سارا عظیمی: شانزدهم آذر هر سال به یاد سه دانشجویی گرامی داشته میشود که در اعتراض به سفر نیکسون، معاون رئیسجمهور آمریکا، و همچنین از سرگیری روابط ایران و بریتانیا در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ جان باختند. دانشگاه همیشه نقش «مغز متفکر» هر جامعه را بر عهده داشته است؛ پس نباید ورود به آن را تنها دری برای گرفتن مدرک دانست.
تردیدی نیست که دانشجویان، چه پیش و چه پس از انقلاب، بارها در روز دانشجو نارضایتیهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود را بیان کردهاند و بسیاری نیز تنها به دلیل ابراز عقیده، سالها در زندان مانده یا حتی جان خود را از دست دادهاند. این نشان میدهد که دانشجو بار مسئولیتی سنگین بر دوش دارد و در مقابل، وظیفهی مردم است که «دانشگاه» را حرمت بنهند؛ زیرا احترام به دانشجو، احترام به علم است و نباید تنها در حد شعار باقی بماند یا فقط یک روز از سال به یاد آن بیفتیم.
استاد و دانشجو باید صدای رسای مردمی باشند که بیصدا ماندهاند. تحصیل برای مدرکی که بعداً قاب گرفته و به دیوار آویخته شود چه سودی دارد؟ امروز، خوشبختانه رفتن به دانشگاه رؤیا نیست و بخش زیادی از جوانان کشور تحصیلکردهاند، اما پس از پایان تحصیلات با بیکاری گسترده روبهرو میشوند و ناامیدی آنان را در بر میگیرد؛ تا جایی که برای گریز از این وضعیت، تن به مشاغلی میدهند که هیچ تناسبی با سالها درس و تلاششان ندارد. زیرا در جامعه ما از نیروی جوان، تحصیلکرده و خلاق به درستی استفاده نمیشود و هرکس در جایگاه شایسته خود قرار نمیگیرد.
روز دانشجو تنها زمان گفتن «تبریک» نیست؛ یادآور زخمی عمیق در تاریخ این جامعه است که از گذشته تا امروز ادامه داشته است.