آموختن ازخودگذشتگی به خانواده، دوستان و همکاران، فرآیندی است که بیشتر با الگو بودن و رفتار عملی تحقق پیدا میکند تا با سخنرانی یا نصیحت. در ادامه راهکارهایی کاربردی برای آموزش و ترویج این ارزش انسانی آمده است:
۱. الگو بودن؛ رفتار شما بهترین معلم است
اگر خودتان در موقعیتهای مختلف از خودگذشتگی نشان دهید (مثلاً کمک کردن بدون چشمداشت، گوش دادن بدون قضاوت، فداکاری در کار تیمی)، اطرافیانتان ناخودآگاه این رفتار را خواهند آموخت.
مثال: اگر در جمع خانواده کاری را به جای دیگری انجام دهید بدون انتظار تشکر، آنها متوجه این نوع رفتار میشوند.
۲. تشویق و برجسته کردن رفتارهای مثبت دیگران
وقتی کسی در خانواده یا محل کار از خودگذشتگی میکند، آن را تحسین و برجسته کنید.
"خیلی کار قشنگی کردی که وقتت رو گذاشتی تا به اون کمک کنی. واقعاً ازخودگذشتگی کردی."
این باعث میشود فرد احساس ارزشمند بودن کند و این رفتار در ذهنش تقویت شود.
۳. ایجاد فرهنگ همدلی
در خانه یا محل کار، گفتگو درباره احساسات و درک نیازهای دیگران را ترویج دهید.
از خودگذشتگی زمانی شکل میگیرد که انسانها بتوانند خودشان را جای دیگری بگذارند.
۴. توضیح معنای درست ازخودگذشتگی
بعضی افراد فکر میکنند ازخودگذشتگی یعنی بیاهمیت شمردن خود. آموزش دهید که ازخودگذشتگی یعنی در مواقع لازم، منافع دیگران را نیز در نظر گرفتن، بدون اینکه کرامت و ارزش شخصی خود را فراموش کنیم.
۵. کارهای گروهی با هدف مشترک
در جمع دوستان یا خانواده، پروژههایی تعریف کنید که در آنها هر کس باید سهمی را برای دیگران انجام دهد.
مثل کمک جمعی به یک فرد نیازمند، یا انجام یک کار داوطلبانه.
این کارها، حس مسئولیتپذیری و فداکاری را تقویت میکنند.
۶. صحبت درباره تجربههای شخصی و الهامبخش
داستانهای واقعی یا شخصی از افرادی که در شرایط سخت از خودگذشتگی نشان دادهاند میتواند تأثیرگذار باشد.
هم از اطرافیان میتوانید بپرسید: "تا حالا شده از چیزی برای دیگران بگذری؟ چه احساسی داشتی؟"
۷. مراقب سوءاستفاده باشید
ازخودگذشتگی باید آگاهانه و سالم باشد. اگر کسی دائماً فداکاری میکند و دیگران از او سوءاستفاده میکنند، این رابطه نابرابر است.
باید به دیگران یاد بدهیم که ازخودگذشتگی یک انتخاب سالم است، نه وظیفهی همیشگی.
در ادامه چند مثال عملی برای یاد دادن یا تمرین «ازخودگذشتگی» در محیط خانواده، دوستان و محل کار آوردهام. این مثالها سادهاند، اما تأثیرگذار؛ و اگر به شکل مستمر انجام شوند، کمکم فرهنگ ازخودگذشتگی را در اطرافتان شکل میدهند.
الف- در خانواده:
۱. تقسیم وظایف بدون غُر زدن
گاهی کار دیگران را بدون اینکه منّت بگذاری انجام بده (مثلاً شستن ظرفهای خواهر یا برادرت، حتی اگر نوبت تو نیست).
بعد از مدتی، دیگران متوجه این رفتار میشوند و ممکن است آن را تکرار کنند.
۲. گذشت در بحثهای خانوادگی
اگر در یک بحث خانوادگی میتوانی سکوت کنی تا تنش کم شود، یا حرف طرف مقابل را بشنوی حتی اگر مخالفی، این یک نوع ازخودگذشتگی احساسی است.
۳. مراقبت از بزرگترها
داوطلب شدن برای بردن والدین به دکتر یا انجام کارهایشان، بدون اینکه از آن اجتناب کنی یا فقط برای ظاهر قضیه انجام دهی.
۴. کمک به خواهر یا برادر در زمان نیاز
مثلاً خواهر کوچکترت امتحان دارد و تو صدای تلویزیون را کم میکنی یا با او تمرین میکنی، حتی اگر خودت خسته باشی.
ب- در جمع دوستان:
۱. پشتگرمی در بحران
وقتی دوستی مشکل دارد (از نظر مالی، روحی یا خانوادگی)، کنارش بودن حتی اگر برای تو زمانبر یا سخت باشد، نشانه ازخودگذشتگی واقعی است.
۲. به اشتراک گذاشتن فرصتها
اگر فرصتی برای شغل یا پیشرفت دیدی که بیشتر به درد دوستت میخورد تا خودت، به او پیشنهاد بده. این کارها همیشه در ذهن میمانند.
۳. قهر نکردن بابت اشتباهات کوچک
گاهی باید از خواستههای خودت بگذری تا دوستی را حفظ کنی. مثلاً اگر دوستی دیر آمده یا فراموش کرده پیام بدهد، با درک شرایط از او بگذری.
ج- در محیط کار:
۱. پوشش دادن همکار در شرایط سخت
مثلاً اگر همکارت فرزند بیمارش را باید به دکتر ببرد، تو داوطلب شوی بخشی از کار و امورات و وظایف او را انجام دهی.
۲. اشتراکگذاری دانش و تجربه
اگر مهارتی داری که دیگران ندارند، بدون ترس از رقابت، آن را آموزش بده. این عمل ازخودگذشتگی حرفهای است.
۳. کمک به رشد دیگران
در جلسات کاری، موفقیت را به تیم نسبت بدهی نه فقط به خودت. از کسانی که زحمت کشیدهاند یاد کنی، حتی اگر به ضرر دیده شدن خودت تمام شود.
۴. پذیرفتن سهم بیشتر در کار گروهی
اگر گروه نیاز به کسی دارد که وقت بیشتری بگذارد و تو میتوانی، داوطلب شو. اما بدون غر زدن یا منت گذاشتن.
جمعبندی:
ازخودگذشتگی با «فدا کردن خود» فرق دارد. ازخودگذشتگی یعنی گاهی خود را عقبتر بگذاری، تا چیزی بزرگتر به دست بیاید: اعتماد، مهر، دوستی و همکاری ماندگار.
* مشاور و بیزینس کوچینگ استراتژیک
مدیر موسسه فرهنگی نوآوران هنر و سخن سگال