مانند بسیاری از رویدادهای فرهنگی در کردستان، اینبار نیز به دعوت یکی از دوستان، گوشها را شستم، چشمها را صابون زدم و کفش آهنین به پا کردم و نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر راه را پیمودم تا به جشنواره بیت و حیران سردشت برسم؛ رویدادی که نام آن برای اهل موسیقی قطعا خوشایند است؛ تقریباً شبِ دوم رویداد بود که وارد سردشت شدم.در میانهی راه تا رسیدن به محل برگزاری جشنواره، چندین بنر بزرگ به چشم میخورد؛ بنرهایی با فونتی ناخوانا که باید چند بار نگاه میکردی تا بفهمی نوشته «بیت و حیران». استفاده از تصاویر نامربوط نشان میداد طراح یا برگزارکننده ارزش و جایگاه این بخش مهم از فرهنگ شفاهی ما را دقیق درنیافتهاند. جالبتر اینکه روی بنرها، قبل از عنوان «بیت و حیران»، کلمهی «موسیقی» درج شده بود؛ در حالیکه بیت و حیران موسیقی به مفهوم سازمحور نیستند؛ بلکه آواهای موزون انسانیاند که خود موسیقی میآفرینند.
سالن؛ بیمجری، بینظم و با مخاطب نامتناسب
پس از رسیدن، وارد سالن ارشاد سردشت شدم. همهمه، بینظمی و نبود مجری اولین چیزهایی بود که توجهم را جلب کرد. با دقت که نگاه کردم، در ردیف اول نماینده محترم مجلس، جناب حسینپور حضور داشتند. قصد داشتم نقدهایم را با ایشان در میان بگذارم اما فرصت آن فراهم نشد.
نکتهی عجیبتر اینکه نود درصد سالن را کودکان تشکیل میدادند؛ در حالی که این گروه سنی مخاطب اصلی بیت و حیران نیستند. روی صحنه نیز اجراهایی میدیدم که نه بیت بود و نه حیران! برایم سؤال شد و از فرد کناردستم پرسیدم: «پس بیت و حیرانها کجا هستند؟» و او پاسخ داد: «کودکان از این چیزها خوششان نمیآید؛ مهم مخاطب حاضر در سالن است!»
این فرد محمد خضری- ضربزن مرحوم ماموستا سیدعلی سردشتی- بود. میگفت سالهای زیادی همراه ماموستا علی بوده و حالا که دوستانش نیستند، او هم انگیزهای برای ادامهی این کار ندارد.
در حین گفتوگو با کاک محمد خضری، گروهها میآمدند و میرفتند بیآنکه کسی بداند چه کسی چه میخواند. حتی یک اسم ساده روی دیوار نمایش سن هم نبود. بیشتر شبیه صدای نامنظم آهنگهای داخل ماشین بود تا یک مراسم کشوری و سراسری با نام وزین «بیت و حیران».
از نوای عرفانی تربتجام، ناگهان به آهنگ شاد ههلپهرکی پرتاب میشدی؛ فراز و فرودهایی که حس مخاطب را به هرجا میبرد جز بیت و حیران. هیچ ارتباط، تناسب یا انسجامی میان اجراها دیده نمیشد؛ بیشتر شبیه یک جنگ شادی بود تا جشنوارهای هنری.
یکی از صحنههایی که فراموش نمیکنم، تکخوانی فردی با نوای مذهبی بود در حالیکه یکی از حاضرین با دستمال در همان لحظه ههڵپهرکی نرم اجرا میکرد! تضادی آشکار که نشان میداد نه جشنواره و نه مخاطب سنخیت لازم را ندارند.
پرسش بزرگ: «پس بیت و حیران کجاست؟»
از سالن خارج شدم و از نیروهای انتظامات پرسیدم: «آیا بخشی از جشنواره جای دیگری برگزار میشود؟ من اشتباه آمدهام؟»
گفتند: اصلاً بخش بیت وِیژ نداریم؛ مردم علاقه ندارند.
این توجیهها بیشتر شبیه فرار از مسئولیت بود. اگر مردم علاقه ندارند و قرار نیست بیت و حیرانی اجرا شود، پس این هزینههای ده تا پانزده میلیاردی برای چیست؟
این ادعا که «بهیتوێژ نداریم» کاملاً نادرست است. این برگزارکنندگان هستند که زحمت شناسایی و کیفیتبخشی به کار را به خود نمیدهند. تمام مناطق کردنشین هوشار تا هورامان، از هوتو تا لیلاخ بیت مخصوص خود و بیتویژان زبده دارند.
پیشنهادهایی برای جشنوارههای بعدی سردشت
وقتی جشنواره «سراسری» میشود و ردیف بودجهی وزارتخانهای دارد، نباید این فرصت را هدر داد. برخی پیشنهادها:
1. بنرهای آموزشی در ورودیها: روایت کوتاه هر بیت و هر منطقه به دو زبان فارسی و کردی.
2. لزوم وجود مجری برای هر بخش حتی بخشهای جنبی، برای معرفی گروهها و آثار.
3. درگیر کردن کودکان: توزیع کاغذ و مداد؛ پس از روایت خلاصهی یک بیت، کودکان آن را نقاشی کنند و جوایزی کوچک دریافت کنند.
4. آموزش کوتاه بیتویژی: تهیه داستانهای کوتاه و جذاب؛ آموزش یکدقیقهای سبک روایت توسط استاد؛ دعوت مخاطبان روی سن برای تقلید سبک بیتویژان.
5. بازآفرینی «حیران» با روایت داستانی:
حیران، نوای عاشقانه جوانان در خلوت بعد از مراسم بوده است. این سنت در مناطق دیگر نیز شکلهای مشابه دارد—در هورامان «سیاوچمانه»، در ایلام «هوره»، در لیلاخ «سوز».
6. استفاده از هنرهای دیگر: نمایش، نقاشی زنده، پانتومیم، انیمیشن و روایت همزمان با اجرای بیت و حیران. نمونهی موفق آن در جشنواره «آواهای فولکلور زرینه» دیده شده است.
اگر جشنواره سراسری است، باید «داستانسراها» و راویان مناطق مختلف دعوت شوند، نه گروههای موسیقی روتین بیربط. جشنواره میتواند حتی یکروزه باشد، اما با کیفیت، مؤثر و در شأن نام «بیت و حیران».
باید بدانیم بیت و حیران حال و هوای مخصوص خود را دارند. باید با حیران گریست و با بیت در قطار خیال سفر کرد. اگر قرار نیست چنین مخاطبهای شکل بگیرد، بهتر است نام دیگری برای این «جنگ شادی» انتخاب کنند و منابع را با عنوان بیت و حیران هدر ندهند.