افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، جهش نرخ دلار و طلا، و بحران اجارهبها، نه تنها سفرههای مردم را کوچکتر کرده، بلکه روابط خانوادگی و اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. آنچه زمانی به عنوان سبک زندگی سنتی، ساده و صمیمی شناخته میشد، امروز به تدریج رنگ میبازد و جای خود را به اضطراب، نگرانی و فشار معیشتی داده است.
جهش بیسابقه قیمت گوشت و مرغ
یکی از اصلیترین نشانههای تورم اخیر، افزایش بیرویه قیمت گوشت قرمز و مرغ است. بسیاری از خانوادههای سقزی که تا چند سال پیش دستکم هفتهای یک یا دو بار گوشت مصرف میکردند، اکنون تنها در مناسبتهای خاص و با صرفهجویی فراوان میتوانند آن را تهیه کنند.
مرغ نیز که همواره بهعنوان جایگزین «ارزانتر» گوشت در سبد خانوارها قرار داشت، حالا دیگر تفاوت چندانی با گوشت قرمز ندارد و خرید آن برای بسیاری از خانوادهها دشوار شده است.
یکی از شهروندان در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید:یک سال پیش میتوانستیم هفتهای یک بار گوشت بخریم، اما حالا حتی ماهی یک بار هم سخت شده. مرغ هم که همیشه ارزانتر بود، الان با این قیمتها فرقی با گوشت ندارد.
شهروند دیگری میگوید:بچههایم همیشه مرغ دوست داشتند، ولی حالا وقتی به بازار میروم، قیمتها آنقدر بالاست که مجبور میشوم دست خالی برگردم. نمیتوانم هر روز شرمنده خانوادهام باشم.
گرانی سایر کالاهای اساسی
گرانی تنها محدود به گوشت و مرغ نیست. قیمت برنج، روغن، قند و انواع حبوبات نیز رشد چشمگیری داشته است. برنج، به عنوان غذای اصلی بیشتر خانوادهها، به سطحی رسیده که خرید آن برای خانوادههای پرجمعیت معضل بزرگی شده است. روغن و قند هم به طور مستمر افزایش قیمت داشتهاند و فشار مضاعفی به سبد مصرفی مردم وارد کردهاند.
از سوی دیگر، حبوبات که زمانی جایگزینی مقرونبهصرفه برای گوشت محسوب میشد، اکنون دیگر ارزان نیست و خود به کالایی گران تبدیل شده است. این وضعیت باعث شده سفره خانوادهها بیش از پیش خالی شود و کیفیت تغذیه کاهش یابد.
یکی از زنان خانهدار میگوید: برنج ایرانی دیگر از دسترس ما خارج شده، مجبوریم برنجهای بیکیفیت بخریم. حتی حبوبات هم دیگر گران شده و سفرههای ما کوچکتر از همیشه شده است.
تاثیر مستقیم نرخ ارز و طلا بر زندگی مردم
افزایش نرخ دلار و طلا، عاملی کلیدی در بالا رفتن هزینههاست. نوسانات ارزی مستقیماً بر قیمت کالاهای وارداتی و حتی داخلی اثر گذاشته و قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده است. بسیاری از شهروندان سقزی میگویند که افزایش نرخ ارز حتی در سادهترین خریدهای روزانه آنها قابل لمس است.
از سوی دیگر، طلا که همواره به عنوان پسانداز و پشتوانه خانوارها محسوب میشد، اکنون با قیمتی سرسامآور از دسترس عموم مردم خارج شده است. خانوادهها دیگر توانایی تهیه طلای ساده برای مناسبتهایی چون ازدواج یا هدیه دادن ندارند و این مسئله بر فرهنگ و سنتهای اجتماعی نیز تأثیر گذاشته است.
یک جوان سقزی میگوید: برای خرید یک گوشی یا وسیله ساده زندگی باید چند برابر گذشته پسانداز کنی. طلا هم که همیشه پشتوانه خانوادهها بود، الان فقط یک آرزو است.
تغییر سبک زندگی و روابط خانوادگی
یکی از تبعات اجتماعی این شرایط، کمرنگ شدن سنت شبنشینیها و دورهمیهای خانوادگی است. مردم سقز سالها به داشتن روابط نزدیک و صمیمی با خانواده و اقوام شناخته میشدند، اما فشار اقتصادی سبب شده دید و بازدیدها کاهش یابد. هزینه بالای خوراکیها، سفرههای ساده را هم به چالشی بزرگ بدل کرده است.
به گفته برخی از شهروندان، حتی برگزاری یک مهمانی ساده خانوادگی یا دعوت چند نفر به خانه، نیازمند هزینهای سنگین است که بسیاری دیگر توانایی پرداخت آن را ندارند. در نتیجه، صمیمیت خانوادگی و جمعهای سنتی به تدریج جای خود را به تنهایی و انزوا داده است.
یکی از سالمندان سقزی با حسرت میگوید: زمانی خانهها پر از مهمان بود، الان همه گرفتار خرج و قرض هستند. دیگر کسی توانایی برگزاری مهمانی ندارد.
بحران اجارهبها و مسکن
مسکن و اجارهبها یکی دیگر از حوزههایی است که فشار تورم را چند برابر کرده است. در بسیاری از محلات سقز، اجارهها طی یک سال اخیر چند برابر شده و مستأجران را با مشکلات جدی روبهرو کرده است. خانوادههایی که درآمد محدودی دارند، در تأمین هزینههای اجاره ناتوان شدهاند و ناچارند یا خانهای کوچکتر و ارزانتر پیدا کنند یا حتی به روستاها و شهرهای اطراف مهاجرت کنند.
این بحران نه تنها وضعیت مالی مستأجران را وخیمتر کرده، بلکه باعث افزایش جابهجاییهای اجباری، بیثباتی روانی و مشکلات اجتماعی نیز شده است. بسیاری از مستأجران از ناتوانی در پرداخت اجاره و نگرانی از اخراج از خانه، دچار استرس و فشار روانی شدید هستند.
یک مستأجر میگوید:صاحبخانه اجاره را دو برابر کرده، اما حقوق ما همان است. یا باید خانه کوچکتری بگیریم یا به روستا برویم. هر روز با استرس تخلیه خانه زندگی میکنیم.
پیامدهای اجتماعی و روانی
کارشناسان اجتماعی معتقدند ادامه این روند میتواند پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد. افزایش تنشهای خانوادگی، کاهش کیفیت زندگی، مهاجرت جوانان، و گسترش نارضایتی عمومی از جمله آثار قابل پیشبینی این بحران اقتصادی است. همچنین کاهش سطح رفاه و محدود شدن دسترسی به مواد غذایی سالم، در آینده نزدیک میتواند سلامت جامعه را با تهدیدهای جدی مواجه سازد.
چشمانداز آینده و راهکارها
شهروندان سقزی امیدوارند که با اتخاذ سیاستهای اقتصادی مؤثر، بخشی از فشارهای موجود کاهش یابد. تثبیت نرخ ارز، نظارت دقیق بر بازار کالاهای اساسی، ارائه بستههای حمایتی به خانوادههای کمدرآمد و کنترل بازار اجاره از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود شرایط کمک کند.
با این حال، واقعیت آن است که تا زمانی که تورم مهار نشود و درآمدها با هزینهها همخوانی پیدا نکند، فشار معیشتی همچنان بر خانوادهها سنگینی خواهد کرد و زندگی روزمره شهروندان سقزی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
پس به این نتیجه می رسیم امروز در سقز، تورم فقط یک آمار اقتصادی نیست، بلکه حقیقتی است که در سفرههای مردم، در اجارهخانهها، در روابط خانوادگی و حتی در فرهنگ اجتماعی نمود پیدا کرده است. خانوادههایی که روزگاری با هم مینشستند و شبهایشان را با صمیمیت میگذراندند، حالا درگیر دغدغههای معیشتی شدهاند. آنچه مردم بیش از همه میخواهند، بازگشت به ثبات و آرامش است؛ ثباتی که سفرههایشان را دوباره پر کند و روابط خانوادگیشان را زنده نگاه دارد.