روژانپرس: با فرارسیدن ماه مهر و نواخته شدن زنگ آغاز سال تحصیلی، میلیونها دانشآموز بار دیگر وارد فضای آموزش رسمی میشوند؛ فضایی که تنها محل انتقال مفاهیم علمی نیست، بلکه عرصهای برای شکلگیری شخصیت، رشد مهارتهای زندگی و شکوفایی اجتماعی آیندهسازان کشور به شمار میآید. در این میان، یکی از رسالتهای بنیادین نظام آموزشی، تربیت اجتماعی و فراهمسازی زمینه برای پرورش تمامساحتی دانشآموزان است؛ تربیتی که بر رشد همهجانبهی انسان در ابعاد اخلاقی، اجتماعی، عاطفی، فرهنگی، روانی و عقلانی تأکید دارد.در جهان پیچیده و پرشتاب امروز، دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر آموختههای علمی و کلاسیک، به موفقیت فردی و اجتماعی دست یافت. انسان معاصر نیازمند تواناییهایی فراتر از دانش درسی است؛ مهارتهایی مانند تعامل مؤثر، مسئولیتپذیری، تصمیمگیری منطقی، تابآوری، حل مسئله، و توان رویارویی با فشارهای اجتماعی و روانی. این مهارتها نه به صورت ناگهانی، بلکه در فرآیندی پیوسته و تدریجی در طول دوران مدرسه و از طریق تجربه، تعامل، تمرین و بازخورد به دست میآیند. تربیت اجتماعی، در حقیقت، بسترساز حضور مؤثر، اخلاقمدار و مسئولانهی دانشآموزان در جامعه است و از همینرو، باید به عنوان یکی از محورهای اصلی نظام تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مسیرهای کلیدی برای تحقق این هدف، آموزش مهارتهای زندگی در مدارس است. مهارتهایی همچون خودآگاهی، مدیریت هیجانات، تفکر انتقادی، مقابله با استرس و ارتباط مؤثر، باید از سنین پایین در برنامهی آموزشی گنجانده شود تا دانشآموزان با شناخت بهتر از خود و محیط پیرامون، در مواجهه با مسائل واقعی زندگی، از توانایی لازم برخوردار باشند. مدرسه، به عنوان محیطی پویا و اجتماعی، فرصتهای طبیعی بسیاری برای تمرین و تقویت این مهارتها فراهم میآورد؛ بهویژه زمانی که فضای مدرسه، همدلانه، حمایتی و مشارکتی باشد.
مفهوم تربیت تمامساحتی یا همهجانبه، نگاهی جامع به انسان و نیازهای چندلایهی او دارد. در این نوع تربیت، هدف صرفاً رشد علمی یا ذهنی نیست، بلکه پرورش متعادل انسان در همهی ابعاد مورد نظر است: از عقلانیت تا اخلاق، از جسم تا روان، از مهارتهای فردی تا مسئولیتهای اجتماعی. در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز، بر تربیت متوازن در شش ساحت اصلی تأکید شده است: دینی و اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، زیستی و بدنی، علمی و فناورانه، اقتصادی و حرفهای، زیباشناختی و هنری. تحقق این نگاه، نیازمند برنامهریزی جامع، منابع انسانی متخصص، محتوای مناسب، و مهمتر از همه، همکاری نهادهای مختلف مؤثر در تربیت است.
با این حال، یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشور، گسترش مدارس خاص با رویکردهای تکبعدی است؛ مدارسی مانند تیزهوشان، نمونه دولتی و برخی مدارس غیردولتی که عمدتاً بر سنجش تواناییهای شناختی و علمی تأکید دارند و معیارهای موفقیت را به نمره، رتبه و نتیجهی آزمون محدود میکنند. این رویکرد، اگرچه در ظاهر به کسب افتخارات علمی منجر میشود، اما در بسیاری موارد، سایر جنبههای حیاتی شخصیت کودک و نوجوان را نادیده میگیرد. فشار روانی، اضطراب مزمن، ضعف در مهارتهای ارتباطی و اجتماعی، و ناتوانی در مواجهه با شکست یا ناکامی، از جمله پیامدهای محتمل این نظام تکبعدی است.
تربیت تمامساحتی ایجاب میکند که موفقیت تحصیلی در کنار موفقیتهای انسانی، اخلاقی و اجتماعی تعریف شود. مدارس خاص نیز باید رویکرد خود را بازنگری کنند و ضمن حفظ استانداردهای علمی، زمینهی رشد متوازن و چندبُعدی دانشآموزان را فراهم آورند. در غیر این صورت، جامعه با نسلی مواجه خواهد شد که گرچه از نظر علمی تواناست، اما در مهارتهای زیست اجتماعی دچار ضعف جدی است.
تحقق چنین تربیتی، تنها با حضور و تلاش معلمان ممکن نیست. برای شکلگیری نسلی توانمند، نیازمند مشارکت مؤثر همهی نهادهای مسئول هستیم. وزارت آموزش و پرورش باید با تدوین برنامههای درسی متناسب با نیازهای روز جامعه، تربیت نیروی انسانی کارآمد، فراهمسازی محتوای استاندارد، و ایجاد بسترهای اجرایی لازم، مسئولیت اصلی را بر عهده گیرد. خانواده، بهعنوان نخستین محیط تربیتی کودک، نقشی مکمل و اثرگذار در این مسیر دارد. ارتباط سازندهی خانواده با مدرسه، همراهی با برنامههای تربیتی و حمایت از رشد روانی و شخصیتی فرزندان، از عوامل کلیدی در موفقیت این رویکرد است.رسانهها و نهادهای فرهنگی نیز در این میان نقش بسزایی دارند. الگوسازی، ترویج ارزشهای اجتماعی، تشویق به مسئولیتپذیری، و ایجاد فضاهای فرهنگی و هنری برای مشارکت نوجوانان، میتواند به غنای تربیت اجتماعی کمک کند. از سوی دیگر، سیاستگذاران کلان باید با تدوین قوانین حمایتی، تخصیص بودجهی لازم، و ایجاد ساختارهای پشتیبان، بستر اجرای کامل این نوع تربیت را در سطح ملی فراهم آورند. تربیت تمامساحتی، بدون ارادهی حاکمیتی و عزم ملی، در سطح شعار باقی خواهد ماند.
در پایان، باید تأکید کرد که تربیت اجتماعی و تمامساحتی، بنیانگذار نسلی آگاه، مسئول، خلاق و اخلاقمدار است که میتواند در ساخت آیندهای روشن و انسانی برای جامعه نقشآفرین باشد. این مسیر، نیازمند بازنگری در نگاههای سنتی و تکبعدی، بهویژه در نظام آموزشی رسمی و مدارس خاص، و حرکت بهسوی الگویی جامعنگر و مشارکتی در تعلیم و تربیت است. آینده از آنِ کودکانی است که امروز با نگاهی انسانی، متعادل و چندبُعدی پرورش مییابند؛ و این مسئولیتی است که تنها از رهگذر همافزایی همهجانبهی خانواده، مدرسه، رسانه، دولت و جامعه، به ثمر خواهد نشست.