استیضاح اخیر شهردار که با سه رأی موافق و شش رأی مخالف به ابقا انجامید، تنها یک ماجرای ساده در صحن شورا نبود. این اتفاق نشان داد که سرنوشت شهر تا چه اندازه به تصمیمات نمایندگانی گره خورده است که ما با رأی خود به شورا فرستادهایم. شورا در حقیقت آیینهای است که انتخاب ها و میزان مشارکت مردم را بازتاب میدهد.
مسئله اصلی؛ نقش مردم در تصمیمها
وقتی نتیجهای رقم میخورد که عدهای را راضی و عدهای را ناراضی میکند، بحث بر سر حق یا ناحق بودن رأیها نیست. پرسش مهمتر این است که ما مردم در شکلگیری چنین نتیجهای چه نقشی داشتهایم؟ اگر در انتخابات گذشته فعالانه شرکت کردهایم، امروز سهمی در این تصمیم داریم و اگر کنار نشستیم و رأی ندادیم، باز هم نتیجه، بازتاب همان غیبت ماست.
پشتوانه اجتماعی، رمز تصمیم درست
نظریههای مدیریتی حامل این نکتهاند که تصمیمها زمانی ارزشمند هستند که پشتوانه اجتماعی داشته باشند. این پشتوانه همان مشارکت مردم است. هرچه حضور شهروندان پررنگتر باشد، شورا ناچار است تصمیمهایی بگیرد که بیشتر با خواست عمومی هماهنگ باشد. اما اگر بیتفاوتی حاکم شود، طبیعی است که فاصله شورا با مطالبات مردم بیشتر خواهد شد.
انتخابات شورا؛ فرصت تغییر واقعی
انتخابات شوراها فرصتی است که مردم میتوانند مستقیماً آینده شهر را شکل دهند. با یک رأی درست و مسئولانه میتوان نمایندگانی برگزید که هم پاسخگو باشند و هم شجاعانه مشکلات را پیگیری کنند. اما وقتی مشارکت کاهش مییابد، همان تعداد اندک رأی میتواند سرنوشت همه را تعیین کند.
پیامی روشن برای همه ما
استیضاح اخیر شهردار، بیش از هر چیز یک پیام دارد و آن اینکه آینده شهر در گرو تصمیم امروز ماست. اگر میخواهیم شوراهایی کارآمدتر و تصمیمهایی شفاف تر داشته باشیم، باید در انتخابات پیشرو حضوری پرشور و آگاهانه داشته باشیم. بیتفاوتی، هیچ تغییری به همراه نخواهد آورد.