rojanpress.ir | خانواده؛ آخرین پناهگاه انسان مدرن

خانواده؛ آخرین پناهگاه انسان مدرن

در روزگاری که همه‌چیز با سرعتی سرسام‌آور تغییر می‌کند، بسیاری از مفاهیم دیرینه‌ی انسانی کم‌کم معنا و رنگ خود را از دست داده‌اند. در این میان، «خانواده» جایگاهی ویژه دارد؛ جایی که نسل‌ها آن را نه تنها به‌عنوان یک ساختار اجتماعی، بلکه به‌مثابه مأمنی برای آرامش و رشد روح می‌شناختند. اما حالا، در عصر تکنولوژی، فردگرایی و دنیای دیجیتال، این سؤال بیش از پیش به ذهن می‌رسد که آیا خانواده هنوز می‌تواند پناهگاه امن نسل جدید باشد یا فقط یک نماد دور و غبارگرفته شده از گذشته است؟
خانواده همان جایی است که انسان برای نخستین بار تجربه می‌کند «بودن با دیگری» چه معنایی دارد. همان جایی که یاد می‌گیریم دوست داشتن یعنی تلاش برای فهم و درک، نه فقط یک احساس زودگذر. اما زندگی مدرن آرام و بی‌صدا این پناهگاه را به چالش کشیده است. خانه‌ها پر از ابزار ارتباطی‌اند، اما گاهی سکوت در آنها سنگین‌تر از همیشه است. والدین و فرزندان، هر کدام در دنیای ذهنی و دیجیتال خود غرق‌اند؛ گویی زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما هر کدام در جهانی جداگانه هستند. این تنهایی مدرن، حتی در میان کسانی که از صمیم قلب یکدیگر را دوست دارند، رخنه کرده است.
«اریک فروم»، فیلسوف و روان‌کاو بزرگ، می‌گوید: «عشق، نه احساسی زودگذر، بلکه تصمیمی آگاهانه و تلاشی پیوسته برای رشد دیگری است.» خانواده تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که اعضایش عشق را نه به‌عنوان یک نیاز صرف، بلکه به‌عنوان یک عمل آگاهانه تجربه کنند؛ عشقی که با احترام، مسئولیت و شناخت همراه باشد. فروم هشدار می‌دهد که انسان مدرن، در پی آزادی و لذت، مهارت عشق‌ورزیدن را فراموش کرده است. بدون این مهارت، حتی نزدیک‌ترین روابط ما به هم‌زیستی بی‌روح تبدیل می‌شوند. و همچنین مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، به ما یادآوری می‌کند که خانه واقعی چیزی فراتر از سقف و دیوار است؛ خانه یعنی جایی که انسان ریشه دارد، تعلق دارد و در جهان احساس آرامش می‌کند. خانواده، در این معنا، اولین خانه ماست؛ خانه‌ای از جنس محبت و حضور، نه فقط مصالح و دیوار. وقتی این خانه‌ی معنوی خالی شود، حتی زندگی زیر یک سقف هم نمی‌تواند احساس امنیت و تعلق بیاورد.
شاید چالش خانواده امروز، نه از گسست ساختار، بلکه از فراموشی معنا آغاز شده باشد. خانواده دیگر نمی‌تواند صرفاً بر پایه سنت و عادت دوام بیاورد؛ بلکه نیاز دارد که دوباره با گفت‌وگو، آگاهی و عشق انتخابی شکل بگیرد. خانواده مدرن، اگر بخواهد بقا یابد، باید از یک نهاد صرف به یک تجربه مشترک انسانی تبدیل شود؛ جایی که فردیت در دل پیوند معنا پیدا می‌کند، نه در تقابل با آن. در جهانی که سرعت زندگی ما را از تأمل دور کرده است، خانواده هنوز می‌تواند آخرین پناهگاه آرامش و معنا باشد؛ جایی که یادمان می‌آورد بودن با دیگری، ارزشمند است. خانواده، در عمق خود، تمرین عشق و مهارت زندگی است؛ همان هنری که فروم و هایدگر درباره‌اش سخن گفته‌اند. تا وقتی انسان نیازمند درک، مهر و تعلق باشد، خانواده ــ هرچند به شکل تازه‌ای در زندگی مدرن ظاهر شده باشد ــ هنوز خانه‌ی نخست ماست؛ پناهگاهی نه از جنس دیوار و سقف، بلکه از جنس پیوند، حضور و معنا.
6 آبان 1404, 10:18
بازگشت