rojanpress.ir | برای همین ۱۵۰ هزار هم باید گریست!

برای همین ۱۵۰ هزار هم باید گریست!

وزیر آموزش و پرورش در همایش «هم‌اندیشی برای توسعه حمایت اجتماعی از کودکان» گفته است: «آمار یک میلیون دانش‌آموز بازمانده از تحصیل، دارای اشکال است و نیاز به راستی‌آزمایی دارد.»
او سپس افزوده است که پس از بررسی‌ها، تنها ۱۵۱ هزار کودک بازمانده از تحصیل شناسایی شده‌اند که بیشترشان در دوره ابتدایی و به‌ویژه در سال‌های آغازین تحصیل هستند.
اما آیا این کاهش آماری به‌معنای کاهش درد است؟ آیا با تغییر عددها، واقعیت هم تغییر می‌کند؟ و مهم‌تر از همه، آیا برای همین ۱۵۱ هزار کودکِ بی‌مدرسه هم نباید گریست؟
۱۵۱ هزار یعنی ۱۵۱ هزار رؤیا که در نطفه خاموش می‌شود. یعنی ۱۵۱ هزار دفتر که هرگز ورق نخورده و ۱۵۱ هزار آینده که به‌جای کلاس درس، در کوچه و کارگاه و مرز و کارگاههای مکانیکی تعریف می‌شود. این عدد کوچک‌شده، نه نشانه‌ی موفقیت که اعترافی است تلخ به ناتوانی در تحقق وعده‌ آموزش برای همه.
کاش وزیر محترم بجای بحث درستی یا نادرستی آمار، از چرایی آن می‌گفت. از این‌که چرا در قرن بیست‌ویکم هنوز کودکانی در این سرزمین از تحصیل بازمی‌مانند؟ چرا هنوز مدارس کپری در جنوب و غرب کشور نفس می‌کشند؟ چرا کودکانی در حاشیه شهرها به‌جای دفتر و مداد، سطل زباله را ورق می‌زنند؟
آیا این‌ها هم بخشی از همان اشکالات آماری است؟
آقای وزیر! کودکی که درس نمی‌خواند، تنها توقف دانایی نیست؛ زنگ خطری است برای جامعه‌ای که نابرابری را پذیرفته و عدالت آموزشی را به شعار تبدیل کرده است.
هر کودک بازمانده، تصویری از فقر است؛ فقر در آموزش، در امکانات، در آینده‌نگری و هیچ جامعه‌ای با این میزان از فقر، نمی‌تواند مدعی توسعه و تمدن باشد.
اگر حتی یک کودک از تحصیل باز بماند، این آمار کافی است تا وجدان یک ملت بلرزد. وقتی ۱۵۱ هزار کودک شناسایی می‌شوند، باید به‌جای انکار، از خود پرسید: چه شد که آموزش رایگان، عمومی و همگانی به چنین سرنوشتی رسید؟ چه شد که مدرسه از حق طبیعی کودک به امتیازی طبقاتی بدل شد و چرا در برخی مناطق، هنوز فاصله‌ی میان خانه تا مدرسه، به اندازه‌ی فاصله‌ی میان فقر و امید است؟
کودکان ما قربانی خطاهای آماری نیستند؛ قربانی سیاست‌هایی‌ هستند که سال‌هاست عدالت را قربانی مصلحت کرده است. کم‌کردن عددها، نه باری از مسئولیت مدیران کم می‌کند، نه سنگینی بار از دوش کودکان بر می دارد.
به‌جای راستی‌آزمایی در آمار، راستی را در چهره‌ آن کودکی بجویید که امروز به‌جای کلاس درس، به کولبری و هزاران مخاطره آن تن داده است.
برای همین ۱۵۱ هزار هم باید گریست زیرا ملتی که از گریستن بر کودکانِ بی‌مدرسه خسته شود، دیگر امیدی به فردای روشن ندارد.
سلیمان‌ اللّه مرادی
23 مهر 1404, 10:10
بازگشت