طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (۱۹۸۱)، معلولیت نوعی اختلال در ارتباط میان فرد و محیط است؛ مجموعهای از عوامل جسمی، ذهنی و اجتماعی که میتواند در زندگی فرد تأثیر بگذارد و مانع فعالیت طبیعی او شود. اما معلولیت به معنای ناتوانی نیست، بلکه شکلی متفاوت از تجربهی زندگی است.
افراد دارای معلولیت نیز مانند دیگران احساس، اندیشه و هیجان دارند. جدا دانستن آنها از جامعه، نهتنها غیراخلاقی است بلکه نشانهی ناآگاهی است. آنها به دلیل شرایط خاص خود گاهی حساسترند و ممکن است در برابر رفتار یا گفتار دیگران واکنش بیشتری نشان دهند، پس لازم است همه ما بدانیم چگونه باید با احترام، آگاهی و درک متقابل با آنان رفتار کنیم.
در مثل آمده است: «اگر خانهات آتش گرفت، خودت را با آن گرم کن.» معلولیت پایان زندگی نیست؛ بلکه دعوتی است برای کشف نیروهای درونی و استعدادهایی که خداوند در وجود هر انسان نهاده است. باور کنید چیزهای خوب به سراغ کسانی میروند که ایمان دارند، چیزهای بهتر برای کسانی است که صبر میکنند و بهترینها از آنِ کسانی است که تلاش میکنند و تسلیم نمیشوند.
پذیرش معلولیت آسان نیست. انسان در آغاز، غمگین میشود چون بخشی از بدن سالم یا آرزوهایش را از دست داده است. اما نپذیرفتن واقعیت، فقط رنج را طولانیتر میکند. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه گامی برای آغاز دوباره است. شاید نتوان سلامتی گذشته را بازگرداند، اما میتوان با تغییر نگرش، مسیر تازهای ساخت و بر زندگی تسلط یافت. استقلال، نشاط و امید همچنان در دسترساند، اگر بخواهیم و حرکت کنیم.
چطور با افراد دارای معلولیت رفتار کنیم؟
احترام و برخورد طبیعی:
ابتدا انسان بودنشان را ببینید، نه معلولیتشان را. با مهربانی و احترام رفتار کنید، نه با دلسوزی اغراقآمیز. از واژههایی مانند «بیچاره» یا «ناتوان» پرهیز کنید؛ بهتر است بگویید «فرد دارای معلولیت».
ارتباط مستقیم و محترمانه:
اگر میخواهید کمکی بکنید، ابتدا بپرسید «میتونم کمکتون کنم؟» نه اینکه بیاجازه کاری انجام دهید. هنگام صحبت، مستقیماً با خود او حرف بزنید نه با همراه یا مترجمش. این یعنی او را جدی گرفتهاید.
احترام به استقلال:
بیشتر افراد دارای معلولیت توان انجام کارهای خود را دارند. کمک بیموقع میتواند احساس ضعف یا تحقیر ایجاد کند. اگر نیاز به کمک داشت، اجازه دهید خودش بگوید چگونه میتوانید یاریاش کنید.
صبوری و گوش دادن:
ممکن است گفتار یا حرکت او کندتر باشد، صبور باشید و حرفش را قطع نکنید. گوش دادن واقعی یعنی احترام گذاشتن.
فضای فیزیکی و ذهنی در دسترس:
مراقب باشید مسیر یا محیط اطراف مانع حرکتش نشود. در گفتار و رفتار نیز فاصلهی ذهنی ایجاد نکنید؛ با شوخی یا نگاه خاص او را از جمع جدا نسازید.
تمرکز بر تواناییها، نه محدودیتها:
دربارهی توانمندیها و استعدادهایش صحبت کنید، نه محدودیتها. بسیاری از افراد دارای معلولیت در زمینههای علمی، هنری و انسانی بسیار توانمندند.
همدلی، نه ترحم:
همدلی یعنی درک شرایط بدون دلسوزی افراطی. گفتن جملههایی مانند «بیچاره!» یا «خدا کمکت کند» ممکن است آزاردهنده باشد. در عوض بگویید: «تحسینت میکنم برای تلاشت و انرژیات.»
رفتار درست با افراد دارای معلولیت نشانهی آگاهی، احترام و بلوغ اجتماعی است.
آنها به ترحم نیاز ندارند، بلکه به احترام، برابری و فرصت برابر نیاز دارند.
بسیاری از آنان فقط میخواهند شنیده شوند، نه نصیحت شوند.
بدانیم که «نیاز ویژه» به معنای «ناتوانی» نیست؛ اغلب آنان در علم، هنر و احساسات از بسیاری از ما نیرومندترند.
کافی است باور کنیم که معلولیت، پایان نیست؛ آغازِ نوعی دیگر از زیستن است.