در چند دهه گذشته و در عصر گلوبالیسم، گستره و مقیاس مؤسسات کُرد پژوهشی افزایش چشمگیری داشته است تا جایی که اگر زمانی کُردها ابژه یا متعلقِ شناسایی تتبعات اُریِنتالیزِم، فارسها، عربها و ترکها بودند امروزه با رشد فرصتهای حاصل از امر جهانی-محلی شدن دانش این امکان به وجود آمده است تا شاهد تبدیل این دیگری یا ابژه مطالعاتی به سوژهای باشیم که خود به پژوهنده تاریخ، فرهنگ و هویت خود تبدیل شده است؛ جانبداران منطق جهان-محلیگرایی روششناختی مُلهَم از پسامدرنها مخالف تداوم سایه نگاه جبرگرایانه، تئولوژیکال و هستیشناسی مطلق اندیشانهی ابرروایتهای استعماری بر پژوهشهای کُردی هستند؛ بههرحال چنانکه پیداست، هماکنون و در عصر جهانیشدن زمان آن فرا رسیده است که کُردها تاریخ استعمار شده خود را بازخوانی و از نو بازنویسی کنند.
در حقیقت مطالعات پستکلنیالیسم و همچنین دانش تبارشناسانه یا علم الأنساب و شالوده شکن (ژاک دریدا) و ضد کلان روایتهای مابعد تجدد (لیوتار) در عصر جهانیشدن امکانات و فرصتیهای مغتنمی برای پژوهشگران کُردولوژی فراهم نموده است تا این بار خود روایتگر هستی و هویت کُردی خویش باشند. درهرصورت در عصر جهانیشدن مطالعات کُردی در صورت جهتدهی درست میتواند نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی درباره فرهنگ، تاریخ و زبان کُردی و متعاقباً تقویت هویت کُردی داشته باشد.
بعلاوه ذکر این نکته مهم است که در فضای مطالعات جهانیشدن شاهد ظهور ترمینولوژیهای نوظهوری در ادبیات سیاسی از سوی دانشپژوهان کُرد و غیر کُرد بودهایم که این خود نشان از پیدایش تحولی فرانظری در ابعاد معرفتشناسانه، روششناسانه و آنتولوژیک در رابطه با مطالعات ملیگرایی کُردی در عصر جهانیشدن میباشد. در این راستا برای نمونه میتوان به مفاهیم جدیدی چون پارلمان کُرد در تبعید، فراقلمروگرایی کُردی، زیرسیستم یا ساب سیستم کُردی، سوژگی ژئوپلیتیک کُردی، ژنولوژی، ملیگرایی دیجیتالی کُرد، دیاسپورای کُردی، ملت سایبری کُردی و حوزه دیجیتالی عمومی کُردی اشاره کرد؛ ازهمین رو، میتوان گفت در عصر جهانیشدن و به اقتضاء دگرگونی حادثشده در ساحت عینی زندگی جوامع کُردی متعاقباً بسیاری از مفاهیم در واکاوی ملیگرایی کُردی آبستن تغییروتحول معنایی شدهاند.