم و مشکلات، همچون سنگهای زیر یخ، شکننده شدهاند. مردم از شرایط اقتصادی خسته و ناامیدند؛ این ناامیدی مانند باد سرد زمستان، بر زندگی روزمره سایه افکنده است. مسئولان با شرمساری از کاستیها سخن میگویند، اما اقدامات عملی هنوز مانند شعاع نوری ضعیف در برف ناپیداست. مدیریت استان که باید مانند سنگی پایدار و حمایتی باشد، بیشتر واکنشی و ناظر است تا پیشگیرانه و راهگشا؛ فاصله وعدهها و واقعیت زندگی مردم روزبهروز عمیقتر میشود.
کردستان، با تمام ظرفیتهای طبیعی و انسانیاش، نیازمند مدیریتی جدی و برنامهای عملی است تا اعتماد مردم بازگردد، امید شکل بگیرد و فشار روزمره معیشتی کاهش یابد. در غیر این صورت، ناامیدی و بیاعتمادی، نهتنها اقتصاد بلکه ثبات اجتماعی و سیاسی استان را نیز مانند برف سنگینی که کوههای آبید را میپوشاند و عبور از آن دشوار میشود تهدید میکند.