rojanpress.ir | بمب ساعتی سرطان پستان در ایران/ چالش‌ها و راهکارهای پیشگیری

بمب ساعتی سرطان پستان در ایران/ چالش‌ها و راهکارهای پیشگیری

زنگ خطر ملی
آمار نگران‌کننده ابتلای هر چهل دقیقه یک زن ایرانی به سرطان پستان، نه تنها بازتابی از عوامل وارثت، ژنتیک یا تغییرات رژیم غذایی و سبک زندگی است، بلکه نتیجه‌ی مستقیم مجموعه‌ای از نابرابری‌های اجتماعی و خلأهای عمیق در سیاستگذاری حوزه سلامت عمومی تلقی می‌شود. در جامعه‌ای که ساختارهای سنتی همچنان نقش پررنگی دارند، دو متغیر کلیدی «جنسیت» و «جغرافیا» به عنوان عواملی حیاتی در تعیین شانس بقا و زمان تشخیص زودهنگام بیماری عمل می‌کنند.

نابرابری‌های تشخیصی و جغرافیایی و شکاف دسترسی
یکی از جنبه‌های محوری این بحران، توزیع نابرابر خدمات تشخیصی در سطح کشور است. تمرکز امکانات پیشرفته، متخصصان مجرب و دستگاه‌های ماموگرافی مدرن در شهرهای بزرگ، دسترسی زنان ساکن در مناطق کمتر برخوردار و روستایی را به شدت محدود کرده است.
زنان ساکن در حاشیه و مناطق دورافتاده، نه تنها به دلیل موانع فیزیکی و مسافت طولانی، بلکه به‌واسطه کمبود آگاهی و توان مالی محدود، با موانع جدی‌تری برای غربالگری روبه‌رو هستند. این نابرابری جغرافیایی، تشخیص این بیماری کە در خاموشی و بە سرعت رشد می کند را به مراحل انتهایی و پیشرفته سوق داده و به طور مستقیم، نرخ مرگ و میر ناشی از این سرطان را در این مناطق افزایش می‌دهد.

بار مالی مضاعف بر دوش خانواده‌ها/ بحران اقتصادی سلامت
سرطان پستان به طور فزاینده‌ای خانواده‌ها را درگیر یک بحران اقتصادی جانبی می‌کند. درمان این بیماری، به‌خصوص در مراحل پیشرفته با نیاز به داروهای هدفمند و جدید، هزینه‌های سرسام‌آوری به همراه دارد.
با توجه به پوشش ناکافی و بعضاً ضعیف بیمه‌ها برای بسیاری از خدمات تشخیصی و درمانی و همچنین تأثیرپذیری مستقیم قیمت داروها از نوسانات ارزی، خانواده‌ها به سرعت به سمت "فقر درمانی" سوق داده می‌شوند. این وضعیت که می‌توان آن را 
"بمب ساعتی اقتصادی" نامید، نه تنها معیشت خانوار را مختل می‌کند، بلکه پیامدهای ثانویه‌ای چون اضطراب مزمن، افسردگی و در مواردی، از هم گسیختگی بنیان خانواده را به دنبال دارد.

سکوت و تابوی اجتماعی/مانع روانی تشخیص
جنبه مهم دیگر این پدیده، وجود تابوی اجتماعی پیرامون بیماری‌های زنان است. بسیاری از زنان به دلیل ترس از انگ اجتماعی، خجالت یا نگرانی از قضاوت‌های فرهنگی مرتبط با بدن و زیبایی، علائم هشداردهنده خود را نادیده گرفته و از انجام خودآزمایی یا مراجعه منظم به پزشک سر باز می‌زنند.
این پدیده، به‌ویژه در مورد سرطان پستان که به شدت با مفاهیم زن بودن و تصویر بدنی گره خورده است، به تأخیر بحرانی در مراجعه منجر می‌شود. سیاست‌های حوزه سلامت باید فراتر از ارائه صرف خدمات پزشکی، بر شکستن این تابوهای فرهنگی و توانمندسازی عملی زنان برای اولویت‌بندی فعالانه سلامت خود متمرکز شوند.

ضرورت رویکردی جامع‌نگر
رسیدگی به سونامی سرطان پستان در ایران، نیازمند اتخاذ یک رویکرد جامع‌نگر سیستمی است. این رویکرد نباید تنها به بهبود کیفیت خدمات درمانی محدود شود، بلکه به طور هدفمند به مواردی چون:
کاهش نابرابری‌های جغرافیایی در دسترسی به تجهیزات و متخصصان، تقویت پوشش بیمه‌ای برای کلیه خدمات پیشگیرانه، غربالگری و شکستن موانع روانی و اجتماعی بپردازد.
تنها با برطرف کردن این شکاف‌های ساختاری است که می‌توان اطمینان حاصل کرد زنان ایرانی در سراسر کشور، شانس برابری برای مبارزه مؤثر و بقا در برابر این بیماری شایع داشته باشند.
14 مهر 1404, 08:42
بازگشت