شهروندخبرنگار روژان مینویسد: جمعهای دلانگیز بود و راهی گوێزه کوێر در دامنه آبیدر شدیم؛ جایی که چشمهای زلال در دل کوه میجوشد و به استخر میریزد، جایی که نسلها از مردم سنندج با آن انس و الفت دارند؛ دلرباترین نقطه آبیدر.
اما دیگر چهچهه بلبل و آوای کبوتران وحشی شنیده نمیشد از سنجابها هم خبری نیست. صدای موتورهای پر سر و صدا از هر سو، فضای طبیعت را شکافته بود و به جای آرامش، تنش در دل این کوه مقدس پیچیده بود.
آبیدر برای مردم سنندج فقط یک تفرجگاه نیست؛ نماد سرفرازی است، مادری مهربان است که در هر فصل با آغوشی باز از فرزندانش پذیرایی میکند.
درختان و چشمهسارهایش الهامبخش شاعران بودهاند و کوهنوردان با آن، انسی دیرینه دارند. اما این روزها، صدای ناهنجار موتورهایی که بیپروا میتازند، نظم طبیعی آبیدر را بر هم زدهاست.
ویراژ موتورسواران، بهویژه در مسیرهای «هفتآسیاب» و «گوێزه کوێر»، دیگر به امری عادی تبدیل شده و متأسفانه سکوت مقدس کوه را به هم میریزد. صدایی که نهتنها حیاتوحش منطقه را فراری داده، بلکه آسایش خانوادهها و علاقهمندان به طبیعت را نیز از بین برده است.
بسیاری از این موتورسواران بیتوجه به حضور کودکان و سالخوردگان، با سرعت از دل جمعیت عبور میکنند و به تذکرات نیز وقعی نمینهند. امروز بیش از همیشه باید برای آرامش آبیدر حرمت قائل شویم.
بیاییم دست بهدست هم دهیم تا این کوه، کوه بماند؛ آرام، ساکت و استوار.
حسین خالدیان