rojanpress.ir | تاب‌آوری؛ حلقه‌ی مفقوده‌ی جامعه‌ی امروز

تاب‌آوری؛ حلقه‌ی مفقوده‌ی جامعه‌ی امروز

در هیاهوی زندگی شهری، میان بوق‌های ممتد خودروها، مشاجرات خیابانی، اختلاف‌های کوچک که گاه به خشونت ختم می‌شود، جامعه‌ای در حال فرسایش تدریجی از درون است. جامعه‌ای که بیش از آن‌که به درک، گفتگو و همدلی متکی باشد به واکنش‌های آنی، قضاوت سریع و فوران خشم دل بسته است. ما از چیزی رنج می‌بریم که نامش "فقدان تاب‌آوری" است.
تاب‌آوری، به زبان ساده، توانایی یک فرد یا جامعه برای کنار آمدن با سختی‌ها، سازگاری با تغییرات و بازگشت به وضعیت پایدار پس از بحران است؛ اما در این روزگار، تحمل حتی یک اختلاف نظر ساده، به نظر غیرممکن می‌آید. کافی است در فضای مجازی یا وسایل حمل‌ونقل عمومی شاهد مکالمه‌ای باشید که از اختلافی جزئی آغاز شده و به توهین و تهدید ختم می‌شود. گویی مردم فراموش کرده‌اند که آخر هر جنگی، صلحی‌ است و گاه سکوت، قدرت است نه ضعف.
از منظر روان‌شناسی اجتماعی، این رفتارها حاصل نبود آموزش مهارت‌های زندگی، فقدان مهارت حل تعارض، و مهم‌تر از همه، پایین بودن هوش هیجانی در لایه‌های مختلف جامعه است.
هوش هیجانی، یعنی توانایی تشخیص، درک، بیان و مدیریت احساسات خود و دیگران. فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، به جای واکنش‌های هیجانی سریع، می‌تواند در لحظه، احساسات خود را تنظیم کرده و حتی از تهدیدها، فرصت بسازد.
از منظر جامعه‌شناسی نیز، نبود فضای گفت‌وگو، فشارهای اقتصادی، تنش‌های شغلی، فاصله‌ی طبقاتی و ازهم‌گسیختگی نهادهای اجتماعی (خانواده، آموزش، دین و رسانه) در کاهش تاب‌آوری اجتماعی نقش مؤثری ایفا کرده‌اند.
در این میان، نمونه‌های تلخ و دردناکی مانند قتل‌های خانوادگی، خشونت‌های خانگی و دیگر حوادث ناگوار، به وضوح نشان‌دهنده‌ی فقدان تاب‌آوری در بسیاری از سطوح جامعه است. وقتی فرد یا خانواده نتواند بحران‌ها و تعارضات درونی خود را به شیوه‌ای سازنده مدیریت کند، نتیجه‌ای جز تخریب روابط، فروپاشی خانواده و آسیب‌های جبران‌ناپذیر نخواهد بود. این گونه حوادث، هشداری است جدی برای همه ما که تاب‌آوری باید به عنوان یک مهارت کلیدی و حیاتی در آموزش‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
خشونت کلامی، که به‌سادگی با توهین و اهانت خود را نشان می‌دهد، نشانه‌ای روشن از فقدان منطق و ضعف در مواجهه‌ی سالم با اختلافات است. اهانت، ابزاری است که معمولاً کسانی به کار می‌برند که حق با آن‌ها نیست، اما صدایشان بلندتر است.
تاب‌آوری نه فقط برای حفظ سلامت روان، بلکه برای ارتقاء کیفیت روابط اجتماعی، کاهش آسیب‌های روانی و اجتماعی، و ساخت جامعه‌ای گفت‌وگومحور حیاتی است. فرد تاب‌آور کسی است که حتی در دل بحران، بتواند از خشم، پلی به آرامش بزند؛ کسی که بفهمد عصبانیت دیگران، الزاما قدرت آن‌ها را نمی‌رساند، بلکه شاید نشانه‌ی تسلط آن‌ها بر روان ما باشد.
ما نیازمند بازتعریف رابطه‌مان با خود و دیگران هستیم. باید بیاموزیم که:
• هر اختلاف نظری، تهدید نیست.
• هر انتقادی، توهین نیست.
• و هر تعارضی، الزاما جنگ و برنده شدن نمی‌طلبد.
از آموزش مهارت‌های ارتباطی در مدرسه و دانشگاه گرفته تا ترویج گفتگو در خانواده‌ها، و از اصلاح سیاست‌های رسانه‌ای تا تقویت فرهنگ عمومی، همگی باید در مسیر ساخت جامعه‌ای تاب‌آورتر قرار بگیرند. چون تاب‌آوری، تنها یک ویژگی شخصی نیست؛ بلکه پایه‌ی امنیت روانی، انسجام اجتماعی و توسعه‌ی پایدار است.
در نهایت، در برابر خشونت و کینه، باید مهربانی را تمرین کنیم و در میان غوغای خشم، باید یادمان نرود که: عاقل، کسی است که از تهدید، فرصت می‌سازد.
مولانا چه زیبا می فرماید:
در این معامله هر دو برنده‌اند
که خشم خوردی و خشم نشکنی
صبر پیشه کن و خود را در کوه کن
که سنگ سخت را هم آب برد
امیدوارم روزی فرا برسد که تاب‌آوری در دل هر فرد و خانواده ریشه بدواند و جامعه‌ای سرشار از صلح، همدلی و آرامش بسازیم.
16 شهریور 1404, 10:10
بازگشت