rojanpress.ir | بحران امروز محصول دیروز؛ راه حل فردا چیست؟

بحران امروز محصول دیروز؛ راه حل فردا چیست؟

بحران کم‌آبی و قطع گسترده‌ی برق که این روزها تابستان را برای بسیاری از مردم ایران تلخ کرده، نه پدیده‌ای ناگهانی است و نه صرفاً ناشی از خشکسالی یا گرمای بی‌سابقه. آنچه امروز با آن رو به‌ رو هستیم، حاصل سال‌ها بی‌تدبیری در مدیریت منابع حیاتی کشور، فقدان برنامه‌ریزی پایدار، و غیبت حکمرانی هوشمند بر آب و انرژی است.

بی‌شک، سهم نهادهای دولتی و حاکمیتی در شکل‌گیری این وضعیت انکارناپذیر است؛ اما در همین حال، نمی‌توان از ضعف مطالبه‌ گری اجتماعی و غفلت عمومی نیز چشم پوشید. اگر در سال‌های گذشته، جامعه‌ی مدنی با جدیت بیشتری خواهان اصلاح شیوه‌های مصرف، توقف پروژه‌های ناکارآمد، و تدوین نقشه‌ی راه منابع پایدار شده بود، شاید امروز ابعاد این بحران کمتر بود.

اکنون اما، در میان خاموشی‌ها و بی‌ آبی، بیش از هر چیز به همکاری آگاهانه و مسئولانه‌ی مردم نیاز است. صرفه‌جویی در این برهه، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت ملی است؛ ضرورتی برای عبور از وضعیتی اضطراری که اگرچه سهم اصلی آن با دولت‌ هاست، اما راه نجاتش در دستان مردم است.
با این حال، عبور از بحران نباید به معنای فراموشی آن باشد. امروز باید بحران را مدیریت کرد، اما فردا باید ساختارها را اصلاح کرد. مطالبه‌گری آگاهانه پس از بحران، تنها راه جلوگیری از تکرار چنین فجایعی است. مردم باید از مسئولان بپرسند:
چرا برای تابستانِ داغ برنامه‌ریزی نشده بود؟
چه نهادی پاسخگوی پروژه‌های انتقال آب و سد سازی‌ های غیرکارشناسی است؟
چرا انرژی‌های تجدیدپذیر در سال‌های گذشته جدی گرفته نشد؟
و از همه مهم‌تر، چه زمانی قرار است حکمرانی منابع از سیاست‌ زدگی به‌ سوی مدیریت علمی و مردمی حرکت کند؟
عبور از بحران هنر است؛ اما جلوگیری از تکرار آن، نشانه‌ی بلوغ اجتماعی و مدیریتی است. امروز باید صرفه‌جویی کنیم، و فردا باید پرسشگری را آغاز کنیم. عبور از بحران، یک کنش ضروری و ملی است؛ اما جلوگیری از تکرار آن، یک وظیفه‌ی مدیریتی و تمدنی است.

ما امروز با کاهش مصرف، مسئولانه عمل می‌کنیم؛ اما فردا باید با ابزارهای مدرن حکمرانی، از مسئولان پاسخ بخواهیم. جامعه‌ای که تنها در بحران فریاد می‌زند و پس از آن سکوت می‌کند، ناگزیر هر سال در آتش همان بحران خواهد سوخت.

یکی از شاخص‌های دولت مدرن، پذیرش اشتباه و اصلاح مستمر سیاست‌ها بر پایه‌ی یادگیری سازمانی است. متأسفانه در مدیریت منابع کشور، نه‌تنها چنین چرخه‌ای وجود ندارد، بلکه گاهی با انکار واقعیت‌ها و فرافکنی، از پذیرش مسئولیت نیز طفره می‌رود.

نمی‌توان انکار کرد که بخشی از آنچه امروز به نام بحران انرژی می‌شناسیم، نتیجه‌ی مستقیم سو‌ مدیریتی‌هایی است که عملاً آب را از سدها به آسیاب دشمن ریخته‌اند. وقتی منابع حیاتی کشور بدون ارزیابی علمی و بی‌توجه به اولویت‌های زیست‌ محیطی صرف پروژه‌های نمایشی یا رانتی می‌شود، نه‌تنها زیست‌ بوم کشور آسیب می‌بیند، بلکه نارضایتی عمومی افزایش می‌یابد و اعتماد ملی تضعیف می‌شود؛ همان نقطه‌ای که دقیقاً دشمنان این سرزمین برای نفوذ و نا امیدسازی مردم نشانه گرفته‌اند. ادامه‌ی این مسیر، نه فقط بحران‌های بعدی را محتمل‌تر می‌کند، بلکه سرمایه‌ی اجتماعی نظام را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد.

در شرایط کنونی، صرفه‌جویی آگاهانه فقط یک توصیه‌ی اخلاقی نیست؛ بلکه ستون اصلی عبور از بحران است. با این حال، همان‌طور که در نظریات توسعه‌ی نهادی آمده است، هیچ اقدام موقتی‌ بدون اصلاح ساختاری، بحران را حل نمی‌کند؛ فقط آن را به تعویق می‌اندازد.
پس بیاییم بعد از عبور از بحران، به‌جای فراموشی، به اصلاح بنیادین بیندیشیم و پرسشگری را آغاز کنیم.

*دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
1 مرداد 1404, 02:39
بازگشت