هیچ وقت فکر نمیکردم زمانی برسد که از وصف بحران اقتصادی، شناسایی علل، نفرین عوامل و مرثیه خوانی برای قربانیان عاجز شوم، هیچگاه باور نمیکردم فقر تمام ساختارهای فرهنگی کورد و نظام اجتماعی کردستان را به چالش بکشد.کردستانی که مملو از منابع توسعه اقتصادی است به جای اینکه قطب شکوفائی کشور باشد خودش با حرانهای اقتصادی و فاجعههای اجتماعی ناشی از توسعه نیافتگی روبروست، کولبری، زبالهگردی، دستفروشی، دلالی و سرایداری باغ ویلاها تنها جلوههای فقر و بیکاری نیست.
زیرا تبدیل آنها یک پدیده اجتماعی و منبع درآمد خانوادگی از همه خطرناکتر است و زبالهگردی پیر زنان اولین نشانه ورود به این مرحله است.
تعداد پیر زنان فعال در زبالهگردی در 2 سال اخیر به شدت افزایش یافته که برخی از آنها از فرط فقر، برخی به اجبار فرزندان و برخی به عنوان یک کار پر سود به این کار روی آورده که همه این علل نشانه سقوط جایگاه سالمندی و پایان حرمت پیر در فرهنگ این مرز و بوم است.
پیری در اصل زمانی است که فرد تمامی مسئولیتهای فردی، خانوادگی و اجتماعی را انجام داده و وارد مرحله بزرگی و سروری شده و باید خانواده و جامعه وی را تکریم و و اوامرش را اطاعت کنند اما روند شهرنشینی و توسعه صنعتی این جایگاه را به چالش کشیده و پیر را تبدیل به موجودی ناکارآمدی نموده و مراکز نگهداری از سالمندان را برای گذران دوران پیری احداث کرد.
اما امروزه جامعه ایرانی به این هم بسنده نکرده و پیر را از استراحت بازداشته و آنها را وادار به کارهای خلاف شان و مقام-شان وامیدارد که ناخوشایندترین و بیادبانهترین آن شغل زبالهگردی است که تا 20 سال قبل هیچ اثری از این پدیده در مناطق کوردنشین وجود نداشت.
فاطمه 71 ساله اجاره خانه، عایشه 69 ساله تامین معیشت 3 نفر نوه یتیم، مریم 63 ساله بدهکاری همسر، طوبی 59 ساله تامین درمان شوهر، کبری 75 ساله تامین معیشت و نصرت 51 ساله کمک به شوهر را علت فعالیت در این شغل بیان کردند.
گسترش مستمر فقر در کردستان ریشه در 2 عامل دارد 1: تسلط ایدئولوژی بر مدیریت کلان کشور زیرا منابع را به نسبت سنخیت و نزدیکی به عقیده غالب توزیع میکند 2: غلبه نادانی و فساد بر روند اداره کشور، در این دوران افکار و افراد نادان با سوء استفاده از تظاهر مذهبی، عضویت جناحهای سیاسی و انتساب به سران و مراجع قدرت توانستند در بدنه مدیریت کلان جا خوش کرده و دلالان و وابستگان خود را به سراسر کشور اعزام کنند که سرزمین کردستان به علل خاص بیشترین آسیب را از این روند دید. یورش نوچهها و دلالان باندهای مقتدر فساد به سرزمین کوردها و غارت منابع طبیعی، معدنی، اراضی، موقوفات و تسهیلات بانکی هنوز هم ادامه دارد.
منابع این استان ظرفیت تبدیل شدن به قطب اقتصادی و تکیهگاه توسعه کشور را داشته و میتواند عامل پایداری شاخصهای توسعه یافتگی باشد به طوری که سعادت و رفاه چند برابر جمعیت خود را تامین کند اما اکنون مردمش ناچار به مهاجرت به اروپا و آمریکا، حمالی بازار میوه و تره بار تهران، عملگی بازار ساخت و ساز استانهای مرکزی و جنوبی، کولبری و از همه ناخوشایندتر زبالهگردی هستند.
برای متولیانی که حس مسئولیت دارند شرم آور است که مردم سرزمین آب، خاک، خورشید، مرتع، جنگل، آهن و طلا این شرایط فلاکت بار را داشته باشند.