rojanpress.ir | شهیدی برای تنفس شهر

شهیدی برای تنفس شهر

او که جان داد، نه از روی نادانی، بلکه از سر آگاهی بود.
وکیلی از نسل روشن‌اندیشان، عضوی فعال در انجمن «ژینگه‌پاریز»، که خودش را نه جدا از طبیعت، بلکه بخشی از آن می‌دانست. از تبار درخت و خاک و شعله‌ای که سرانجام در دل همان طبیعت جان داد.
او در راه نجات بلوط‌های زاگرس و آسمان آبی آبیدر شهید شد؛
برای حقی که به آن آگاه بود: حق تنفس، حق زندگی، حق آینده.

اما هر بار که آتش زبانه می‌کشد، یک سوال تکرار می‌شود:
چرا همیشه اعضای انجمن‌های مردم‌نهاد در خط مقدم جان می‌دهند؟
چرا فعالان محیط زیست، با دستان خالی، بیشتر از کارمندان رسمی و نیروهای مجهز قربانی می‌شوند؟
پاسخ روشن است:
نه از سر ناآگاهی یا بی‌تجربگی، بلکه به‌خاطر تعهد عمیق‌تر، دلسوزی بی‌چشم‌داشت، و احساس مسئولیتی فراتر از وظیفه.
درحالی‌که سازمان‌های مسئول بودجه و نیرو دارند، اما در بزنگاه‌ها باز این مردم هستند که پیش‌مرگ طبیعت می‌شوند.
سازمان منابع طبیعی و محیط زیست، چه زمانی می‌خواهند به‌جای گزارش، وارد میدان واقعی شوند؟
کمیته بحران، چه برنامه‌ای برای پیشگیری و واکنش سریع دارد؟
و مهم‌تر از همه: چرا آموزش و تجهیزات لازم، پیش از وقوع بحران، به مردمی که در خط مقدم‌اند نمی‌رسد؟
آنکه امروز به خاک سپرده شد، فقط یک فعال محیط زیست نبود؛ صدای فریاد خاموش‌شده‌ی یک نسل بود؛ نسلی که می‌سوزد، اما نمی‌خواهد دیگر بلوطی بسوزد، یا آسمانی دیگر خاکستر شود.
5 مرداد 1404, 19:44
بازگشت