ازدواج دختران کمسن بهعنوان یک پدیده فرهنگی یا اجتماعی همچنان در استانهای غربی رایج است. علیرغم افزایش توجه نهادهای حقوق بشری و تغییرات اجتماعی در سالهای اخیر، این مسئله همچنان در میان خانوادهها مطرح است. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف کودک همسری، دلایل شکلگیری آن، تأثیرات منفی و تلاشهای اجتماعی برای کاهش آن میپردازد.
زمینههای اجتماعی و اقتصادی کودکهمسری:
کودکهمسری معمولاً در مناطق کمتر توسعهیافته بیشتر مشاهده میشود. در این مناطق، ازدواج دختران در سنین پایین بهعنوان یک سنت پذیرفتهشده است. در گدشته برای مردان ازدواج با دختر کمسن بهنوعی باعث افزایش اعتبار اجتماعی یا قدرت آنها محسوب میشد. داشتن همسری که از نظر سنی جوانتر باشد میتوانست نوعی نمایش موفقیت یا توانایی تلقی شود.
در این جوامع مردان در نقش سرپرست خانواده، ازدواج با یک دختر کمسن را بهعنوان نشانهای از کنترل میدیدند. همچنین ازدواج با دختران کمسن بهعنوان راهی برای اطمینان از فرزندآوری و ادامه نسل بود. امروزه این نوع ازدواجها از نظر فرهنگی هم پذیرفته شده است.
در بسیاری از موارد، خانوادهها ازدواج دختران خود را بهعنوان یک راه برای تأمین امنیت اجتماعی و اقتصادی آنان میبینند. بهویژه در مناطقی که مشکلات اقتصادی و بیکاری بالاست، خانوادهها دختران خود را در سنین پایین به ازدواج میدهند تا مسئولیتهای مالی و اجتماعی کمتری را تحمل کنند.
یکی از دلایل مهم کودک همسری، نگرش سنتی به جایگاه زن در خانواده است. در برخی از مناطق غربی کشور، همچنان این باور وجود دارد که زنها باید در سنین پایین ازدواج کنند تا از نظر اجتماعی پذیرفته شوند و از مسئولیتهای اجتماعی آنها کاسته شود. برخی خانوادهها همچنین اعتقاد دارند که دختران جوانتر از نظر جسمی و روحی برای ازدواج آمادهتر هستند، در حالی که این باور بهطور علمی تایید نشده است.
از طرف دیگر، این نوع نگاه به ازدواج بهطور فزایندهای در دنیای مدرن و در جوامع با استانداردهای اخلاقی و حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است.امروزه، ازدواجهای با دختران کمسن بهطور کلی از نظر اخلاقی ناپذیرفته است. چرا که تبعات منفی زیادی مانند مشکلات جسمی و روانی برای دختران جوان به همراه دارد.
قوانین مربوط به ازدواج کودکان:
در ایران، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۳ سال است، بر اساس قانون، دختران میتوانند با اجازه پدر یا ولی ازدواج کنند. همچنین در صورتی که دختر زیر ۱۳ سال باشد، ازدواج او تنها با حکم قضائی امکانپذیر است، در واقع این موضوع عملا به نهادهای قانونی و قضائی بستگی دارد که ممکن است اجازه ازدواج را صادر کنند.
برخی از خانوادهها با استفاده از خلاءهای قانونی یا تحت تأثیر فشارهای اجتماعی، دختران خود را به ازدواجهای زودهنگام سوق میدهند. این موضوع باعث میشود که، ازدواج کودکان همچنان بهطور گسترده ادامه داشته باشد.
تاثیرات کودک همسری:
ازدواج در سنین پایین میتواند تأثیرات منفی زیادی بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی کودکان داشته باشد. در ادامه، برخی از مهمترین آثار منفی کودک همسری بررسی میشود:
آسیبهای جسمی و پزشکی: دختران جوانتر از نظر جسمی هنوز بهطور کامل برای بارداری و مادر شدن آماده نیستند. این موضوع میتواند به مشکلات جسمی جدی مانند سقطجنین، زایمان زودرس و عوارض طولانیمدت بر سلامت مادر و کودک منجر شود.
مشکلات روانی: بسیاری از دخترانی که در سنین پایین ازدواج میکنند، با مشکلات روانی نظیر افسردگی، اضطراب و اختلالات رفتاری مواجه میشوند. این دختران معمولاً از حمایتهای اجتماعی و عاطفی کافی برخوردار نیستند و ممکن است در مقابل فشارهای زندگی زناشویی احساس ناتوانی کنند.
محدودیت های آموزشی و شغلی: ازدواج در سنین پایین معمولاً بهمعنای پایان تحصیلات برای بسیاری از دختران است. در بسیاری از موارد، این دختران نمیتوانند به تحصیل یا ادامه کار خود بپردازند و در نتیجه فرصتهای شغلی و اجتماعیشان بهشدت محدود میشود.
خشونت خانگی: در برخی از موارد، کودک همسری میتواند به خشونتهای خانگی منجر شود. دختران جوان ممکن است از حمایتهای حقوقی یا اجتماعی کمتری برخوردار باشند و در نتیجه در معرض انواع مختلف خشونتهای جسمی، روانی و جنسی قرار بگیرند.
تلاشهای لازم برای مقابله با کودک همسری:
آگاهسازی خانوادهها و جوامع روستایی در مورد عواقب منفی کودک همسری و اهمیت تحصیل و استقلال زنان، بهویژه در مناطق محروم و روستایی ضروری است.
تقویت قوانین و نظارت: در برخی موارد، قوانین سختگیرانهتری برای ازدواجهای زیر سن قانونی وضع شود. همچنین نظارتهای قضائی بر ازدواج کودکان انجام شود.
سازمانهای مردمنهاد و حقوق بشری در ایران باید حمایتهای حقوقی برای دختران کودک همسر فراهم کنند و به آنها کمک کنند تا از وضعیت آسیبزا رهایی یابند.
کودک همسری همچنان یک چالش مهم در مناطق کردنشین است که نیازمند توجه ویژه از سوی نهادهای اجتماعی و حقوقی میباشد. این پدیده نه تنها به حقوق کودکان آسیب میزند، بلکه میتواند تأثیرات منفی بر جامعه نیز داشته باشد. با افزایش آگاهی، تقویت قوانین و حمایتهای اجتماعی، میتوان این پدیده را کاهش داده و شرایط بهتری برای دختران فراهم کرد تا در سنین مناسبتر و با آگاهی کامل وارد زندگی زناشویی شوند.